به گزارش روابط عمومی اد اره کل بهزیستی استان اصفهان،اعتیاد پدیدهای چندوجهی است که ریشه در ضعف اراده ندارد، بلکه محصول درهمتنیدگی عوامل زیستی و محیطی است.بنیانگذار رسانه تابآوری ایران، با تعریف دقیق تابآوری در برابر اعتیاد، الگویی نوین از پیشگیری را ارائه میدهد؛ الگویی که در آن، فرد به جای فرار از رنج به سمت مواد، مهارتهای مقابلهای و معنابخشی به زندگی را جایگزین میکند. در این نوشتار بررسی میکنیم که چگونه میتوان با ارتقای تابآوری، سدی دفاعی در برابر آسیبهای اجتماعی ساخت.
تابآوری در برابر اعتیاد یا Resilience Against Addiction چیست ؟
تابآوری در برابر اعتیاد یا Resilience Against Addiction به مجموعهای از تواناییهای روانی، اجتماعی، معنوی و رفتاری گفته میشود که به فرد کمک میکند در برابر عوامل خطرساز اعتیاد مقاومت کند، در شرایط فشار، آسیب، بحران، تنهایی، ناکامی و وسوسه، راههای سالمتری برای مقابله انتخاب کند و اگر هم در معرض مصرف یا بازگشت قرار گرفت، دوباره به مسیر سلامت بازگردد. به زبان ساده، تابآوری یعنی «زمین خوردن بدون ماندن روی زمین». در حوزه پیشگیری از اعتیاد، تابآوری نه فقط به معنی مقاومت در برابر مواد، بلکه به معنی ساختن شخصیتی است که برای فرار از درد، فشار یا خلأ عاطفی، به مصرف مواد پناه نبرد.
به بیان دکتر محمدرضا مقدسی،بنیانگذار رسانه تابآوری ایران، تابآوری در برابر اعتیاد یعنی توانایی روانی، اجتماعی و معنوی برای مقاومت در برابر عوامل خطر و انتخاب راههای سالم بهجای پناه بردن به مواد.
اعتیاد یک پدیده تکعاملی نیست. هیچکس صرفاً به دلیل «ضعف اراده» معتاد نمیشود. عوامل زیستی، خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی، رسانهای، تربیتی و روانشناختی همگی در شکلگیری گرایش به مواد نقش دارند. در این میان، تابآوری همان نیروی محافظی است که میتواند اثر این عوامل خطر را کاهش دهد. فرد تابآور ممکن است با استرس، تعارض خانوادگی، فشار دوستان، شکست تحصیلی، بیکاری، سوگ، طرد اجتماعی یا آسیبهای دوران کودکی مواجه شود، اما بهجای پناه بردن به مواد، از مهارتهای سالمتری مانند گفتوگو، کمکخواهی، حل مسئله، خودآگاهی، تنظیم هیجان و معنابخشی به رنج استفاده میکند.
چرا تابآوری در برابر اعتیاد اهمیت دارد؟
وقتی درباره اعتیاد صحبت میکنیم، معمولاً توجه جامعه بیشتر به درمان معطوف میشود تا پیشگیری. در حالی که پیشگیری مؤثر، از ساختن انسان تابآور آغاز میشود. پژوهشها نشان دادهاند افرادی که از سطح بالاتری از تابآوری برخوردارند، کمتر در برابر مصرف مواد آسیبپذیر میشوند و اگر هم در معرض خطر قرار گیرند، احتمال تصمیمگیری سالم در آنها بیشتر است. تابآوری باعث میشود فرد در برابر وسوسه، تبلیغات پنهان، فشار همسالان و احساس بیپناهی، انتخابهای آگاهانهتری داشته باشد.
اهمیت تابآوری در این است که از نگاه منفی و برچسبزن به اعتیاد فاصله میگیرد. بهجای اینکه فقط بپرسیم «چرا فرد معتاد شد؟» میپرسیم «چه چیزی میتواند او را در برابر اعتیاد مقاومتر کند؟». این تغییر زاویه نگاه، برای خانوادهها، مدارس، رسانهها، مشاوران، مددکاران اجتماعی و سیاستگذاران بسیار مهم است. زیرا تابآوری یک ویژگی مادرزادی و ثابت نیست؛ مهارتی اکتسابی است و میتوان آن را آموزش داد، تقویت کرد و در سطح فردی و اجتماعی توسعه داد.
