سید جواد حسینی در یادداشتی نوشت: در میان انبوه چالشها و آسیبهای اجتماعی که چون طوفان مخرب آرامش فردی، خانوادگی و اجتماعی را تهدید میکند، داشتن ساختاری که لحظه بروز بحران، همچون سدی محکم و امیدی ملموس در دسترس باشد، ضرورتی حیاتی و اجتناب ناپذیر است.
*اورژانس اجتماعی* یا همان *اورژانس۱۲۳* معروف، بر اساس اصل ۲۹قانون اساسی(که تأمین خدمات درمانی و حمایت اجتماعی را از وظایف دولت میداند)، ماده ۱بند"د"قانون ساختار نظام جامع رفاه و تأمین اجتماع(که آسیبهای اجتماعی را در زمره رویدادهای تحت پوشش قرار داده است)، ماده ۶قانون حمایت از اطفال و نوجوانان(که سازمان بهزیستی را موظف کرده است با استفاده از مددکاران اجتماعی در قالب اورژانس اجتماعی، نسبت به شناسایی، پذیرش، حمایت و توانمندسازی اطفال و نوجوانان در معرض خطر اقدام کند.) و ماده ۸۵برنامه هفتم توسعه(که به صراحت اجازه توسعه ساختار اورژانس اجتماعی را داده است)فعالیت رسمی خود را از سال ۱۳۷۸در ۸استان کشور آغاز کرده است؛ و اکنون با ۳۹۱مرکز اورژانس، ۳۳۱خودروی ون مناسب سازی شده، ۳۱مرکز خط تلفن۱۲۳و بسیار مراکز اقماری شامل ۳۰خانه تلاش، ۱۰راه نوین، ۳۱خانه سلامت، ۱۸ندای مهر، ۲۹خانه امن، ۵۶مرکز روزانه و ۳۴مرکز نگهداری موقت کودک کار و خیابان، به خط مقدم مواجهه علمی و تخصصی با بحرانهای فردی، خانوادگی و اجتماعی در پهنه جغرافیایی کشور تبدیل شده است.
ساختاری که مبتنی بر سه مفهوم کلیدی *مداخله در بحران* ، *کاهش آسیب های روانی_اجتناعی ناشی از شوک های حاد* و *اقدام سریع(ساعت طلایی)* با هدف جلوگیری از تعمیق بحران و تبدیل آسیب های موقت به معضلات مزمن یا جرائم غیر قابل جبران از طریق ارکان چهارگانه عملیاتی خود(خط تلفن ۱۲۳بعنوان درگاه اصلی دسترسی عموم، مرکز مداخله در بحران بعنوان مرکز مادر، تیم های عملیاتی خدمات سیار و خانه های پناهگاهی) امروز به یکی از ماندگارترین و اثربخشترین دستاوردهای نظام در حوزه رفاه و حمایت های اجتماعی تبدیل شده است.
_این یادداشت بمناسبت روز اورژانس اجتماعی و نکوداشت بیست و هفت سال فعالیت مستمر و موثر آن، نگاهی تحلیلی ست بر عملکرد، ضرورتها و افقهای پیشروی این ساختار ارزشمند._
مهمترین وجه تمایز و رکن اساسی موفقیت اورژانس اجتماعی، عبور از نگاه سنتی و صرفاً قضایی_انتظامی به پدیدههای اجتماعی است.
رسالت اصلی این ساختار، مداخله بهنگام و علمی پیش از آنکه یک تعارض یا بحران، به پروندهای در مراجع انتظامی یا قضایی تبدیل شود، است. این تغییر نگاه از"جرمانگاری"به "آسیبانگاری"ضمن پیشگیری از تشدید بحران، بستر را برای بازتوانی و حمایت روانی-اجتماعی افراد در معرض خطر فراهم میکند.
