تحولات چند دهه اخیر نشان داده است جوامع معاصر بیش از هر زمان دیگری در معرض بحرانهای گسترده و چند لایه قرار دارند؛ از بلایای طبیعی و همه گیریهای بیماری گرفته تا تنشهای اقتصادی، آسیبهای اجتماعی و اشکال مختلف خشونت.
این رویدادها صرفاً آثار فردی بر جای نمیگذارند؛ بلکه گاه، کل یک جامعه یا یک جمعیت محلی را دچار آسیب روانی و اجتماعی میکنند.
این وضعیت که میتوان آن را «آسیب روانی جمعی» نامید به تجربهای مشترک از رنج، ناامنی، بیاعتمادی و اختلال در کارکرد طبیعی زندگی اجتماعی اشاره دارد. در چنین شرایطی، تمرکز صرف بر درمانهای فردی یا مداخلات متمرکز و از بالا به پایین کفایت نمیکند؛ بلکه آنچه میتواند به بازسازی روانی و اجتماعی جامعه یاری رساند، تقویت بسترهای اجتماعی در نزدیکترین سطح به زندگی مردم، یعنی سطح محله است.
در این چارچوب، طرح «سلام محله» که در ۲۷۵۰کانون کشور در حال اجراست، میتواند نقشی راهبردی در کنترل و کاهش آسیبهای روانی جمعی ایفا کند.
«سلام محله» مفهومی فراتر از ارائه خدمات مقطعی است و به معنای سازماندهی ظرفیتهای مردمی، شبکههای داوطلبانه، خدمات اجتماعی خرد و سازوکارهای مشارکتی در بستر محله است.
این طرح بر کیفیت روابط اجتماعی، میزان اعتماد میان افراد، سطح مشارکت شهروندی، دسترسی به خدمات اجتماعی، وجود شبکههای حمایتی محلی و احساس تعلق به محیط زندگی تکیه دارد.
محلهای که در چارچوب «سلام محله» فعال میشود محلهای است که در آن
افراد یکدیگر را میشناسند،
در حل مسائل جمعی مشارکت میکنند،
نسبت به هم احساس مسئولیت دارند، در مواقع بحران تنها نمیمانند. چنین محلهای از ظرفیت درونی برای مقابله با تکانههای بیرونی برخوردار است.
آسیبهای روانی جمعی معمولاً در پی رویدادهایی شکل میگیرند که نظم عادی زندگی را مختل میکنند؛ از زلزله و سیل گرفته تا بیماریهای فراگیر، بحرانهای شدید اقتصادی یا حوادث خشونتآمیز. و مثل امروز حملات ناجوانمردانه امریکایی-صهیونی،
پیامد این وضعیت ممکن است افزایش اضطراب، افسردگی، بیاعتمادی، گسترش تعارضات خانوادگی، کاهش مشارکت اجتماعی و حتی بروز آسیبهای ثانویه مانند خشونت خانگی یا گرایش به رفتارهای پرخطر باشد.
هنگامی که این نشانهها در مقیاس گسترده و در یک اجتماع محلی بروز میکند، دیگر نمیتوان آن را صرفاً مسئلهای فردی تلقی کرد؛ بلکه باید آن را پدیدهای اجتماعی دانست که نیازمند پاسخ اجتماعی است.
«سلام محله» دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا میکند.
_یکی از مهمترین سازوکارهایی که «سلام محله» از طریق آن میتواند به کنترل و کاهش آسیبهای روانی جمعی کمک کند، تقویت سرمایه اجتماعی است.
سرمایه اجتماعی به شبکه روابط، اعتماد متقابل، هنجارهای همکاری و روحیه همیاری میان افراد اشاره دارد.
در محلههایی که سرمایه اجتماعی بالاست، افراد در زمان بحران به یکدیگر رجوع میکنند، اطلاعات معتبر را به اشتراک میگذارند، منابع خود را تجمیع میکنند و مانع گسترش شایعات و ترسهای بیپایه میشوند.
