ایران در آستانه یکی از سریعترین گذارهای جمعیتی جهان قرار دارد و سالمندی جمعیت نه یک مسئله صرفاً رفاهی، بلکه یک تحول تمدنی است که ساختار خانواده، اقتصاد، فرهنگ و حکمرانی اجتماعی را دگرگون میکند.در چنین شرایطی، رویکردهای کلاسیک حمایت مراقبتی از سالمندان دیگر پاسخگو نیستند و جامعه ناگزیر باید از نگاه «مراقبت از سالمند» به نگاه «مشارکت سالمند» عبور کند.
طرح «سلام محله» بعنوان الگویی از حمایت اجتماعی محله محور فرصتی تاریخی فراهم میکند تا سالمند از جایگاه دریافت کننده خدمت به کنشگر فعال اجتماعی تبدیل شود؛ کنشگری که سرمایه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی تولید میکند. در این چارچوب، سالمند نه مصرف کننده خدمات، بلکه سازنده شبکههای اعتماد، آموزش دهنده تجربه زندگی، همکار تربیتی خانواده و محرک اقتصاد خرد محلی است.دانش علمی سالمندی نشان میدهد کیفیت زندگی در سنین بالا بیش از درمان پزشکی به مشارکت اجتماعی، فعالیت شناختی و احساس معنا، وابسته است.
هر سیاستی که سالمند را منفعل کند، روند ناتوانی را تسریع میکند و هر سیاستی که نقش اجتماعی به او بدهد، روند پیری زیستی را کند میسازد.مطالعات روانشناسی اجتماعی نیز نشان میدهد سالمندان با افزایش سن، به جای روابط گسترده به دنبال روابط عمیق و معنادار هستند؛ بنابراین محیطهای کوچک و گرم محلهای بیش از مراکز بزرگ رسمی برای شکوفایی آنان مناسب است.
از سوی دیگر در روانشناسی رشد، نیاز بنیادین سالمندان «مفید بودن برای نسل بعد» است و محرومیت از این نقش موجب افسردگی، انزوای اجتماعی و تسریع زوال شناختی میشود بنابراین پیوند سالمند با کودک و نوجوان یک انتخاب فرهنگی لوکس نیست، بلکه ضرورتی برای سلامت روان ملی است.در محلهها، سرمایه دانشی عظیمی در حافظه سالمندان ذخیره شده است: مهارتهای فنی سنتی، تجربههای شغلی، مدیریت خانواده، تابآوری در بحران و اخلاق کار. این دانش در آموزش رسمی قابل انتقال کامل نیست، اما در فضای طبیعی محله و رابطه انسانی منتقل میشود.
در «سلام محله» میتوان باشگاه مهارت نسلها ایجاد کرد؛ جایی که سالمندان تعمیرات ساده، هنرهای دستی، سواد زندگی، تجربههای شغلی و کارآفرینی خرد را به نوجوانان آموزش دهند.تجربه جهانی نشان داده چنین ارتباط پایداری موجب کاهش پرخاشگری نوجوانان، افزایش امید آینده، تقویت هویت و احترام اجتماعی میشود و سالمند به مربی غیررسمی هویت تبدیل میگردد.
هنر و بازی ابزارهای توانبخشی اجتماعی سالمندی هستند. فعالیتهایی مانند نقاشی، موسیقی محلی، داستانگویی و نمایش، همزمان حافظه، هیجان و تعامل اجتماعی را فعال میکنند و خطر زوال شناختی را کاهش میدهند.بازی مشترک سالمند و کودک نیز مداخلهای چند بعدی است؛ کودک امنیت عاطفی و تقویت زبان مییابد، سالمند حافظه بلندمدت و تحرک خود را فعال میکند و محله خاطره جمعی تولید میکند.
همچنین جلسات روایت زندگی که سالمند داستان زندگی خود را برای نوجوانان بازگو میکند، احساس بی معنایی را کاهش داده، حافظه را تقویت کرده و احترام اجتماعی سالمند را افزایش میدهد.برخلاف تصور رایج، سالمندان تنها مصرف کننده منابع نیستند بلکه میتوانند تولید کننده ارزش اقتصادی باشند؛ از طریق خدمات آموزشی، صنایع دستی، مشاوره شغلی و مراقبت کودک.