تابآوری چه تفاوتی با صرفاً «نه گفتن» دارد؟
بسیاری از برنامههای پیشگیری از اعتیاد، تنها بر مهارت «نه گفتن» تأکید میکنند. هرچند این مهارت مهم است، اما کافی نیست. ممکن است نوجوانی بداند چگونه به پیشنهاد مصرف «نه» بگوید، اما وقتی با افسردگی، طرد عاطفی، اضطراب شدید یا بحران هویت روبهرو شود، در عمل نتواند مقاومت کند. تابآوری فراتر از یک پاسخ لفظی است. تابآوری یعنی فرد در درون خود آنقدر ظرفیت، حمایت و معنا داشته باشد که نیاز به پناه بردن به مواد در او کمتر شود.
به عبارت دیگر، «نه گفتن» یک مهارت موقعیتی است، اما تابآوری یک ساختار عمیقتر شخصیتی و اجتماعی است. تابآوری شامل اعتماد به نفس، تحمل ناکامی، تنظیم هیجان، امید، خودکارآمدی، مهارت ارتباطی، احساس تعلق، هدفمندی و شبکه حمایت اجتماعی است. این عناصر در کنار هم باعث میشوند فرد نهتنها در یک لحظه خاص، بلکه در مسیر زندگی خود کمتر به سمت رفتارهای پرخطر برود.
در ادامه، بخش «مؤلفههای اصلی تابآوری در برابر اعتیاد» با رویکردی علمی، آکادمیک و دقیق آورده شده است.
۱. خودآگاهی (Self-Awareness / Self-Consciousness)
در روانشناسی بالینی و شناختی، خودآگاهی به عنوان توانایی نظارت بر وضعیت درونی خود تعریف میشود که شامل خودآگاهی هیجانی (Emotional Self-Awareness) و خوداندیشی (Self-Reflection) است. این مؤلفه پایه و اساس هوش هیجانی (Emotional Intelligence) است و به فرد اجازه میدهد پیوندی منطقی میان افکار، احساسات و رفتارهای خود برقرار کند. از منظر علمی، افرادی که فاقد خودآگاهی کافی هستند، دچار پدیدهای به نام «ناگویی خلقی» (Alexithymia) میشوند؛ وضعیتی که در آن فرد نمیتواند هیجانات خود را شناسایی و توصیف کند و در نتیجه برای تسکین تنشهای مبهم درونی خود، به تسکیندهندههای بیرونی مانند مواد مخدر یا الکل پناه میبرد.
تقویت خودآگاهی در برنامههای پیشگیری از اعتیاد مبتنی بر شواهد (Evidence-Based Prevention)، به فرد کمک میکند تا محرکهای درونی (Internal Triggers) مانند احساس تنهایی، سرخوردگی، یا طرد اجتماعی و همچنین محرکهای بیرونی (External Triggers) مانند مکانها یا افراد خاص را شناسایی کند. فرد تابآور با تکیه بر خودآگاهی، متوجه تغییرات خلقی و افکار خودکار منفی (Automatic Negative Thoughts) خود میشود. او میداند در چه لحظاتی از نظر روانی آسیبپذیرتر است؛ بنابراین، بهجای انکار یا فرار از رنجهای روانی، آنها را به عنوان بخشی از تجربه انسانی به رسمیت میشناسد. این شناخت دقیق به فرد اجازه میدهد تا پیش از آنکه تنشهای روانی سرریز شوند و او را به سمت رفتارهای تکانشی (Impulsive Behaviors) سوق دهند، اقدامات پیشگیرانه و خودمراقبتی انجام دهد.
۲. تنظیم هیجان (Emotion Regulation / Affect Regulation)
تنظیم هیجان به فرآیندهایی اطلاق میشود که فرد از طریق آنها بر هیجاناتی که دارد، زمان تجربه آنها و نحوه ابراز و تجربه این احساسات اثر میگذارد. اصطلاح علمی مرتبط با این حوزه، «تنظیم شناختی هیجان» (Cognitive Emotion Regulation) و مدل فرآیندی جیمز گراس (James Gross) است. نقص در تنظیم هیجان یا «بدتنظیمی هیجانی» (Emotion Dysregulation)، یکی از هستههای اصلی و زیربنایی تمام اختلالات مصرف مواد (Substance Use Disorders) به شمار میرود. افراد آسیبپذیر اغلب از راهبردهای ناسازگارانه مانند سرکوبگری (Suppression) یا نشخوار فکری (Rumination) استفاده میکنند که در نهایت به انباشت استرس و تمایل به خوددرمانی (Self-Medication Hypothesis) از طریق مواد مخدر میانجامد.
