سلام محله ۲۵| تحولات سالمندی و "سلام محله"

سالمندی بحران نیست، اگر جامعه برای آن طراحی نشود و اگر آماده نباشیم، بزرگ‌ترین چالش اجتماعی قرن آینده خواهد بود. سیاست سالمندی در اصل، سیاست آینده‌ سازی است.

امروز در اصفهان از "شهرک سلامت" بازدید کردیم، مجموعه‌ای که به همت آقای "صرامی" از کارآفرینان برجسته اصفهانی ساخته شده است پس از بازدید به اتفاق او، استاندار و مسولان استان در جلسه شورای سالمندی در محل اتاق بازرگانی شرکت کردیم.

در جلسه، آقای صرامی خود را متعهد دانست تا شهرک ۳۰هکتاری"سلامت اجتماعی سالمندان"* را با ۱۰ همت سرمایه‌گذاری در مجاورت شهرک سلامت احداث کند.

این اقدام خیر ماندگار و ارزشمند باعث شد در این یادداشت، تحولات عرصه سیاست گذاری سالمندی را تشریح و در این میانه جایگاه "شهرک رفاه و سلامت سالمندی" و «سلام محله» را بیان کنم.

امروزه، موضوع سالمندی بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است و آینده جوامع را شکل می‌دهد. پدیده سالمندی فراتر از یک مسئله درمانی یا رفاهی است و ابعاد اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی دارد.

توجه به سالمندی به معنای توجه به آینده جامعه و سرمایه انسانی آن است؛ لذا تلاش می‌کنم روند تحولات سالمندی در ایران و جهان را با نگاه علمی، تجربیات بین‌المللی و تحلیل‌های جمعیت‌ شناسی توضیح داده و نشان دهم چگونه سیاست‌ها و نگاه‌ها در طول زمان تحول یافته‌اند و چرا امروز نیازمند رویکردی نوین هستیم که سالمند را در متن زندگی روزمره جامعه قرار دهد.

در گذشته، سالمندی بیشتر یک مسئله خانوادگی بود و جامعه به شکل نظام‌مند درگیر آن نمی‌شد.

جمعیت سالمندان در آن زمان کمتر از ۱۰ درصد بود و موضوع سالمندی به دلیل تعداد محدود سالمندان، یک دغدغه اجتماعی گسترده محسوب نمی‌شد.

جامعه زمانی وارد مرحله سالمندی می‌شود که سالمندان حدود ۱۴درصد جمعیت را تشکیل دهند؛ با عبور از این آستانه، سالمندی دیگر یک مسئله خانوادگی نیست؛ بلکه یک چالش اجتماعی ملی محسوب می‌شود.

ایران امروز، در ابتدای همین مسیر قرار دارد و به سمت جامعه سالمند با سهم بین ۱۴ تا ۲۱درصد جمعیت حرکت می‌کند. و در ادامه با عبور از ۲۱ تا ۲۸درصد، جامعه سالخورده و نهایتاً با بیش از ۲۸درصد، جامعه شدیداً سالخورده شکل خواهد گرفت.

بنابراین، سالمندی در ایران دیگر یک موضوع فردی یا خانوادگی نیست؛ بلکه یک موضوع ملی جمعیتی و آینده‌ ساز است.

یکی دیگر از ویژگی‌های گذشته، کوتاهی  متوسط طول عمر افراد بود. سالمندی دوره کوتاهی داشت و سالمندان فرصت طولانی برای مواجهه با مسائل زندگی پس از بازنشستگی نداشتند.

ساختار خانواده گسترده بود و چند نسل در کنار یکدیگر زندگی می‌کردند. پدر بزرگ و مادر بزرگ، فرزندان و نوه‌ها در یک خانه یا در همسایگی نزدیک حضور داشتند.
این ساختار باعث می‌شد سالمندان در متن زندگی روزمره قرار داشته و نقش اجتماعی فعال داشته باشند.

سالمندان نه صرفاً دریافت‌ کننده خدمات، بلکه صاحب نقش اقتصادی و فرهنگی بودند و مرجع تصمیم‌گیری و انتقال فرهنگ و تجربه در خانواده محسوب می‌شدند.

این وضعیت باعث می‌شد سالمندی با احترام و منزلت همراه باشد و جامعه نیازی به سیاست‌گذاری ویژه و سازمان‌یافته برای مراقبت از سالمندان نداشته ترین با گذر زمان، سه تحول مهم باعث شد سالمندی از یک موضوع خانوادگی به یک موضوع اجتماعی ملی تبدیل شود.

اول، شهرنشینی و تقسیم کار تخصصی. 

با مهاجرت گسترده مردم از روستا به شهر، زندگی جمعی خانواده گسترده کاهش یافت و سالمندان بیشتر تنها ماندند.

دوم، افزایش امید به زندگی.

پیشرفت‌های بهداشتی و پزشکی باعث شد طول عمر افراد افزایش یابد و سالمندان زمان طولانی‌تری پس از بازنشستگی زندگی کنند و نیازهای جدیدی ایجاد شود.

سوم، تغییر ساختار خانواده.

خانواده گسترده جای خود را به خانواده هسته‌ای داد و سالمندان دیگر نمی‌توانستند نقش فعال در زندگی فرزندان و نوه‌ها داشته باشند. در نتیجه سالمندی دیگر یک مسئله خانوادگی نبود و خانواده به تنهایی نمی‌توانست نیازهای سالمند را برآورده کند و باید جامعه وارد عمل می شد.

اولین مرحله سیاست‌گذاری سالمندی در کشورهای مختلف از اوایل قرن بیستم تا حدود سال هزار و نهصد و هفتاد بر پایه نگهداری نهادی شکلدر  گرفت.

