در دهههای اخیر تجربه جهانی نشان داده است افزایش بودجههای رفاهی الزاماً به بهبود رفاه اجتماعی منجر نمیشود. بسیاری از کشورها با وجود گسترش نظامهای حمایتی، همچنان با بحرانهایی مانند تنهایی، افسردگی، فروپاشی روابط همسایگی، سالمند منزوی و کاهش اعتماد اجتماعی مواجهاند.
به همین دلیل ادبیات جدید سیاست اجتماعی از «دولت رفاه» به سمت «جامعه رفاه» حرکت کرده است؛ یعنی جامعه باید در تولید رفاه مشارکت کند، نه آنکه صرفاً دریافت کننده خدمات باشد.
در این چارچوب، یکی از مهمترین ابزارهای نوآورانه جهان «بانک زمان» است.
بانک زمان نظامی اجتماعی است که در آن افراد خدمات خود را نه با پول، بلکه با «زمان» مبادله میکنند.
قاعده ساده است؛ هر یک ساعت خدمت، یک واحد اعتبار اجتماعی. فرقی ندارد فرد پزشک باشد یا کارگر، سالمند باشد یا نوجوان؛ ارزش زمان همه برابر است. یک ساعت آموزش ریاضی با یک ساعت همراهی سالمند یا یک ساعت خرید روزانه برای همسایهای که توان خروج از خانه ندارد، ارزشی برابر دارد.
خدمات میتواند بسیار متنوع باشد: مراقبت از سالمند، آموزش درسی، همراهی بیمار، تعمیرات ساده، آموزش مهارت، نگهداری کودک، کمک به افراد دارای معلولیت و دهها خدمت داوطلبانه دیگر.
بانک زمان در واقع یک «اقتصاد مکمل محلی» ایجاد میکند که جایگزین بازار نیست، بلکه خلأهای انسانی آن را پر میکند؛ جایی که پول همیشه قادر به بازسازی رابطه، اعتماد و احساس مفید بودن نیست.
پژوهشهای سرمایه اجتماعی ـ بویژه در آثار "رابرت پاتنام" ـ نشان میدهد مهم ترین عامل سلامت جامعه «اعتماد و ارتباط» است، نه صرفاً درآمد.
بانک زمان با ایجاد تعامل مداوم میان همسایگان، سرمایه اجتماعی را بازسازی میکند. در بازار کار ارزش افراد بر اساس مهارت متفاوت است، اما در جامعه انسانی ارزش افراد برابر است؛ بانک زمان این اصل را عملیاتی میکند و کرامت انسانی را در عمل بازمیگرداند.
در مدلهای جدید رفاه نیز بر «تولید مشترک خدمات» تأکید میشود؛ دولت تسهیلگر است و مردم تولید کننده رفاه. بانک زمان ابزار اجرایی این رویکرد است. افزون بر این، بسیاری از آسیبهای اجتماعی محصول انزوا هستند، نه فقط فقر.
شبکهای که بانک زمان ایجاد میکند پیش از وقوع بحران مداخله میکند و کارکردی پیشگیرانه دارد.
در ژاپن نخستین بانکهای زمان مدرن برای مراقبت سالمندان شکل گرفت؛ افراد جوان به سالمندان کمک میکردند و زمان خود را برای آینده ذخیره میکردند. نتیجه آن، کاهش فشار بر بیمههای مراقبتی، افزایش رضایت سالمندان و تقویت پیوندهای نسلی بود.
در انگلستان بانکهای زمان به بازسازی محلات کم برخوردار کمک کردند و موجب افزایش مشارکت اجتماعی و اعتماد محلی شدند.
در برخی شهرهای ایالات متحده حتی پزشکان بیماران تنها یا افسرده را به عضویت در بانک زمان ارجاع میدهند، زیرا مشارکت اجتماعی به بهبود شاخصهای سلامت روان کمک کرده است.
این تجربیات نشان میدهد بانک زمان صرفاً یک ایده نظری نیست، بلکه سازوکاری آزموده برای بازسازی پیوندهای اجتماعی است.
در کشور ما نیز این ایده از مرحله بحث نظری عبور کرده است. بانک زمان با توجه به شرایط اجتماعی و فرهنگی ایران در وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی بازآرایی و بومیسازی شده و مطابق برنامه هفتم توسعه، راهاندازی آن بر عهده این وزارتخانه قرار گرفته است.
