«سلام محله» در ۲۷۵۰ محله کشور شکل گرفته و بیش از ۲۳۰هزار داوطلب در آن ثبتنام کردهاند. اما این اعداد یک پرسش اساسی را مطرح می کنند؛
وقتی از مشارکت مردم سخن میگوییم، دقیقاً منظور چیست؟
آیا حضور مردم در یک برنامه اجتماعی همان مشارکت است؟
در علوم اجتماعی، پاسخ منفی است. مشارکت صرف همکاری یا حضور نیست؛ مشارکت بهکارگیری داوطلبانه زمان، اندیشه، مهارت و سرمایه اجتماعی برای حل مسائل عمومی است. یعنی لحظهای که انسانها از «تماشاگر مسئله» به «عامل حل مسئله» تبدیل میشوند.
"مایرون وینر" مشارکت را هر کنش داوطلبانه برای اثرگذاری بر اداره امور عمومی میداند.
در این تعریف سه عنصر نهفته است؛ داوطلبانه بودن، جمعی بودن و اثرگذاری.
بنابراین جمعیت بدون اثرگذاری، مشارکت نیست. در واقع مشارکت یک طیف است.در یک سوی طیف، مشارکت تودهای قرار دارد؛ هیجانی، کوتاهمدت و واکنشی.
در میانه طیف، مشارکت موقتی است، مانند رأی دادن یا امضای طومار و در سوی دیگر، مشارکت نهادی قرار دارد، جایی که مردم در قالب انجمنها، شوراها و گروههای محلی مسئولیت میپذیرند و سرمایه اجتماعی تولید میشود.
اولی، تخلیه هیجان است،دومی، تولید مشروعیت و سومی، ساختن توسعه.
نردبان مشارکت "آرنستاین" نیز همین تمایز را نشان میدهد:
سطح اول، عدم مشارکت، سطح دوم، مشارکت نمایشی و سطح سوم، قدرت شهروندی یعنی شراکت در تصمیمسازی.
بنابراین هر برنامه اجتماعی که مردم را صرفاً مخاطب خدمات بداند، حتی اگر جمعیت زیادی را درگیر کند، هنوز به مشارکت واقعی نرسیده است.
سلام محله کجای این طیف قرار میگیرد؟
«سلام» تلاش میکند مشارکت را از سطح حضور به سطح قدرت منتقل کند.اما تمایز آن فقط در دعوت مردم به همکاری نیست، بلکه در معماری مشارکت است.
در «سلام محله» سه لایه مشارکت تعریف شده است.
۱. درون داد مردمی
سرمایههای اصلی برنامه، خود مردماند. داوطلبان محلی، گروههای مردمی، شبکههای غیررسمی، تشکلهای موجود و داراییهای اجتماعی محله.
۲. فرایند مردمی
تشخیص مسئله، اولویتبندی، طراحی راهحل و اجرای فعالیتها توسط خود جامعه محلی انجام میشود. دولت در این مرحله مدیر نیست، تسهیلگر است.
۳. برون داد مردمی
نتایج نیز محصول اقدام جمعی است: اعتماد اجتماعی، حل مسائل محلی، همیاری، مراقبت اجتماعی، و شکلگیری ظرفیتهای پایدار در محله.
در تمام این چرخه، دستگاههای دولتی و نهادهای عمومی پشت سر مردم قرار دارند. سیاستگذار، پشتیبان و تسهیلگر، نه متولی و جایگزین جامعه.
ویژگیهای مشارکت واقعی در«سلام محله» از نیاز واقعی مردم آغاز میشود، نه دستور اداری. بر مسئله زندگی تمرکز دارد، نه پروژه سازمانی. مقطعی نیست، پایدار است. رویداد نیست، فرآیند است. در قالب ساختار اجتماعی نهادینه میشود و بخشی از قدرت تصمیمگیری به جامعه منتقل میشود.
این همان چیزی است که نظریهپردازان توسعه بر آن تأکید دارند. مسائل پیچیده اجتماعی با مداخله کوتاهمدت حل نمیشوند بلکه با مشارکت پایدار حل میشوند.
