در دهههای اخیر، ادبیات علمی توسعه اجتماعی از رویکردهای متمرکز و بالا به پایین به سمت رویکردهای اجتماع محور و محله محور حرکت کرده است. نظریه «سرمایه اجتماعی» که توسط"پوتنام"بسط یافت، نشان داد جوامعی که از شبکههای اعتماد، مشارکت داوطلبانه و پیوندهای محلی قوی برخوردارند، کارآمدتر، تاب آورتر و سالم تر هستند.
همچنین نظریه «قابلیتها» "امارتیا سن" تأکید میکند توسعه واقعی زمانی رخ میدهد که افراد در بسترهای اجتماعی خود توان انتخاب و کنشگری پیدا کنند. در این چارچوب، طرح «سلام محله» (سلامت اجتماعی محلهمحور) با اتکا به ظرفیت مدارس در ساعات غیرآموزشی، مساجد، تشکلهای محلی و بیش از ۳۵۰هزار داوطلب، اعلام آمادگی کرده، میتواند به یکی از بزرگترین زیرساختهای اجتماعی کشور برای سه کارکرد همزمان تبدیل شود.
پژوهش اجتماعی مبتنی بر میدان واقعی محله، توانمندسازی و آموزش اجتماع محور، تجربهگردانی و تکثیر الگوهای موفق محلی.
افزون بر این، «سلام محله» صرفاً یک چارچوب اجرایی نیست، بلکه در حال شکل دهی به یک معماری شبکهای ملی است؛ شبکهای که با سازماندهی سه هزار تسهیلگر محلی و ایجاد پیوند ساختارمند میان آنان، ظرفیت دانشی و میدانی کشور را در سطح محلات همافزا میکند.همچنین شبکه سازی ۱۵۰ هزار داوطلب محلی در قالب سامانهای منسجم و سامان مند، امکان هماهنگی، پایش، تقسیم کار و یادگیری جمعی را فراهم خواهد ساخت.
این زیرساخت شبکهای، در ادامه با راهاندازی «بانک زمان» در گستره وسیع ملی، بستر مبادله خدمات داوطلبانه سامان یافته در محلات را ایجاد میکند و سرمایه اجتماعی را از سطح عاطفی به سطح نهادی ارتقا میدهد. در کنار اینها «طرح جام» نیز با تمرکز بر جمعآوری و پالایش ایدههای متنوع و بومی محلات (در یادداشتهای پیشین بدان پرداخته شد) میتواند به موتور تغذیه کننده نوآوری اجتماعی در این شبکه بدل شود. حال باید دید نقش «سلام محله» در پژوهش اجتماعی: کشف لایههای پنهان جامعه چیست؟
پژوهشهای رسمی ملی، معمولاً مبتنی بر دادههای ثبتی یا پیمایشهای مقطعی هستند. اما بخش مهمی از واقعیت اجتماعی در «لایههای پنهان» محلهها قرار دارد؛ مانند:
فقر پنهان، انزوای سالمندان، خشونت خانگی گزارشنشده، اعتیاد پنهان، ترک تحصیل غیررسمی و کودکان در معرض آسیب بدون پرونده رسمی.
مطالعات مشارکتی نشان میدهد حضور مستمر نیروهای محلی و داوطلبان آموزشدیده، امکان شناسایی دقیقتر این لایهها را فراهم میکند.تجربه های جهانی نشان داد استفاده از نهادهای محلی مانند مدارس و مراکز مذهبی برای گردآوری دادههای کیفی، کیفیت سیاستگذاری اجتماعی را بهطور معناداری افزایش داده است.
شبکه داوطلبان به مثابه «حسگر اجتماعی ملی»
۳۵۰هزار داوطلب محلی در قالب ۲۷۵۰کانون در صورت آموزش استاندارد، میتوانند به شبکهای از «حسگرهای اجتماعی» تبدیل شوند که؛
تغییرات سریع اجتماعی را پیش از بروز بحران شناسایی میکنند.
هشدارهای زودهنگام در حوزه آسیبهای اجتماعی ارائه میدهند.
نقشههای فقر، انزوا و نیازمندی را بهروزرسانی میکنند.
در این میان، سازماندهی شبکه ۱۵۰هزار داوطلب فعال در چارچوبی سامان یافته و اتصال آنان به سه هزار تسهیلگر آموزشدیده میتواند یک ساختار «چندلایه» از رصد اجتماعی ایجاد کند؛ ساختاری که دادههای زیسته محلی را به اطلاعات قابل تحلیل ملی تبدیل میکند.همچنین «بانک زمان» بعنوان ابزار مبادله خدمت داوطلبانه، خود به یک منبع داده پویا درباره نیازها و ظرفیتهای واقعی محلات بدل خواهد شد.
تجربه «Neighborhood Watch» در ژاپن نشان میدهد شبکههای داوطلب محلی میتوانند نرخ جرم و آسیب را کاهش داده و اطلاعات اجتماعی دقیقتری تولید کنند.
پیوند دادههای محلی با سیاستگذاری ملی
در صورت طراحی سامانه یکپارچه ثبت دادههای محلهای، «سلام محله» میتواند به پایگاه داده اجتماعی زنده کشور تبدیل شود که؛
امکان تحلیلهای مقایسهای بین استانها را فراهم کند.
اثربخشی مداخلات اجتماعی را ارزیابی کند.
