روایت ششم از پویش رسانه‌ای «روایت تجربه» | وقتی خدمت به مردم، معنای دیگری پیدا می‌کند

به مناسبت هفته ملی سالمندان ۱۴۰۵ و در چارچوب پویش رسانه‌ای «روایت تجربه» با محور «روایت زندگی و حکمت»، روایت محمد یوسفی، بازنشسته اداره بهزیستی شهرستان رزن را می‌خوانیم؛ پیشکسوتی که سال‌های زیادی از دوران خدمت خود را در مسیر حمایت از جامعه هدف بهزیستی سپری کرده و باور دارد تجربه بازنشستگان در کنار انگیزه و انرژی کارکنان جوان، می‌تواند به سرمایه‌ای ارزشمند برای پیشبرد اهداف سازمان تبدیل شود.

به گزارش روابط عمومی اداره‌کل بهزیستی استان همدان، محمد یوسفی درباره چگونگی پیوند میان تجربه بازنشستگان و انرژی کارکنان جوان معتقد است باید زمینه‌های ارتباط و تبادل نظر میان این دو گروه فراهم شود.

او در این باره می‌گوید: «ایجاد کارگروه‌های رسانه‌ای و تشکیل کانال‌هایی در سطح شهرستان می‌تواند زمینه مناسبی برای ارتباط و تبادل نظر میان کارکنان فعلی و بازنشستگان باشد. باید از تجربیات بازنشستگان و راهکارهای آنان استفاده کرد و روش‌های مؤثر را در مسیر پیشبرد اهداف سازمان عملیاتی کرد.»

به باور این پیشکسوت بهزیستی، تجربه سال‌های خدمت بازنشستگان می‌تواند در کنار توان و انگیزه نیروهای جوان، به انتقال تجربه و بهبود مسیر خدمت‌رسانی کمک کند.

سالمندان؛ تجربه‌ای برای نقش‌آفرینی در جامعه

یوسفی در بخش دیگری از روایت خود، بر ضرورت حضور و مشارکت فعال سالمندان در جامعه تأکید می‌کند و معتقد است سالمندان می‌توانند با انتقال تجربیات خود، همچنان در مسیر توسعه محلی و اجتماعی نقش‌آفرین باشند.

او می‌گوید: «مشارکت و حضور میدانی در اجتماعات محلی، ارائه تجربیات و تبادل نظر با دیگر سالمندان می‌تواند زمینه‌ای برای نقش‌آفرینی آنان در توسعه محلی باشد.»

خاطره‌ای که معنای خدمت را برای او تداعی می‌کند

اما شاید ماندگارترین بخش روایت محمد یوسفی، خاطره‌ای باشد که از سال‌های خدمت خود در بهزیستی به یاد دارد؛ خاطره‌ای که برای او معنای واقعی خدمت را تداعی می‌کند.

او روایت می‌کند: «یکی از خاطرات خوب من مربوط به خانواده‌ای تحت پوشش بهزیستی بود که پدر خانواده به بیماری آلزایمر مبتلا بود. برای فرزند خانواده در زمینه دریافت معافیت از خدمت سربازی راهنمایی و کمک کردم و خوشبختانه موضوع به نتیجه رسید.»

پس از آن، اعضای این خانواده برای قدردانی از او به منزلش مراجعه کردند و مقداری طلا و جواهر به وی هدیه دادند؛ اما یوسفی این هدیه را نپذیرفت و آن را به خانواده بازگرداند.

به گفته خودش، خطاب به اعضای خانواده گفت: «من هم دوست دارم در اجر و ثواب زحماتی که برای پدرتان می‌کشید و از ایشان مراقبت می‌کنید، سهیم باشم.»

شاید این جمله کوتاه، بخش مهمی از نگاه او به سال‌های خدمت در بهزیستی را روایت می‌کند؛ نگاهی که خدمت به مردم را فراتر از انجام یک وظیفه اداری می‌داند و آن را فرصتی برای حمایت از افراد دارای معلولیت، سالمندان، خانواده‌های نیازمند و دیگر اقشار آسیب‌پذیر تلقی می‌کند.

توصیه‌ای از یک پیشکسوت به همکاران امروز

محمد یوسفی در پایان، خطاب به کارکنان امروز بهزیستی، بر اهمیت خدمت همراه با محبت و دلسوزی تأکید می‌کند و می‌گوید: «خدمت در بهزیستی و حمایت از بندگان خدا و اقشار آسیب‌دیده، خدمت به خلق‌الله است. امیدوارم همکاران قدر این روزهای خدمت را بدانند و هرچقدر که امکان دارد با محبت و دلسوزی به خلق‌الله خدمت‌رسانی کنند.»

روایت محمد یوسفی، روایتی از سال‌هایی است که برای او خدمت در بهزیستی تنها یک عنوان شغلی نبوده، بلکه مسیری برای همراهی با مردم و جامعه هدف و به‌جا گذاشتن تجربه‌ای برای نسل‌های بعدی بوده است.

کد مطلب 207317

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 8 =

خدمات الکترونیک پرکاربرد