رضا، نوجوانی از دیار بروجرد که متولد سال ۱۳۸۹ است، قصهای دارد که در میان سکوتهای زمین بازی و هیاهوی مسابقات گم شده است. برای او، فوتبال چیزی فراتر از دویدنِ دنبال توپ است؛ فوتبال برای رضا همان رشتهی باریکی است که او را به آینده متصل نگه میدارد. وقتی از او میپرسی چرا دفاع میکند، از سرخیو راموس میگوید؛ از کسی که ایستادگیاش در خط دفاعی، الگویی برای اوست تا در برابر ناملایماتِ زندگی هم همانقدر محکم باشد.
مسیر ورود رضا به فوتبال از ۱۲سالگی آغاز شد. دو سال بعد، در ۱۴سالگی، وقتی در تست انتخابی یک تیم پذیرفته شد، حس کرد که راهش را پیدا کرده است. او اکنون در تیم پارسیان بروجرد بازی میکند، اما این مسیر آنقدرها هم که به نظر میرسد هموار نبوده است. شرایط زندگی، او را چند سال از مسیر معمول تحصیل عقب انداخته، اما او همچنان سعی دارد در مراکز تحت پوشش، این بارِ تحصیلی را هم به دوش بکشد؛ هرچند که میداند پیمودنِ همزمانِ مسیرِ تحصیل و ورزش حرفهای، توان مضاعفی میطلبد.
اما این روزها، بزرگترین حریف رضا، نه مهاجمان تیمهای مقابل، که دردی است که چهار ماه در پایش لانه کرده است. معاینات پزشکی میگویند مشکل جدی وجود ندارد، اما درد همچنان هست؛ مثل مهمانی ناخوانده که در لحظات حساس تمرین و مسابقه، او را به یاد ضعفهایش میاندازد. با این حال، رضا با همین پای آسیبدیده، همچنان در میدان حاضر است. او نخواسته که مصدومیت، حکمِ خانهنشینیاش را امضا کند.
در میان این همه، آنچه بیش از همه قلب این نوجوان را آزرده، نه مصدومیت خودش، که سرنوشت تیم لرستان است. او با نگاهی حسرتبار از تیمش میگوید؛ از بازیکنانی که از شهرهای مختلف استان گرد هم آمدهاند اما حتی فرصت نداشتند دو روز کنار هم تمرین کنند. برای رضا، این نابرابری در امکانات، سختترین بخشِ مسابقات است. او شاهد است که تیمهای دیگر با اردوها و تمرینات منظم چطور هماهنگ شدهاند، در حالی که او و همتیمیهایش، برای رسیدن به هماهنگی، فقط فرصتی به اندازه دو روزِ پیش از مسابقات داشتند.
رضا نسبت به برنامه مسابقات و قرعهکشیها هم انتقاد دارد و معتقد است تیم لرستان نباید در اولین گام، قربانیِ نابرابری در سطحبندی تیمها میشد. اما در لحن او، هیچ نشانی از تسلیم نیست. او فقط دلش میخواهد مسئولان ببینند که در همین تیم، نوجوانانی هستند که با وجود کمبود شدید امکانات، با چنگ و دندان برای پیراهن تیمشان میجنگند.
او از مسئولان، معجزه نمیخواهد؛ فقط خواستار شرایطی است که در آن، استعدادهای استان لرستان فرصتی برای رشد و تمرین داشته باشند، نه اینکه همیشه در سایهی کمبودها بمانند.
در پایان، وقتی از او خواستم پیامی برای همنسل هایش داشته باشد، کوتاه و صریح گفت: هر انگیزهای که دارند، شروع کنند. این جمله، تمامِ دنیای رضا را خلاصه میکند؛ نوجوانی که با دردی در پا و رؤیایی بزرگ در سر، هنوز هم میدود. برای امثال رضا، فوتبال هنوز هم مترادف با امید است؛ امیدی که بهزیستی وظیفه دارد آن را پاس بدارد و برای شکوفاییاش، سدی از موانع را کنار بزند.
روابط عمومی بهزیستی استان همدان












نظر شما