این رویکرد انسان محور و تخصصی نه تنها هزینههای سنگین اجتماعی و اقتصادی را کاهش میدهد، بلکه کرامت انسانی را نیز در کانون اقدامات حمایتی قرار میدهد.
اورژانس اجتماعی در ۲۷سالگی فعالیت خود در نقطه ای قرار گرفته است که آسیب، بحران و مداخله تخصصی به هم می رسند.
این جایگاه، بسیار مهم و در عین حال دشوار است؛ زیرا افرادی که به اورژانس اجتماعی مراجعه می کنند در شرایط عادی قرار ندارند! چون حتما درگیر بحران خانوادگی، خشونت نظیر کودک، همسر یا سالمند آزاری، افکار یا رفتارهای پر خطر و سایر موقعیت های خطرناک، شده است و انتظار دارد فردی آرام، متخصص، آگاه، پاسخگو در کنار او قرار بگیرد.
و کارشناس اورژانس اجتماعی باید بتواند یک بحران پیچیده انسانی را در کوتاه ترین زمان ارزیابی کند، سطح خطر را تشخیص دهد، با فرد ارتباط موثر برقرار کند، ایجاد اعتماد کند، شرایط را مدیریت کند و متناسب با وضعیت موجود بهترین مسیر مداخله و حمایت را انتخاب کند.
خوب است بدانید که در حال حاضر اورژانس اجتماعی با بهره مندی از توان تخصصی ۴۶۰۰نیروی انسانی خود، بر همین سبک و سیاق مشغول نقش آفرینی موثر در حوزه آسیب های اجتماعی است؛ و ۷۷۰۰۰۰نفر خدمت تخصصی در سال ۱۴۰۴گواه این نقش آفرینی است.
ارقام و آمارهای ارائه شده، زبان گویای اثربخشی فعالیت های اورژانس اجتماعی است.
ثبت بیش از یک میلیون و ۷۲۶هزار مداخله طی دو سال و نیم اخیر، گویای پویایی و حضور مستمر اورژانس اجتماعی در متن جامعه است.
_اما در این میان، دو شاخص کلیدی، اهمیت راهبردی این مجموعه را دو چندان میکند._
*اول،* _پیشگیری از خودکشی._
رشد ۱۸درصدی استفاده از...
خدمات مشاورهای در این حوزه و دستیابی به ۷۰درصد اثربخشی در پیشگیری از خودکشی، نشان میدهد اورژانس اجتماعی به یکی از مؤثرترین سپرهای حفاظتی در برابر این معضل تلخ اجتماعی تبدیل شده است.
*دوم،* _اعتماد عمومی._
افزایش ۳۸درصدی تماسها با خط ۱۲۳ (از ۲۹۲هزار به بیش از ۴۰۲هزار تماس) و نیز نتایج یک پژوهش ملی که حاکی از اعتماد ۹۲درصدی افراد آشنا با این خدمات است، پاسخی قاطع به بدبینان و تأکیدی بر جایگاه رفیع این این ساختار در افکار عمومی است.
_ما در سازمان بهزیستی به این دستاوردها اکتفا نکرده و با درک عمیق از حساسیت مأموریت، طرحی تحولی را بر چهار محور اساسی دنبال میکنیم._
*۱.* _ارتقای ساختار و استاندارد سازی._
ارتقای ساختار به سطح مرکزی مستقل با گروههای تخصصی، گام نخست است.
اما استاندارد سازی فرآیندها، تجهیزات و نیروی انسانی، نیازمند عزمی ملی و تدوین قوانین پشتیبان است.
*۲.* _تقویت سرمایه انسانی و تجهیزات._
در سال جاریبا جذب ۱۲۰۰نیروی متخصص و افزودن ۱۰۰خودروی جدید به ناوگان خودرویی، گامی بلند در جهت افزایش کمّی و کیفی خدمات سیار برمیداریم.