در مقابل، تابآوری هیجانی بر پایه راهبردهای سازگارانه تنظیم هیجان نظیر «ارزیابی مجدد شناختی» (Cognitive Reappraisal) و «پذیرش» (Acceptance) استوار است. در پدیدآیی اعتیاد، مواد مخدر به عنوان یک ابزار مصنوعی و موقت برای کاهش فوری تنش و اضطراب عمل میکنند. فرد تابآور با یادگیری روشهای علمی تنظیم هیجان، یاد میگیرد که چگونه نوسانات خلقی، خشم، اندوه شدید و بیقراری را بدون نیاز به مواد بیرونی مدیریت کند. روشهای مبتنی بر ذهنآگاهی (Mindfulness-Based Stress Reduction) و درمانهای پذیرش و تعهد (ACT) به افراد میآموزند که هیجانات منفی، گذرا هستند و میتوان آنها را بدون قضاوت و بدون پاسخهای مخرب تماشا و تجربه کرد. این رویکرد، مغز را از واکنشهای غریزی و پناه بردن به پاداشهای فوری مواد، به سمت رفتارهای انطباقی هدایت میکند.
۳. مهارت حل مسئله (Problem-Solving Skill / Social Problem-Solving)
مهارت حل مسئله در روانشناسی شناختی با اصطلاحاتی چون «کارکردهای اجرایی مغز» (Executive Functions) و «حل مسئله اجتماعی-شناختی» (Social-Cognitive Problem-Solving) فرمولبندی میشود. بر اساس نظریههای شناختی-رفتاری، افرادی که مهارت حل مسئله پایینی دارند، در مواجهه با چالشهای زندگی دچار «درماندگی آموختهشده» (Learned Helplessness) میشوند و به دلیل ناتوانی در یافتن راهحلهای منطقی، اعتیاد را به عنوان یک مکانیزم دفاعی ناکارآمد یا راه گریزی برای فرار از واقعیت برمیگزینند. در این حالت، مصرف مواد به یک راهحل کاذب برای فرار از بحرانهای مالی، تحصیلی یا عاطفی تبدیل میشود.
فرد تابآور در مواجهه با مشکلات، از رویکرد حل مسئله منطقی (Rational Problem-Solving) استفاده میکند. این رویکرد علمی شامل پنج مرحله اساسی است: جهتگیری مثبت به مسئله، تعریف دقیق مشکل، تولید راهحلهای جایگزین، تصمیمگیری و ارزیابی پیامدها. این فرآیند شناختی به فرد اجازه میدهد تا بحران را نه به عنوان یک بنبست نابودکننده، بلکه به عنوان مسئلهای قابلحل و موقت تعریف کند. آموزش مهارتهای حل مسئله به عنوان یکی از ستونهای اصلی درمان شناختی-رفتاری اعتیاد (CBT)، انعطافپذیری شناختی (Cognitive Flexibility) فرد را ارتقا میدهد و به او کمک میکند تا در موقعیتهای پرخطر (مانند تعارضات خانوادگی یا فشارهای کاری شدید)، بهجای رفتارهای انفعالی یا مصرف مواد، گزینههای رفتاری سالم و کارآمد را فرمولبندی و اجرا کند.
۴. حمایت اجتماعی (Social Support / Social Connectedness)
حمایت اجتماعی در جامعهشناسی روانشناختی و روانشناسی سلامت، به منابع ارائهشده توسط شبکه اجتماعی فرد اشاره دارد که به دو دسته «حمایت اجتماعی ساختاری» (تعداد روابط) و «حمایت اجتماعی ادراکشده» (Perceived Social Support) تقسیم میشود. از نظر علمی، حمایت اجتماعی ادراکشده قویترین عامل محافظ (Protective Factor) در برابر آسیبهای روانی و اعتیاد است. بر اساس نظریه دلبستگی (Attachment Theory)، ایجاد روابط ایمن در طول زندگی باعث کاهش ترشح هورمونهای استرس مانند کورتیزول شده و سیستم عصبی فرد را در برابر بحرانها آرام میسازد؛ در حالی که انزوای اجتماعی (Social Isolation) مستقیماً با فعال شدن مسیرهای درد در مغز مرتبط است.