در این دوره، سالمند، ناتوان در نظر گرفته می‌شد و نیازمند مراقبت بود. مراکز نگ داری با هدف مراقبت و حفاظت از سالمندان، نه توانمندسازی یا مشارکت اجتماعی ایجاد شد.

پیامد این رویکرد، افسردگی، زوال شناختی، مرگ زود رس و هزینه‌های بالای نگهداری بود. به مرور، مشخص شد مشکل سالمندان قطع ارتباط با زندگی و اجتماع است نه بیماری.

امروز، بزرگ‌ترین مسئله سالمندان در جهان تنهایی اجتماعی محسوب می‌شود و نه کمبود مراقبت پزشکی.

پس از آن، بین سال‌های هزار و نهصد و هفتاد تا دو هزار، مرحله دوم سیاست‌گذاری شکل گرفت که بر خدمات در منزل مبتنی بود. در این دوره، سالمند در خانه، خدمات مراقبتی، مددکاری اجتماعی، تغذیه و پرستاری سیار را دریافت می کرد.

در ایران هم ۳۰۰مرکز مراقبت در منزل، ۳هزار مراقب رسمی و قریب ۱۰هزار مراقب غیررسمی فعالیت داشتند.

با این حال، این مرحله هم کافی نبود. سالمند در خانه می‌ماند اما همچنان منزوی بود؛ چون، خانه‌ها، شهرها، فضاها و اماکن عمومی و...، سازگار با نیازهای سالمندان نبودند.

مرحله بعد، سالمندی فعال بود که بر اساس الگوی سلامت، مشارکت و امنیت سازمان جهانی بهداشت شکل گرفت.
در این نگاه، سالمندی به معنای استمرار زندگی و نه وابستگی است. تمرکز از مراقبت صرف به توانمندسازی و مشارکت اجتماعی تغییر می‌کند. اقتصاد پیرامون سالمندی، به ویژه در حوزه خدمات مراقبتی، پرستاری، گردشگری سالمندان و حمایت اجتماعی، فرصت‌های اقتصادی بزرگی ایجاد می‌کند و مطابق مطالعات OECD، حوزه سالمندی یکی از سریع‌ترین بخش‌های رشد اقتصادی جهان محسوب می‌شود.

در ایران، سن بازنشستگی حدود ۵۲سال و امید به زندگی حدود ۷۶سال است، یعنی یک سوم عمر افراد در دوره سالمندی (بازنشستگی) و در اوج تجربه و مهارت زندگی، سپری می شود.

در این نگاه، سالمندان، سرمایه اجتماعی و اقتصادی هستند.
در قرن بیست و یک مفهوم شهر تغییر کرده. شهر باید با نیازهای سالمند تطبیق پیدا کند. شهری که برای سالمند مناسب باشد، برای کودکان، معلولان و تمامی گروه‌های جامعه نیز مناسب است.

با همین رویکرد، اصفهان به عنوان اولین شهر دوستدار سالمند ایران شناخته شد و پس از آن ۱۷شهر در مسیر مشابه قرار گرفتند.

در مرحله بعد، سالمند در متن زندگی روزمره جامعه و محله قرار می‌گیرد.

فضاهای گفت‌وگو، کافه‌های سالمندی، بانک زمان و خدمات داوطلبانه شکل می‌گیرد تا سالمند در کنار سایر سنین از جمله کودکان در متن زندگی روزمره و به دور از انزوا، تجربه و دانش خود را با شور و انرژی کودکان، نوجوانان و جوانان، ترکیب کند.

در قالب طرح «سلام محله»، تاکنون ۲۷۵۰کانون محله‌ای، ۳هزار تسهیلگر و ۳۵۰هزار داوطلب فعال شده‌اند.

تغییر بنیادی در این مرحله شامل،انتقال تمرکز از پزشک به تحرک و مشارکت اجتماعی، از دارو به ارتباط انسانی و از انزوا به حضور فعال در جامعه، است.

برای پشتیبانی از این تحول، اقدامات ملی متعددی انجام شده است. از جمله این اقدامات می توان به

 ارتقای شورا به سطح عالی با ریاست رئیس‌جمهور، 

پژوهش و پیمایش ملی سالمندی،

ایجاد سامانه جامع خدمات ۲۵دستگاه، ✓ بازنگری سند ملی سالمندی،

 طراحی قوانین حمایتی،

 تربیت ۳هزار مشاور تخصصی،

 تشکیل دبیرخانه اقتصاد نقره‌ای و گردشگری سالمندان،

 توانمندسازی سالمندان تنها به ویژه زنان،

توسعه شهرهای دوستدار سالمند

 اجرای طرح «سلام محله» اشاره کرد.

یکی دیگر  از اقدامات ملی شاخص نیز طراحی شهرک دوستدار سالمندی در اصفهان است که الگویی برای زندگی فعال، مستقل و پیوسته سالمندان محسوب می‌شود و خدمتی ماندگار برای آینده کشور به شمار می‌رود.

نگاه به سالمندی در طول تاریخ تحول یافته است، از خانواده‌ محور، نگهداری نهادی، خدمات خانگی، سالمندی فعال، شهر دوستدار سالمند و امروز به محله دوستدار زندگی رسیده‌ایم.

بهترین مرکز سالمندی، خود محله است و موفق‌ترین سیاست، ادغام سالمند در زندگی روزمره جامعه است.

سالمندی بحران نیست، اگر جامعه برای آن طراحی نشود، اگر آماده نباشیم، بزرگ‌ترین چالش اجتماعی قرن آینده خواهد بود. سیاست سالمندی در اصل، سیاست آینده‌ سازی است.

کد خبر 170571

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 4 =