وقتی فوتبال، راهی به فرداست

روایت‌های پشت دروازه، کاری از روابط عمومی بهزیستی استان همدان، این بار قصه علی‌اکبر، نوجوان شهرکردی را روایت می‌کند؛ نوجوانی که علاقه‌اش به فوتبال از ایستادن درون دروازه آغاز شد و امروز، میان زمین ورزش و کلاس درس، رؤیای ادامه‌دادن را دنبال می‌کند. او از خاطرات شیرین فوتبال، الگوهایش در دروازه‌بانی و آینده‌ای می‌گوید که می‌خواهد در آن، تحصیل و ورزش را در کنار هم ادامه دهد؛ روایتی از فرزندان مهر بهزیستی که نشان می‌دهد امید، گاهی از پشت دروازه‌ها آغاز می‌شود و با تلاش، راه خود را به سوی آینده باز می‌کند.

علی‌اکبر، نوجوان ۱۶ ساله از شهرکرد؛ نوجوانی که فوتبال از سال‌های کودکی در زندگی‌اش حضور داشته و از حدود سال ۱۳۹۸، جدی‌تر مسیر فوتسال را دنبال کرده است. برای او فوتبال صرفاً یک سرگرمی یا ورزش نیست؛ بخشی از خاطرات، علاقه‌ها و امیدهایی است که می‌خواهد در سال‌های آینده نیز همراهش بماند.

علاقه علی‌اکبر به فوتبال از جایی آغاز شد که برای بسیاری از کودکان، نشانه شجاعت و مسئولیت‌پذیری است؛ از دروازه. او همیشه دروازه‌بانی را دوست داشته و آرزو می‌کرده روزی در این پست بازی کند. اگرچه امروز دیگر درون دروازه نمی‌ایستد، اما علاقه‌اش به این جایگاه همچنان در دلش باقی مانده است؛ علاقه‌ای که او را به زمین فوتبال کشاند و موجب شد این مسیر را با جدیت بیشتری ادامه دهد.

در میان دروازه‌بان‌ها، علیرضا بیرانوند و یکی از دروازه‌بانان تیم رئال‌مادرید را دنبال می‌کند و از عملکرد و مسیر حرفه‌ای آنان الهام می‌گیرد. شاید برای علی‌اکبر، دروازه‌بانی تنها ایستادن در آخرین نقطه زمین نباشد؛ بلکه تصویری از ایستادگی در برابر دشواری‌ها و حفظ امید باشد.

فوتبال اما همه مسیر زندگی او نیست. علی‌اکبر امسال وارد هنرستان شده و تصمیم دارد تحصیلش را ادامه دهد. رؤیایش این است که به دانشگاه برود و در کنار درس‌خواندن، ورزش را نیز رها نکند. وقتی از آینده می‌گوید، ساده و صمیمی پاسخ می‌دهد: «هرچه خدا بخواهد.»

پشت این جمله کوتاه، آینده‌ای قرار دارد که شاید هنوز همه جزئیاتش روشن نباشد؛ اما علی‌اکبر برای ساختن آن آماده حرکت است. او نوجوانی است که می‌خواهد فرصت یادگیری را در کنار شانس ادامه‌دادن در ورزش حفظ کند.

از سال‌هایی که در زمین فوتبال سپری کرده، خاطرات فراوانی در ذهن دارد؛ برخی جدی و برخی شیرین و خنده‌دار. یکی از این خاطرات به مسابقه‌ای برمی‌گردد که توپ، پس از شوت یکی از هم‌تیمی‌هایش، روی خط دروازه قرار گرفته بود. علی‌اکبر خود را به توپ رساند و آن را گرفت؛ لحظه‌ای که در همان زمان، بخشی از هیجان مسابقه بود و حالا به خاطره‌ای شیرین از روزهای فوتبالش تبدیل شده است.

پیام او برای هم‌سن‌وسال‌هایش نیز روشن است: تلاش کنند. علی‌اکبر باور دارد هرچه انسان بیشتر تلاش کند، احتمال رسیدن به خواسته‌هایش نیز بیشتر خواهد شد. نگاهی ساده اما ارزشمند؛ به‌ویژه برای نوجوانی که هم‌زمان به ساختن آینده تحصیلی و ورزشی خود فکر می‌کند.

او از مسئولان نیز خواسته‌ای مشخص دارد: توجه بیشتر به منابع، امکانات و تجهیزات ورزشی. به باور علی‌اکبر، علاقه و انگیزه به‌تنهایی برای پیشرفت نوجوانان کافی نیست؛ آنان به زمین مناسب، تجهیزات کافی، فرصت تمرین و محیطی حمایتگر نیاز دارند تا بتوانند توانایی‌های خود را نشان دهند.

برای او، امکانات بهتر تنها به معنای فراهم‌بودن وسایل ورزشی نیست؛ بلکه فرصتی است تا نوجوانانی مانند خودش بتوانند رؤیاهایشان را جدی‌تر دنبال کنند و مسیر رشد خود را با امید بیشتری ادامه دهند.

علی‌اکبر شاید امروز درون دروازه نایستد، اما همچنان از رؤیای ادامه‌دادن دفاع می‌کند؛ رؤیایی که یک سوی آن به فوتبال می‌رسد و سوی دیگرش به هنرستان، دانشگاه و آینده‌ای که در حال شکل‌گرفتن است.

کد خبر 200458

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 13 =

خدمات الکترونیک پرکاربرد