در مدلهای پیشگیری از اعتیاد، پیوند اجتماعی و احساس تعلق (Sense of Belonging) به خانواده، مدرسه، دانشگاه و محیطهای کاری سالم، به عنوان یک ضربهگیر روانی (Psychological Buffer) عمل میکند. فرد تابآور درون یک شبکه حمایتی چندلایه قرار دارد که در مواقع بحرانی به او کمکهای عاطفی، اطلاعاتی و ابزاری ارائه میدهند. زمانی که فرد احساس کند شنیده میشود، ارزشمند است و در صورت بروز خطا طرد نمیشود، نیاز او به رفتارهای خودتخریبی برای جلب توجه یا تسکین تنهایی به شدت کاهش مییابد. در حوزه درمان و بهبودی نیز، مداخلات مبتنی بر خانواده (Family-Based Interventions) و گروههای همسالان بهبودیافته، از طریق بازسازی همین شبکه حمایت اجتماعی، مانع از عود و بازگشت فرد به سمت مصرف مواد میشوند.
۵. امید و معنا (Hope and Meaning in Life / Existential Well-being)
مفهوم امید و معنا در روانشناسی مثبتگرا (Positive Psychology) و روانشناسی وجودی (Existential Psychology) با نظریه امید اسنایدر (Snyder's Hope Theory) و نظریه معناجویی فرانکل (Logotherapy) تبیین میشود. اسنایدر امید را یک سازه شناختی میداند که شامل دو مؤلفه «عاملبودن» (Agency - اراده برای دستیابی به هدف) و «راهیابی» (Pathways - توانایی طراحی مسیرها برای رسیدن به هدف) است. در حوزه اعتیاد، فقدان امید و معنا که به آن «خلأ وجودی» (Existential Vacuum) گفته میشود، از دلایل اصلی گرایش افراد به لذتجوییهای آنی و مخرب است. فردی که معنایی برای زیستن ندارد، دلیلی برای تحمل سختیها و مقاومت در برابر وسوسهها نمیبیند.
وجود امید و معنا در زندگی، تابآوری فرد را در برابر ناملایمات به طرز چشمگیری افزایش میدهد. زمانی که فرد هدفی فراتر از لذتهای لحظهای برای خود تعریف کند—مانند مسئولیتهای خانوادگی، اهداف شغلی، ارزشهای اخلاقی، معنویت (Spirituality) یا مشارکتهای اجتماعی—سیستم پاداش مغز او با این اهداف بلندمدت تنظیم میشود. این ساختار شناختی مانع از آن میشود که فرد در شرایط ناامیدی اجتماعی یا بحرانهای شخصی، هویت خود را از دست بدهد. امید به فرد انگیزه میدهد تا سختیهای موقت را تحمل کند و از موانع عبور کند. پژوهشها نشان میدهند که مداخلات مبتنی بر درمانهای معنوی و وجودی، با تقویت احساس هدفمندی، کارآمدترین سپر را در برابر وسوسه مصرف مواد در میان جوانان ایجاد میکنند.
۶. خودکارآمدی (Self-Efficacy)
خودکارآمدی یکی از کلیدیترین مفاهیم در نظریه یادگیری اجتماعی-شناختی آلبرت بندورا (Albert Bandura) است. این اصطلاح به باور فرد درباره تواناییهای خود برای سازماندهی و اجرای دورههای عملی مورد نیاز جهت مدیریت موقعیتهای آینده اشاره دارد. در پیشگیری و درمان اعتیاد، ما به طور خاص با مفهوم «خودکارآمدی امتناع از مصرف» (Refusal Self-Efficacy) و «خودکارآمدی مقابلهای» (Coping Self-Efficacy) مواجه هستیم. فردی که خودکارآمدی پایینی دارد، در برابر فشارهای محیطی یا وسوسههای درونی احساس ناتوانی و درماندگی میکند و پیشاپیش خود را بازنده میدان میداند.
تابآوری رابطه مستقیمی با سطح خودکارآمدی دارد. فردی که دارای خودکارآمدی بالایی است، چالشها را به عنوان وظایفی میبیند که باید بر آنها مسلط شود، نه خطراتی که باید از آنها فرار کند. او به توانایی خود برای کنترل افکار، ایستادگی در برابر فشار همسالان (Peer Pressure) و مدیریت موقعیتهای پرخطر ایمان دارد. طبق نظریه بندورا، این باور از چهار منبع شکل میگیرد: تجربههای موفقیت قبلی، الگوبرداری از افراد موفق (تجربههای جانشینی)، تشویقهای کلامی دیگران و مدیریت حالات فیزیولوژیکی و عاطفی. تقویت خودکارآمدی در پروتکلهای درمانی و پیشگیری، به فرد جرات میدهد تا به رفتارهای سالم متعهد بماند، در موقعیتهای تعارف مواد با قاطعیت رفتار کند و در صورت تجربه لغزشهای احتمالی، به سرعت خود را بازیابی کرده و فرآیند بهبودی را از سر بگیرد.