در «سلام محله» میتوان بازارچه تجربه ایجاد کرد که سالمندان خدمات ارائه دهند و نوجوانان مدیریت دیجیتال آن را بر عهده بگیرند؛ نتیجه آن درآمد مکمل سالمندان، کارآفرینی نوجوانان و گردش اقتصادی محله است.همچنین پژوهشها نشان میدهد سالمند داوطلب طول عمر بیشتر، هزینه درمان کمتر و وابستگی حمایتی کمتری دارد و بنابراین مشارکت سالمند صرفهجویی اقتصادی ملی محسوب میشود.
تنهایی یکی از عوامل مهم تهدیدکننده سلامت سالمندان است و راهکار آن پزشکی نیست بلکه اجتماعی است. در مدارس محله میتوان پاتوق گفتوگو ایجاد کرد؛ چای عصرگاهی، گفتوگوهای موضوعی، باشگاه کتاب و حلقه تجربههای زندگی که فضایی غیر اداری، داوطلبانه و گرم ایجاد میکند. چنین فضاهایی افسردگی را کاهش داده، امید زندگی و اعتماد اجتماعی محله را افزایش میدهد.
جامعهای که نسلها از هم جدا شوند دچار بیاعتمادی و خشونت میشود؛ اما پیوند سالمند و نوجوان انتقال تجربه بدون تحمیل، انتقال ارزش بدون اجبار و انتقال هویت بدون ایدئولوژی را ممکن میکند و مدرسه محله به مدرسه رابطه تبدیل میشود.در هر محله میتوان سه حلقه، تجربه سالمندان، یادگیری نوجوانان و بازی کودکان را شکل داد و برنامهای هفتگی شامل آموزش مهارت توسط سالمندان، هنر و روایت زندگی، بازی بین نسلی و بازارچه تجربه و گفتوگوی محله را اجرا کرد.
نقش تسهیلگر محلهای نه ارائه خدمت، بلکه پیوند دادن افراد است. بنابراین در کنار ابعاد مراقبتی و حمایتی، _یکی از مهمترین کارکردهای طرح «سلام» در حوزه سالمندی مقابله با پدیده رو به گسترش تنهایی سالمندان است؛ مسئلهای که به دلیل کوچک شدن خانوادهها، افزایش تجرد قطعی، اشتغال فرزندان، مهاجرت، فردگرایی و تضعیف تعلق محلی، تشدید شده و با توجه به طول عمر بیشتر زنان نسبت به مردان، در میان زنان سالمند فراگیرتر است.
«طرح سلام» با تبدیل کانونهای محله به محیط گفتوگوی روزمره و تعامل انسانی گرم، سالمند را از دریافت کننده خدمت به عضو فعال جامعه محلی تبدیل میکند؛ حلقههای هم صحبتی، روایتگری تجربه، فعالیتهای داوطلبانه و نقشآفرینی اجتماعی موجب باز اجتماعیشدن سالمندان، کاهش افسردگی و افزایش حس مفید بودن میشود. همچنین از طریق پیوند نسلی میان سالمندان و نوجوانان، انتقال تجربه، تقویت هویت نسل جدید و کاهش شکاف نسلی محقق میگردد. در همین راستا برنامه «دستهای مهربان» با ایجاد شبکه ارتباطی میان خانوادههای مراکز نگهداری کودکان و سالمندان، نوعی خانواده اجتماعی مکمل شکل میدهد که در آن سالمند نقش عاطفی پایدار یافته و کودک فاقد خانواده نیز پیوند دلبستگی ایمن تجربه میکند.
بدین ترتیب طرح «سلام» صرفاً یک برنامه رفاهی نیست، بلکه مداخلهای پیشگیرانه اجتماعی سلامت است که هم زمان کیفیت زندگی سالمندان، سرمایه اجتماعی محله و پایداری نظام مراقبتی کشور را ارتقاء میدهد. در این نگاه، سالمندی آینده ایران، تهدید نیست بلکه فرصت تمدنی است اگر از "مراقبت از سالمند" به "زیستن با سالمند" عبور کنیم.
«سلام محله» میتواند نظام آموزشی را انسانیتر، سلامت روان سالمندان را بهتر، سرمایه اجتماعی محله را بیشتر و اقتصاد خرد محلی را فعال کند. در چنین جامعهای سالمند گذشته جامعه نیست؛ آینده جامعه است و جامعهای که سالمند در آن معلم، همبازی، روایتگر و همکار اقتصادی باشد، پایدارتر، آرامتر و امیدوارتر خواهد بود.
نظر شما