به گزارش روابط عمومی ادارهکل بهزیستی استان همدان، بعضی آدمها، سالهای خدمتشان را فقط در تقویم و پروندهها ثبت نمیکنند؛ آنها بخشی از زندگیشان را پای مردم میگذارند.
علیاصغر ابراهیمخانی، متولد ۱۳۳۸، یکی از پیشکسوتان عرصه خدمت است که ۳۰ سال از عمر خود را در خدمت به مردم گذراند و ۲۷ سال از این سالها را در بهزیستی سپری کرد.
وقتی از آن سالها میگوید، پیش از هر چیز از شجاعت میگوید؛ از اینکه یک مسئول باید در هر شرایطی پشت مردم و مددجو بایستد و برای گرهگشایی از مشکلات آنان تلاش کند.
اما در روایت ابراهیمخانی، در کنار شجاعت، واژه دیگری نیز جایگاه ویژهای دارد: عدالت. عدالتی که برای او فقط یک واژه نبود؛ بلکه باید در رفتار و تصمیمهای روزمره دیده میشد. او باور داشت همه مددجویان و همه همکاران باید از احترام و حمایت برخوردار باشند و هیچکس نباید به دلیل شرایط خود، از حق و توجه محروم بماند.
حتی در سادهترین اتفاقات روزمره نیز این نگاه را دنبال میکرد.
وقتی گوشت قربانی به بهزیستی میرسید، آن را میان مددجویان تقسیم میکرد و اگر سهمی باقی میماند، آن را برای مددجویان دیگری کنار میگذاشت؛ چراکه برای او، عدالت باید در عمل دیده میشد.
شیرینترین خاطره او از سالهای خدمت نیز به همین نگاه بازمیگردد؛ کمک کردن به مردم و اینکه هیچکس برای درخواست کمک، دست خالی از نزد او برنگردد.
ابراهیمخانی در روایت سالهای خدمتش، با احترام از شهید فیاضبخش یاد میکند؛ مردی که به باور او، بهزیستی را با اندیشه حمایت از انسانهای نیازمند بنا کرد و خدمت به مردم را در مرکز این مسیر قرار داد.
او همچنین روزهایی را به یاد میآورد که برای خدمترسانی به ۱۳۰ روستا، تنها یک دستگاه موتورسیکلت در اختیار داشتند؛ کمبود امکاناتی که با وجود دشواریهایش، شوق خدمت را در آنان کم نکرد.
در آن روزها، برای رفع این مشکل نامهای نوشت و نتیجه آن، تأمین چهار دستگاه موتورسیکلت و یک دستگاه جیپ برای حوزه مددکاری بود؛ اقدامی که میتوانست دسترسی مددکاران به روستاها و جامعه هدف را تسهیل کند.
سالها از آن روزها گذشته است، اما حاجآقا ابراهیمخانی هنوز همان حرف را تکرار میکند:
باید پشت مردم باشیم؛
باید پشت مددجو بایستیم؛
و هر کاری از دستمان برمیآید، برای گرهگشایی از زندگی مردم انجام دهیم.
شاید راز ماندگاری بعضی آدمها همین باشد؛ اینکه بعد از سالها، وقتی از گذشتهشان حرف میزنند، به جای خاطره مقام و مسئولیت، از مردم میگویند؛ از روزهایی که تلاش کردند باری از دوش کسی بردارند و گرهی از زندگی انسانی باز کنند.
و از عدالت؛ عدالتی که به باور او، باید آن را از امام علی(ع) آموخت.
این شاید یکی از ماندگارترین درسهای سالهای خدمت یک پیشکسوت باشد؛ اینکه مسئولیت، با پایان دوران خدمت تمام نمیشود و آنچه از یک عمر خدمت باقی میماند، نه عنوانها و سمتها، بلکه ردّی است که در زندگی مردم بر جای گذاشتهایم.












نظر شما