طرح «سلام محله» با فعال سازی کانونهای محلی، گروههای داوطلب و تشکلهای مردمی، بستر افزایش این سرمایه اجتماعی را فراهم میکند و از این طریق، ظرفیت بازگشت به تعادل پس از بحران را تقویت مینماید.
از منظر بومشناسی اجتماعی، سلامت روان افراد حاصل تعامل آنان با محیطهای پیرامونی، از خانواده و مدرسه گرفته تا محله و نهادهای محلی است.
اگر محیط محله آکنده از بیاعتمادی، انزوا و گسست اجتماعی باشد، فشار روانی بحرانها تشدید میشود. اما اگر همین محیط واجد شبکههای حمایتی، فضاهای گفتوگو و سازوکارهای حل مسئله جمعی باشد، به سپری در برابر فشارهای روانی بدل میشود.
«سلام محله» با ایجاد ساختارهای ارتباطی منظم، نشستهای محلی و فعالیتهای جمعی، این سپر اجتماعی را تقویت میکند.
همچنین تجربه نشان میدهد که احساس کنترل بر سرنوشت و مشارکت در تصمیمگیری، یکی از عوامل اصلی کاهش آثار منفی بحرانهاست.
در شرایط آسیب روانی جمعی، افراد اغلب دچار احساس ناتوانی و بیقدرتی میشوند. اگر ساختارهای محلی در قالب «سلام محله» به گونهای طراحی شوند که ساکنان بتوانند در برنامهریزی برای بازسازی، اولویتبندی نیازها و ارائه راهحلها نقش فعال داشته باشند، این احساس بیقدرتی کاهش مییابد. مشارکت فعال، امید اجتماعی را بازسازی میکند و حس کارآمدی جمعی را افزایش میدهد.
شبکههای حمایتی اجتماعی در سطح محله از مهمترین ابزارهای عملی برای کاهش آثار آسیبهای روانی جمعیاند. گروههای همیاری،
نشستهای محلی،
حلقههای گفتوگو،
تشکلهای داوطلبانه،
گروههای ارتباطی محلهای، میتوانند فضایی امن برای بیان تجربهها و تخلیه هیجانی فراهم آورند. وقتی افراد متوجه می شوند که دیگران نیز تجربهای مشابه داشتهاند و احساسات آنان فهمیده میشود، از شدت انزوای روانی کاسته میشود.
«سلام محله» با سازماندهی این شبکهها در قالب کانونهای فعال، میتواند چنین فضاهایی را به صورت ساختاری و پایدار ایجاد کند.
تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد پس از بلایای طبیعی، شبکههای داوطلب محلی و مراکز اجتماع محور توانستهاند سریعتر از ساختارهای رسمی به نیازهای روانی و اجتماعی پاسخ دهند.
در ژاپن، پس از زمینلرزهها و سونامیهای گسترده، نظام منسجمی از گروههای داوطلب محلی، آموزشهای کمکهای اولیه روانی و مراکز محلهای برای هم افزایی خدمات شکل گرفته است که به بازسازی اعتماد و بازگشت سریعتر مردم به زندگی عادی کمک کرده است.
در کشورهای اسکاندیناوی نیز مراکز اجتماع محور با همکاری مدارس، مراکز بهداشت و سازمانهای داوطلب، خدمات حمایتی خرد را در دسترس ساکنان قرار میدهند و از گسترش انزوا و اضطراب جمعی جلوگیری میکنند.
این تجربهها نشان میدهد رویکردی که در «سلام محله» دنبال میشود، با الگوهای موفق جهانی همراستا است.
یکی دیگر از کارکردهای «سلام محله» تقویت اعتماد اجتماعی است._ بحرانهای گسترده معمولاً به تضعیف اعتماد میان افراد و نیز اعتماد به نهادها میانجامد.
