از بیستون تا رونالدو؛ به اندازه یک قدم

روایت‌های پشت دروازه، کاری از روابط عمومی بهزیستی استان همدان است... روایت‌هایی از فرزندان مهر بهزیستی؛ همان‌ها که از چرخش توپ در زمین تا چرخش مسیرهای زندگی‌شان برایمان سخن گفتند.

میان هیاهوی سالن، وقتی توپ لحظه‌ای آرام می‌گیرد، نگاه به نوجوانی می‌افتد که ساق‌هایش پنج سال است زبان فوتسال را روان صحبت می‌کند. امیرحسین، متولد ۱۳۸۹ از کرمانشاه، یکی از همان فرزندانی است که در میدان بازی، حضورش را نه با صدای بلند، که با دوندگی و تمرکز، به رخ می‌کشد.

او اما همیشه این‌طور نبوده است. روایتش از ابتدای مسیر، روایت آشناییِ تدریجی با یک عشق است؛ عشقی که از تماشای ساده فوتبال آغاز شد. شادی بازیکنان پس از گل، لحظه‌های پرتنش برد و باخت و جادوی یک مسابقه، همان جرقه‌ای بود که در ذهنش این سؤال را روشن کرد: شاید فوتبال راهی باشد به دنیایی تازه؛ دنیایی که ارزش امتحان کردن دارد.

ورودش به بهزیستی در حدود دوازده‌سالگی، نقطه‌ای بود که این علاقه خام، فرصت شعله‌ور شدن یافت. پنج سال گذشته و آن نوجوانِ چندان‌علاقه‌مند به ورزش، حالا فوتسالیستی است که از رشته‌اش با احترام و دلبستگی سخن می‌گوید.

و وقتی پای الگو به میان می‌آید، پاسخش کوتاه، بی‌درنگ و صادقانه است: «رونالدو.»

رونالدو برای او فقط نام یک ستاره جهانی نیست؛ نشانه‌ای است از آن قله‌ای که دوست دارد روزی به آن نزدیک شود. اما نکته تأمل‌برانگیز ماجرا اینجاست: امیرحسین با آن‌که رونالدو را الگوی خود می‌داند، تصمیمش را با بلوغی ستودنی گرفته است. او فوتبال را رها نمی‌کند تا شبیه رونالدو شود؛ او می‌خواهد فوتسالیست بماند و در همین زمین کوچک و پرشتاب، مسیر خودش را بسازد. رؤیایش را عوض نمی‌کند، رؤیایش را با زمین خودش هماهنگ می‌کند.

در این میان، یک آرزو اما از جنس شخصی‌ترین آرزوهاست: دیدن رونالدو از نزدیک. و جالب آنکه وقتی از او می‌پرسیم چه حمایتی می‌تواند در این راه کمکش کند، پاسخش نه به تجهیزات گره می‌خورد و نه به امکانات؛ او از حمایتی می‌گوید که آن‌قدر در پیشرفتش اثر بگذارد که روزی به همین دیدار برسد.

اما فراتر از این رؤیای بزرگ، انتظارش از مسئولان بهزیستی، چنان ساده و عمیق است که شاید سال‌ها باید آن را در قاب طلایی گرفت:

«همین که خودشان کنار ما باشند، یک دنیا ارزش دارد.»

این جمله، عصاره همه آن چیزی است که سازمان بهزیستی در قامت یک «حامی» باید باشد. برای امیرحسین، باور کردن نوجوانانی که رؤیاهای بزرگ در سر دارند، بی‌آن‌که از آن‌ها بخواهیم رؤیایشان را کوچک کنند، شاید مهم‌ترین شکل حمایت باشد؛ حمایتی از جنس حضور، همراهی و باور.

امیرحسین حالا در زمین فوتسال، ساق‌بند می‌بندد، اما در ذهنش تصویری روشن‌تر از زمین دارد؛ تصویری که در آن، فاصله بیستون تا جایگاه تماشاگران یک استادیوم بزرگ، تنها به اندازه یک قدم است — قدمی که با همراهی، تمرین و ایمان به رؤیاها برداشته می‌شود.

روابط عمومی بهزیستی استان همدان

کد خبر 200451

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 3 =

خدمات الکترونیک پرکاربرد