*۳.* _عدالت در دسترسی._
محرومیت زدایی و توسعه اورژانس اجتماعی در مناطق مرزی و کمبرخوردار که آسیبپذیری بالاتری دارند، در اولویت قرار دارد.
اختصاص اعتبار ویژه برای ساماندهی این خدمات در منطقه دیشموک، تنها یکی از مصادیق این نگاه عدالتمحور است.
*۴.* _تکمیل زنجیره حمایت (پناهگاههای امن)._
اورژانس اجتماعی تنها به تلفن و تیمهای سیار محدود نمیشود.
"مراکز مداخله در بحران" یا پناهگاههای امن بعنوان حلقه تکمیلی، خدمت تخصصی را به افرادی ارائه میدهند که در سختترین لحظات زندگی، هیچ پناهگاهی جز حمایت دولت ندارند.
با وجود پیشرفتهای چشمگیر، اورژانس اجتماعی برای دستیابی به جایگاه مطلوب، اما با چالشهای جدی روبروست.
مهمترین این چالشها، فقدان استانداردهای فراگیر، محدودیتهای اعتباری و بویژه تهدیدات جانی و شغلی برای نیروهای خطمقدم این مجموعه(مددکاران و روانشناسان) است.
به همین دلیل، تدوین لایحهای برای ارتقای استانداردها و تضمین ایمنی و حمایت قانونی از این نیروها، یک ضرورت انکارناپذیر و در دست اقدام است.
باید بر این نکته تأکید کنم که اکتفا به مسئولیتهای اداری در مواجهه با آسیبهایی نظیر کودک، همسر و سالمند آزاری، خطایی راهبردی است.
این آسیبها، پیش از آنکه به بحرانهای فراگیر تبدیل شوند، باید در خانه، جامعه و نظام اداری احساس و با همکاری همه دستگاهها مهار شوند.
خوشبختانه حمایت دادستانی کل کشور از اورژانس اجتماعی، نویدبخش عزمی بینبخشی برای صیانت از سرمایههای اجتماعی است.
ذکر این نکته خالی از لطف نیست که تجربه ارزشمند اورژانس اجتماعی ایران، امروز به الگویی برای دیگر کشورها، بویژه کشورهای در حال توسعه تبدیل شده است؛ به نحوی که در سفر شخصیت ها و هیئت های رسمی مرتبط با رفاه و سلامت اجتماعی، بازدید از فعالیت ها و خدمات اورژانس اجتماعی و برگزاری نشست های آشنایی در دستور کار قرار دارد.
در جریان جنگ ۴۰روزه، اورژانس اجتماعی با انجام بیش از ۲۹هزار مداخله میدانی و ۴۵۰هزار مداخله حرفهای، همانند هلالاحمر که به "امداد و آواربرداری فیزیکی" مشغول بود، به "امداد و آواربرداری روانی" در مناطق جنگ زده مشغول بود.
این یعنی اورژانس اجتماعی، همزمان هم پناهگاه امن فردی ست و هم وجدان بیدار و مداخلهگر جامعه.
به باور اینجانب حمایت هوشمندانه دولت، همکاری بینبخشی و مشارکت آگاهانه مردم، رمز موفقیت این ساختار ملی و ضامن ساختن جامعهای تابآور تر و ایمنتر برای تمام ایرانیان خواهد بود.
ما در سازمان بهزیستی مصمم به تداوم این مسیر پر فرازونشیب اما امیدبخش هستیم و امید داریم با توسعه کمی و کیفی و استاندارد سازی فضا، تجهیزات منابع انسانی، مالی و فرایندهای اورژانس اجتماعی با کمک دولت و مجلس *اورژانس اجتماعی* بعنوان یکی از مهمترین "داراییهای تخصصی" این سرزمین تقویت، توسعه و ارتقا پیدا کند، تا در لحظات بحرانی بروز طوفان های اجتماعی احتمالی، مردم با اعتماد، ایمنی و امید زندگی را پشت سر بگذارند.
نظر شما