عوامل خطر و عوامل محافظ
برای فهم بهتر تابآوری در برابر اعتیاد، باید تفاوت عوامل خطر و عوامل محافظ را شناخت.
عوامل خطر شامل مواردی مانند تعارض شدید خانوادگی، مصرف مواد در خانواده، فقر، بیکاری، ترک تحصیل، فشار همسالان، اختلالات روانی درماننشده، سوءاستفاده در کودکی، دسترسی آسان به مواد و محتوای رسانهای آسیبزا هستند. این عوامل احتمال گرایش به اعتیاد را افزایش میدهند.
در مقابل، عوامل محافظ همان عناصر تقویتکننده تابآوری هستند؛ مانند رابطه عاطفی سالم با والدین، مهارتهای زندگی، حضور الگوهای مثبت، دسترسی به خدمات مشاوره، معنویت، مدرسه حمایتگر، نظارت مؤثر خانواده، اشتغال سالم، احساس ارزشمندی و مشارکت اجتماعی. پیشگیری موفق از اعتیاد زمانی رخ میدهد که عوامل خطر کاهش یابند و عوامل محافظ افزایش پیدا کنند.
نقش خانواده در تقویت تابآوری در برابر اعتیاد
خانواده نخستین و مهمترین بستر شکلگیری تابآوری است. کودکی که در محیطی امن، مهربان، منظم و پیشبینیپذیر رشد میکند، بهتر یاد میگیرد با فشارها کنار بیاید. منظور از خانواده سالم، خانواده بینقص نیست؛ بلکه خانوادهای است که در آن گفتوگو وجود دارد، خطا با تحقیر پاسخ داده نمیشود، احساسات نادیده گرفته نمیشوند و اعضا در بحرانها پشت یکدیگر را خالی نمیکنند.
والدینی که فقط هشدار میدهند اما رابطه عاطفی قوی با فرزند ندارند، معمولاً در پیشگیری موفق نیستند. نوجوان باید احساس کند که میتواند بدون ترس از قضاوت، درباره اضطراب، کنجکاوی، شکست یا فشار دوستان با والدین صحبت کند. همچنین وجود قوانین روشن، نظارت همراه با احترام، تشویق مهارتآموزی و توجه به سلامت روان فرزندان، همگی از پایههای تقویت تابآوریاند.
نقش مدرسه و دانشگاه
مدرسه و دانشگاه فقط محل آموزش دروس نیستند؛ آنها محیطهای مهم اجتماعیسازی هستند. اگر فضای آموزشی صرفاً رقابتی، تحقیرآمیز و نمرهمحور باشد، برخی دانشآموزان و دانشجویان در برابر فشار روانی آسیبپذیر میشوند. اما اگر این محیطها فرصت مشارکت، گفتوگو، شنیده شدن و آموزش مهارتهای زندگی را فراهم کنند، میتوانند نقش بزرگی در پیشگیری از اعتیاد داشته باشند.
آموزش تابآوری در مدرسه یعنی آموزش مدیریت استرس، سواد رسانهای، مهارت نه گفتن، حل تعارض، دوستی سالم، کنترل خشم، خودمراقبتی و کمکخواهی. حضور مشاوران توانمند، برنامههای گروهی، فعالیتهای هنری و ورزشی و تقویت حس تعلق به مدرسه، از جمله مداخلات مؤثر هستند.
نقش رسانه در تابآوری یا آسیبپذیری نسبت به اعتیاد
رسانهها میتوانند هم عامل محافظ باشند و هم عامل خطر. وقتی رسانه مصرف مواد را بهصورت غیرمستقیم با آزادی، جذابیت، رهایی، اعتراض یا بزرگسالی پیوند میزند، میتواند حساسیت مخاطب را کاهش دهد. در مقابل، رسانهای که روایتهای امیدبخش، مهارتآموز، واقعبینانه و کرامتمحور درباره پیشگیری و درمان ارائه میدهد، تابآوری اجتماعی را تقویت میکند.