قرار است ابتدا بصورت پایلوت در مناطقی از تهران اجرا و پس از رفع نواقص در تمامی کانونهای فعال در قالب طرح «سلام محله» گسترش یابد.
بانک زمان در این طرح محدود به حوزه سالمندی نیست و قلمروهای متنوع خدمات داوطلبانه را سامان میدهد؛ از آموزش و مهارت آموزی تا حمایتهای همسایگی، از همراهی افراد دارای معلولیت تا تقویت شبکههای همیاری محلی.
هدف، ایجاد زیرساختی منظم و قابل اعتماد برای سازماندهی ظرفیت عظیم مشارکت مردمی است.
و اما کارکردهای بانک زمان در محله
۱. کاهش تنهایی، افزایش تعامل روزمره
تنهایی مهمترین پیشبینی کننده افسردگی و آسیب اجتماعی است.
۲. پیشگیری از آسیبهای اجتماعی
با شکلگیری شبکه انسانی، سالمندان رها نمیشوند، نوجوانان دیده میشوند و خانوادهها تنها نمیمانند؛ محله به «سیستم مراقبت طبیعی» تبدیل میشود.
۳. بازسازی منزلت مددجویان
مددجو فقط دریافتکننده نیست، میتواند ارائه دهنده باشد و وابستگی به حمایتهای مالی کاهش مییابد.
۴. کاهش هزینههای رفاهی دولت
بخش بزرگی از خدمات کمهزینه ولی پرتقاضا مانند همراهی، مراقبت، آموزش و ارتباط توسط جامعه انجام میشود.
۵. تقویت اعتماد عمومی
اعتماد از تجربه مستقیم ساخته میشود نه تبلیغات. بانک زمان اعتماد روزمره تولید میکند.
۶. تناسب با جامعه ایران
جامعه ایران هنوز ظرفیت بالای روابط انسانی را داردـ تمایل به کمک متقابل، ارتباطات خانوادگی گسترده، فرهنگ همسایگی و سرمایه عاطفی بالاـ اما این ظرفیت سازماندهی نشده است؛ بانک زمان آن را نظام مند میکند.
نقش بانک زمان در «سلام محله»
در طرح سلام محله، بانک زمان هسته نرم برنامه است.
مدرسه محله → پایگاه تبادل زمان
مردم محله → اعضای بانک
بهزیستی → تسهیلگر و اعتباربخش
در این مدل، خدمات اجتماعی فقط ارائه نمیشود، بلکه تولید میشود. اگر «سلام محله» تنها یک برنامه خدمت رسانی اداری باشد، در بهترین حالت کارآمد اما وابسته خواهد بود؛ اما با مشارکت مردم به یک حرکت اجتماعی تبدیل میشود.
بانک زمان ستون این مشارکت است، زیرا هزینه مالی اندکی دارد، حس مفید بودن ایجاد میکند، وابستگی را کاهش میدهد، کرامت افراد را حفظ میکند و شبکه همسایگی را فعال میسازد.
اجرای آن نیز پیچیده نیست؛ ثبتنام داوطلبان در سطح محله، شناسایی نیازهای واقعی، ایجاد سامانه ثبت خدمات و اعتبار زمانی، تعیین هماهنگکننده محله و برگزاری نشستهای منظم همسایگی این چرخه را فعال نگه میدارد.
در کنار آن، مشوقهای نمادین و اجتماعی احساس تعلق و انگیزه مشارکت را تقویت میکند.
بانک زمان صرفاً ابزار مبادله خدمت نیست؛ سازوکاری برای بازسازی اعتماد اجتماعی است. در شرایطی که بسیاری از آسیبها ریشه در گسست روابط انسانی دارد، این مدل میتواند فرهنگ همیاری را از یک رفتار مقطعی به یک نهاد اجتماعی تبدیل کند.
بانک زمان یک برنامه داوطلبانه ساده نیست، بلکه یک زیرساخت اجتماعی است که جامعه مصرف کننده خدمات را به جامعه تولید کننده رفاه تبدیل میکند.
اگر کمک مالی مُسکن است، بانک زمان درمان اجتماعی است. به بیان دیگر، بانک زمان بیمه غیررسمی محله است؛ بیمهای مبتنی بر رابطه انسانی.
«سلام محله» بدون این زیرساخت، بیشتر یک شبکه خدمات خواهد بود، اما با آن به یک جامعه زنده تبدیل میشود.
نظر شما