به گزارش روابط عمومی بهزیستی استان تهران، در چارچوب رویکرد جدید توانمندسازی محلهمحور و سلسلهروایتهای «هر تسهیلگر، یک روایتگر»، یکی از تسهیلگران طرح «سلام» روایتی الهامبخش از بازآفرینی امید در دل جامعه هدف بهزیستی را به تصویر کشیده است:
رقیه و همسرش هر دو دارای معلولیت هستند، اما این محدودیت جسمی نه مانع کار و تلاششان شده، نه سد راه عشق و تشکیل خانواده، و نه مانع چشیدن طعم شیرین مادری و پدری برای دو دختر نازنین و دوستداشتنیشان. زندگی ساده اما پرامید آنها در جریان بود تا اینکه در یکی از گفتوگوها، بار اندوه و اضطرابی پنهان در نگاه رقیه خودنمایی کرد.
وقتی علت ناراحتیاش را جویا شدم، بغضش شکست و گفت: دخترم امسال قرار است قدم به کلاس اول بگذارد، اما من سواد کافی ندارم. ماندهام چطور در مشقها و درسهایش کمکش کنم ... حتی خجالت میکشم روبهروی مادران دیگر در مدرسه بایستم.
این دغدغه صادقانه، نقطه عطفی برای ما در تیم تسهیلگری شد. چه باید میکردیم؟ جذب یک معلم موقت شاید راهحلی مقطعی بود، اما پایداری نداشت. کلاسهای تقویتی هم مستلزم هزینههای سنگینی بود که در توان این خانواده نبود. از همین رو، اصل طلایی توانمندسازی را مبنا قرار دادیم؛ به جای تقدیم ماهی، ماهیگیری را در دستهای پرتوانش گذاشتیم.
خوشبختانه انگیزه، پشتکار و عطش رقیه برای آموختن مثالزدنی بود. با پیگیریهای انجامشده در قالب طرح سلام، او را به بخش نهضت سوادآموزی آموزش و پرورش معرفی کردیم. آزمون تعیین سطح را با موفقیت پشت سر گذاشت و حالا با قلبی سرشار از امید، خود را برای امتحانات مرحله بعدی آماده میکند.
ما نیز در کنارش ایستادهایم؛ از تأمین لوازمالتحریر و اقلام کمکآموزشی گرفته تا ارائه ویدیوهای آموزشی و پشتیبانی عاطفی مستمر، تا اطمینان حاصل کنیم که این مسیر بالندگی بیوقفه ادامه دارد.
امروز رقیه نه فقط یک توانخواه، بلکه یکی از شیرینترین دلمشغولیها و نمادهای افتخار ما در طرح سلام است؛ مادری صبور که نشان داد معلولیت ناتوانی نیست، بلکه شروع تلاشی دوباره است. دور نیست روزی که رقیه با لبخندی از جنس خودباوری، خود به عنوان سفیر امید و سلامت در این محله دست دیگران را بگیرد.












نظر شما