محتوای رسانهای مؤثر باید از ترساندن صرف یا برچسبزدن فاصله بگیرد. نسل امروز با پیامهای کلیشهای اقناع نمیشود. باید به زبان تجربه، روایت، همدلی و علم با او سخن گفت. آگاهیبخشی درباره راههای مقابله با استرس، اهمیت مراجعه به متخصص، نقش خانواده، معنای زندگی و الگوهای واقعی بهبود، میتواند در ساختن جامعهای تابآور نقش کلیدی داشته باشد.
آیا تابآوری به معنای مصونیت کامل است؟
خیر. تابآوری به این معنا نیست که فرد هرگز آسیب نمیبیند، وسوسه نمیشود یا دچار بحران نمیگردد. تابآوری به معنای توان سازگاری، بازسازی و بازگشت است. حتی افراد بسیار توانمند هم ممکن است در دورهای از زندگی دچار فرسودگی، افسردگی یا لغزش شوند. اما آنچه فرد تابآور را متمایز میکند، توان برخاستن، کمکگرفتن و بازگشت به مسیر سلامت است.
در حوزه درمان اعتیاد نیز تابآوری اهمیت زیادی دارد. ترک اعتیاد فقط قطع مصرف نیست؛ بلکه بازسازی سبک زندگی است. فرد در مسیر بهبودی نیاز دارد وسوسه، فشارهای روانی، خاطرات دردناک، بحرانهای خانوادگی و ترس از شکست را مدیریت کند. بنابراین تابآوری هم در پیشگیری اولیه و هم در پیشگیری از بازگشت، نقش اساسی دارد.
چگونه تابآوری در برابر اعتیاد را افزایش دهیم؟
برای تقویت تابآوری باید رویکردی چندبعدی داشت.
نخست، آموزش مهارتهای زندگی از کودکی ضروری است؛ مهارتهایی مانند خودآگاهی، ارتباط مؤثر، حل مسئله، تصمیمگیری، تنظیم هیجان و مدیریت استرس.
دوم، باید سلامت روان را جدی گرفت. بسیاری از افراد بهجای درمان اضطراب، افسردگی یا تروما، به مصرف پناه میبرند. دسترسی آسان و بدون انگ به خدمات مشاوره و رواندرمانی بسیار مهم است.
سوم، تقویت پیوندهای خانوادگی و اجتماعی ضروری است. گفتوگوی روزانه، وقتگذرانی مشترک، شنیدن بدون قضاوت و ایجاد حس امنیت عاطفی، نقش بزرگی در پیشگیری دارد. چهارم، فعالیتهای بدنی، هنری، داوطلبانه و معنوی میتوانند احساس معنا، تعلق و خودارزشمندی را بالا ببرند. پنجم، باید سواد رسانهای را افزایش داد تا نوجوانان و جوانان بتوانند پیامهای پنهان رسانه درباره مواد، لذت، هویت و سبک زندگی را نقادانه تحلیل کنند.
تابآوری در برابر اعتیاد، یک سپر روانیـاجتماعی و معنوی است که به افراد کمک میکند در برابر فشارها، آسیبها و وسوسههای زندگی، مسیرهای سالمتری را انتخاب کنند. این مفهوم، نقطه مقابل نگاه سادهانگارانه به اعتیاد است. بهجای تمرکز صرف بر ماده، بر انسان تمرکز میکند؛ انسانی که اگر دیده شود، آموزش ببیند، حمایت شود و معنا داشته باشد، کمتر به سمت اعتیاد خواهد رفت.
برای ساختن جامعهای مقاوم در برابر اعتیاد، باید از خانواده، مدرسه، رسانه، نهادهای اجتماعی و نظام سلامت روان بهصورت هماهنگ کمک گرفت. تابآوری یک موهبت ذاتی محدود نیست؛ قابلیتی است که میتوان آن را در کودکان، نوجوانان، جوانان و حتی بزرگسالان پرورش داد. هرچه جامعه در ایجاد امید، عدالت، حمایت، گفتوگو و فرصتهای سالم موفقتر باشد، تابآوری عمومی نیز بیشتر میشود. در نهایت، پیشگیری از اعتیاد فقط مبارزه با مواد نیست؛ بلکه ساختن انسانهایی است که یاد گرفتهاند درد را انکار نکنند، اما برای درمان آن، راهی جز ویرانی خود انتخاب نکنند.












نظر شما