اگر در سطح محله سازوکارهای شفاف برای اطلاعرسانی، تصمیمگیری مشارکتی و پاسخگویی وجود داشته باشد، اعتماد تدریجاً ترمیم میشود. اعتماد میان فردی و اعتماد به فرایندهای اجتماعی، بنیان همبستگی اجتماعی را تقویت میکند و از گسترش بدبینی و تعارض جلوگیری مینماید.
«سلام محله» همچنین در پیشگیری از بروز آسیبهای ثانویه نقش دارد. تجربه نشان داده است پس از بحرانهای گسترده، احتمال افزایش خشونت خانگی، افت تحصیلی، گرایش به مصرف مواد یا بروز اختلالات روانی افزایش مییابد.
اگر در چارچوب کانونهای «سلام محله» نظامهای، پایش محلی، آموزش مهارتهای مقابلهای، مشاورههای در دسترس، حمایتهای اجتماعی فعال باشند، میتوان نشانههای اولیه خطر را شناسایی و مداخله زود هنگام انجام داد.
چنین رویکردی مانع از تبدیل یک بحران کوتاه مدت به چرخهای پایدار از آسیبهای اجتماعی میشود.
برای تحقق کامل ظرفیت «سلام محله» در کنترل و کاهش آسیبهای روانی جمعی، مجموعهای از الزامات ساختاری و اجرایی ضروری است.
اول باید ساختارهای مشارکتی محلی تقویت شوند تا نمایندگان واقعی ساکنان در تصمیمسازی نقش داشته باشند.
دوم، ظرفیتسازی نیروهای محلی اهمیت دارد؛ آموزش داوطلبان، مددکاران اجتماعی، معلمان و کنشگران محلی در زمینه شناسایی نشانههای آسیب روانی، مهارتهای گفتوگو و هدایت گروههای حمایتی، سرمایه انسانی محله را تقویت میکند.
سوم، خدمات اجتماعی و سلامت روان باید در نزدیکترین سطح به زندگی مردم و بدون تشریفات پیچیده در دسترس باشد.
چهارم، لازم است شاخصهای اجتماعی محله به طور مستمر پایش شود؛ از میزان مشارکت و سطح اعتماد گرفته تا احساس تعلق و نشانههای فشار روانی.
پنجم، استفاده از شبکههای ارتباطی محلی برای انعکاس تجربههای موفق و روایتهای امیدبخش، امید اجتماعی را تقویت میکند.
در جمعبندی میتوان گفت «سلام محله» نه یک برنامه حاشیهای، بلکه راهبردی بنیادین برای مواجهه با آسیبهای روانی جمعی است.
این طرح با تکیه بر سرمایه اجتماعی، مشارکت فعال ساکنان، خدمات خرد در دسترس و اعتماد متقابل، میتواند شدت و ماندگاری آثار بحرانها را کاهش دهد. از طریق ایجاد شبکههای حمایتی، تقویت احساس کنترل و امید، بازسازی اعتماد و پیشگیری از آسیبهای ثانویه، «سلام محله» به بازتوانی اجتماعی کمک میکند.
در شرایطی که جامعه با انواع بحرانهای نوپدید مواجه است، سرمایهگذاری بر «سلام محله» به معنای تقویت نزدیکترین و مؤثرترین حلقه اتصال میان مردم و نظام حمایت اجتماعی است؛ حلقهای که میتواند جامعه را از وضعیت آسیبپذیری به سوی تابآوری، انسجام و پایداری اجتماعی هدایت کند.
در وضعیت کنونی در قالب طرح های اجتماع محور مهمترین فعالیت حرفه ای در کمک به مردم در قالب طرح محب (مددکاران حامی در بحران) می تواند به مدد مردم محلات بویژه خانواده ها ومحلاتی که به دلیل حملات امریکایی-صهیونی دچار آسیب شده اند، بیایددر پهنه کشور عزیزمان ایران این گروههای اجتماع محور که از مدتهاست شکل گرفته اند اکنون می توانند با ظرفیت کانونی سلام محله در کنار مردم و بویژه مناطق آسیب دیده وخانوادهها قرار گیرند.
نظر شما