آموزش اثربخش ضامن اشتغال شایسته و آینده مطلوب کودکان کار

معاون نوآوری و خدمات دانش بنیان مرکز برنامه ریزی، نوآوری، هوشمندسازی و امنیت فضای مجازی سازمان بهزیستی کشور به انجام یک پروژه مطالعاتی در زمینه ارزیابی اثربخشی آموزش های مهارتی به ۲۰۰ نفر از کودکان کار خبر داد.

به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل سازمان بهزیستی کشور؛ دکتر محسن کرمانی با اعلام این خبر گفت:پدیده کار کودک، مسأله فراگیری است که اکثر کشورهای جهان به درجات مختلف با آن درگیر هستند. آثار و پیامدهای گسترده و پایدار این پدیده از یک طرف و گسترش حقوق کودکان و مطالبه اجتماعی آن از طرف دیگر، موجب توجه روزافزون سازمان‌های حمایتی دولتی و مردم‌نهاد به این موضوع شده است.

وی افزود:این سازمان‌ها پس از گذار از رویکردهای حمایتی در حال حاضر اغلب بر توانمندسازی کودک و خانواده با هدف خروج از چرخۀ فقر و نیازمندی تأکید دارند. محور اکثر برنامه‌های توانمندسازانه نیز آموزش به ویژه آموزش مهارت‌های شغلی است که در قالب بسته‌های مختلف به کودکان حائز شرایط و خانواده ایشان ارائه می‌شود. با این پیش‌فرض که کسب مهارت‌های حرفه‌ای لازم، امکان دسترسی به منابع و فرصت‌های اقتصادی و اجتماعی موجود در جامعه را برای کودک و خانواده‌اش و در نتیجه داشتن شرایط یک زندگی متعارف را فراهم می‌سازد. از این رو، ارزیابی کیفیت و اثربخشی برنامه‌های آموزشی، بایستی به عنوان یک اصل همواره مورد توجه مسئولان و فعالان این حوزه قرار گیرد.  
      کرمانی گفت:در این راستا، سازمان بهزیستی کشور با همکاری سازمان آموزش فنی و حرفه‌ای کشور و مؤسسه کار و تأمین اجتماعی  طی یک پروژه مطالعاتی به ارزیابی اثربخشی آموزش‌های مهارتی ارائه شده به ۲۰۰ نفر از کودکان کار در چهار استان تهران، خراسان رضوی، فارس و خوزستان در سال ۱۴۰۵ پرداخته است. بر اساس یافته‌های این مطالعه که در قالب مدل ارزشیابی سیپ (CIPP) انجام شده است، اثربخشی آموزش‌های مهارتی ارائه‌شده به کودکان کار در سطح متوسط ارزیابی شده است.

وی افزود:بررسی ابعاد مختلف این مدل نشان می‌دهد که یکی از عوامل مهم در این وضعیت، توجه کمتر به زمینه و نیاز واقعی کودکان بوده است. به عبارت دیگر، هرچند آموزش مهارتی به‌عنوان یکی از ابزارهای مهم توانمندسازی کودکان کار مورد توجه قرار گرفته، اما میزان انطباق آموزش‌ها با نیازها، شرایط، علایق و ظرفیت‌های کودکان و همچنین اقتضائات محیط اجتماعی، خانوادگی و اقتصادی آنان، به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته است.
     کرمانی گفت:  این یافته از آن جهت اهمیت دارد که اثربخشی آموزش را نمی‌توان صرفاً در کیفیت برگزاری دوره یا انتقال مهارت خلاصه کرد. اثربخشی واقعی زمانی محقق می‌شود که آموزش از نقطه آغاز، بر مبنای شناخت دقیق زمینه، نیاز و ویژگی‌های گروه هدف طراحی شود و در ادامه، به نتایج و پیامدهای ملموس برای کودک و خانواده منجر شود. متوسط بودن خروجی‌ها و پیامدهای برنامه، از این منظر، می‌تواند نشانه‌ای از فاصله میان آموزش ارائه‌شده و نیاز و شرایط واقعی کودک کار باشد.  
          از این رو، مهم‌ترین درس سیاستی این مطالعه، ضرورت حرکت از رویکرد آموزش‌محور به رویکرد زمینه‌محور و نتیجه‌محور است. در طراحی دوره‌های مهارتی، پیش از تعیین نوع و محتوای آموزش، باید ویژگی‌ها و نیازهای کودکان، شرایط خانوادگی، محدودیت‌های آنان، فرصت‌های واقعی بازار کار و امکان استفاده از مهارت کسب‌شده مورد توجه قرار گیرد. همچنین حمایت‌های لازم پس از آموزش باید به گونه‌ای طراحی شود که مهارت کسب‌شده بتواند به فرصت واقعی برای اشتغال شایسته و بهبود وضعیت اقتصادی کودک و خانواده تبدیل شود.
      

کد خبر 201567

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 4 =

خدمات الکترونیک پرکاربرد