سیاستگذاری مبتنی بر شواهد را تقویت نماید.
این الگو مشابه ساختار داده محور خدمات اجتماعی در سودان است که به واسطه شبکه محلی خدمات اجتماعی، تصمیمگیریها مبتنی بر دادههای واقعی محلات انجام میشود.
نقش توانمندسازی و آموزش در سلام محله "توانمندسازی بهعنوان تغییر در «ظرفیت کنش»" بر اساس نظریه قابلیتهای "امارتیا سن" توانمندسازی صرفاً ارائه خدمت نیست بلکه افزایش ظرفیت افراد برای حل مسائل خودشان است.
مدارس و مساجد محله میتوانند به مراکز، آموزش مهارتهای زندگی، مهارتهای فرزندپروری، آموزش اقتصادی خرد، پیشگیری از آسیبهای اجتماعی و سواد سلامت و سلامت روان تبدیل شوند.
در این چارچوب، شبکه سه هزار تسهیلگر محلهای میتواند نقش مربیان تحول اجتماعی را ایفا کند و از طریق اتصال به شبکه داوطلبان و بهرهگیری از ظرفیت «بانک زمان»، چرخهای از آموزش، خدمت و یادگیری متقابل را در محلات فعال سازد.
تجربههای بینالمللی موفق
در ویتنام، برنامههای اجتماعمحور محلهای توانستند فقر روستایی را از طریق آموزشهای مهارتمحور کاهش دهند.در Switzerland، مراکز اجتماعی محلی با محوریت مدارس نقش مهمی در انسجام اجتماعی ایفا میکنند.
وجه مشترک این تجربهها: مالکیت محلی در کنار آموزش مستمر همچنین مشارکت داوطلبانه خواهد بود.
تجربهگردانی (گردش تجربه)؛ موتور تکثیر نوآوری اجتماعی
یکی از ضعفهای سیاست اجتماعی در ایران، عدم گردش تجربههای موفق محلی است. هر محله گاه راهحلهایی بومی و خلاقانه برای مسائل خود پیدا میکند، اما این تجربهها ثبت، تحلیل و تکثیر نمیشوند.
«سلام محله» میتواند سه سازوکار ایجاد کند: بانک ملی تجربههای محلهای، شبکه مربیان و تسهیلگران منطقهای و جشنواره و ارزیابی سالانه نوآوریهای محلهای.
در تکمیل این سازوکارها، «طرح جام» میتواند به سکوی ملی گردآوری، داوری و پالایش ایدههای متنوع محلات تبدیل شود؛ بهگونهای که ایدههای کوچک و بومی، پس از ارزیابی و مستندسازی، قابلیت تکثیر ملی پیدا کنند.اتصال این چرخه به شبکه تسهیلگران و داوطلبان، و پشتیبانی آن از طریق «بانک زمان»، یک اکوسیستم کامل نوآوری اجتماعی در مقیاس محلهای ایجاد خواهد کرد.
مطالعات سرمایه اجتماعی نشان میدهد انتقال تجربه افقی اثربخشی بالاتری نسبت به آموزشهای صرفاً دستوری دارد.
کارکردهای راهبردی سلام محله در ایران
با توجه به ساختار اجتماعی ایران، که دارای شبکه گسترده مدارس و مساجد در سراسر کشور است، «سلام محله» میتواند:
شکاف دولت ـ جامعه را کاهش دهد. اعتماد عمومی را تقویت کند. سرمایه اجتماعی پیوندی و پلزننده ایجاد کند. پیشگیری اجتماعی را جایگزین مداخلات پرهزینه بعدی کند. دادههای دقیق برای طراحی سیاست سالمندی، فقر، آسیب اجتماعی و توانبخشی فراهم آورد.
از طریق شبکهسازی سه هزار تسهیلگر و ۱۵۰هزار داوطلب سامانیافته، بزرگترین بستر مشارکت اجتماعی سازمانیافته کشور را شکل دهد. با راهاندازی ملی «بانک زمان»، اقتصاد خدمات داوطلبانه را نهادینه کند. د
در جمعبندی راهبردی می توان گفت: «سلام محله» صرفاً یک برنامه خدماتی نیست بلکه میتواند به زیرساخت ملی پژوهش اجتماعی میدانی، شبکه توانمندسازی اجتماعمحور، سامانه تجربهگردانی و نوآوری اجتماعی، پلتفرم تولید سرمایه اجتماعی و معماری ملی شبکهسازی داوطلبانه و بانک زمان
تبدیل شود.
با سازماندهی ۲۷۵۰کانون، ۳۰۰۰تسهیلگر و ۳۵۰هزار داوطلب، و با تکمیل شبکه سامان یافته ۱۵۰هزار داوطلب فعال و استقرار بانک زمان در مقیاس ملی، ایران میتواند یکی از بزرگترین شبکههای اجتماع محور منطقه را شکل دهد؛ شبکهای که همزمان داده تولید میکند، توانمندسازی میکند، تجربههای موفق را تکثیر مینماید و نوآوری اجتماعی را از پایین به بالا سامان میدهد.
چنین مدلی، اگر به درستی طراحی نهادی و ارزیابی مستمر داشته باشد، میتواند نقطه عطفی در سیاست اجتماعی ایران باشد و الگوی بومی شدهای از توسعه اجتماع محور ارائه دهد که بر سرمایههای فرهنگی، دینی و آموزشی کشور تکیه دارد.
نظر شما