چرا جامعه محلی مهم است؟
تجربههای موفق جهان نشان میدهد برنامههای اجتماعمحور بر خدمترسانی صرف بنا نشدهاند، بلکه بر ساختن جامعه محلی استوار بودهاند. مردم زمانی مشارکت میکنند که مسئله را متعلق به خود بدانند، نه متعلق به دولت.
اگر «سلام محله» درست اجرا شود، تنها یک مدل اجرایی نخواهد بود؛ جامعه محلی را شریک اداره امور عمومی میکند؛ در این صورت مشارکت دیگر یک رفتار نیست، یک ساختار قدرت و فرآیند مستمر است.
در این نگاه، جامعه از دریافت کننده خدمات به سازنده رفاه محلهای تبدیل میشود و مشارکت واقعی، همزمان به تولید سرمایه اجتماعی، حل مسائل محلی و پایدارسازی توسعه اجتماعی منجر میشود.
در تمام این چرخه، دستگاههای دولتی و نهادهای عمومی پشت سر مردم قرار دارند؛ سیاستگذار، پشتیبان و تسهیلگر, نه متولی و جایگزین جامعه.
ویژگیهای مشارکت واقعی در سلام محله_ از نیاز واقعی مردم آغاز میشود، نه دستور اداری. بر مسئله زندگی تمرکز دارد، نه پروژه سازمانی. مقطعی نیست، پایدار است. رویداد نیست، فرآیند است. در قالب ساختار اجتماعی نهادینه میشود و بخشی از قدرت تصمیمگیری به جامعه منتقل میشود.
این همان چیزی است که نظریه پردازان توسعه بر آن تأکید دارند: مسائل پیچیده اجتماعی با مداخله کوتاه مدت حل نمیشوند بلکه با مشارکت پایدار حل میشوند.
سیاستهای مشارکتی در «سلام محله»
در سیاست های سلام محله مشارکت مردم در جند محور عمده شکل می گیرد. در این سیاست دولت و نهادهای عمومی به جای مدیریت مستقیم، نقش پشتیبان و تسهیلگر دارند.
سیاستهای مشارکتی باید مردم را شریک واقعی اداره امور محلی بدانند، نه صرفاً دریافت کننده خدمات.
تصمیمگیری در مسائل محله ای به جامعه محلی منتقل میشود تا حس مالکیت و مسئولیت شکل گیرد.
بودجه و منابع برای فعالیتهای محلهای باید شفاف و در دسترس مردم باشد.
برنامههای مشارکتی باید در طولانی مدت پایدار بمانند، نه مقطعی یا محدود به یک پروژه خاص.
تسهیلگر دولتی موظف است آموزش، مشاوره و دسترسی به شبکهها را فراهم کند، بدون آنکه مسیر مردم را محدود کند.
سیاستها باید انعطافپذیر و پاسخگو به نیاز واقعی محله باشند، نه بر اساس دستور اداری یا برنامههای از پیش تعیینشده.
ارزیابی موفقیت مشارکت باید بر تولید سرمایه اجتماعی و حل مسائل محلی متمرکز شود نه صرفاً شاخص های کمی.
تجربههای جهانی نشان میدهد، سیاستهای مشارکتی که قدرت تصمیمگیری و منابع را با مردم تقسیم میکنند بیشترین اثر را در پایداری توسعه محلی دارند.
در این چارچوب، مشارکت واقعی به یک فرآیند نهادینه و ساختارمند تبدیل میشود که هم رفاه محلهای و هم اعتماد اجتماعی را تقویت میکنند.
درنهایت مشارکت مردم در «سلام محله» مشارکتی است تقاضا محور، نه عرضه محور. مشارکتی است مستمر و دائمی، نه کوتاه مدت و مقطعی. مشارکتی است نهادمند، نه توده ای و هیجانی. مشارکتی است با مردم، نه بر مردم و مشارکتی واقعی و پایدار است، نه تظاهری و نمایشی.
خلاصه اینکه این مشارکت نهادین است و نه نمادین.
نظر شما