به گزارش روابط عمومی اداره کل بهزیستی استان اصفهان به نقل از دکتر محمدرضا مقدسی نویسنده کتاب تاب آوری در آینه بهزیستی اصفهان فاجعهسازی با بزرگنمایی تهدیدها و افزایش احساس ناتوانی، توان سازگاری افراد و جوامع را کاهش میدهد. در مقابل، تابآوری با تقویت نگاه واقعبینانه، امید و انعطافپذیری، مسیر عبور مؤثر از بحرانها را هموار میسازد.
یکی از مفاهیمی که در سالهای اخیر در روانشناسی، جامعهشناسی و مطالعات رسانهای مورد توجه قرار گرفته، «فاجعهسازی» است.
فاجعهسازی فرایندی شناختی یا اجتماعی است که در آن یک رویداد، تهدید یا مشکل بیش از اندازه بزرگ جلوه داده میشود و پیامدهای آن بسیار وخیمتر از آنچه واقعاً هست تصور میشود.
در این وضعیت، ذهن فرد یا گفتمان اجتماعی به سمت بدترین سناریوهای ممکن حرکت میکند و احتمال وقوع نتایج منفی را بیش از اندازه برآورد میکند.
پژوهشهای روانشناختی فاجعهسازی را نوعی خطای شناختی میدانند که موجب تمرکز افراطی بر جنبههای منفی یک موقعیت، افزایش احساس درماندگی و کاهش توانایی مقابله مؤثر با مشکلات میشود.
فاجعهسازی تنها یک پدیده فردی نیست. در سطح اجتماعی نیز گاهی یک رویداد عادی یا یک مشکل محدود از طریق بازنمایی رسانهای، شایعات، روایتهای سیاسی یا نگرانیهای جمعی به بحرانی فراگیر تبدیل میشود. در چنین شرایطی، ترس و نگرانی عمومی ممکن است بسیار بیشتر از خطر واقعی باشد. در نتیجه، جامعه ضمن اینکه با مسئله اصلی مواجه میشود، بلکه با پیامدهای ناشی از ادراک اغراقآمیز آن نیز دستوپنجه نرم میکند.
این پرسش مطرح میشود که چرا فاجعهسازی شکل میگیرد؟ پاسخ به این سؤال را میتوان در چند سطح بررسی کرد. نخست، انسان از نظر تکاملی برای شناسایی خطرات طراحی شده است. مغز انسان به گونهای عمل میکند که تهدید را سریعتر از فرصت تشخیص دهد، زیرا در طول تاریخ بقا، نادیده گرفتن خطر میتوانست پیامدهای جبرانناپذیری داشته باشد. این ویژگی اگرچه در شرایط واقعی خطر سودمند است، اما در برخی افراد به شکل بزرگنمایی دائمی تهدیدات بروز میکند.
عامل دیگر، تجربیات ناخوشایند گذشته است. افرادی که در گذشته با شکستها، آسیبهای روانی، فقدان یا بحرانهای شدید مواجه بودهاند، ممکن است در موقعیتهای جدید نیز انتظار وقوع بدترین پیامدها را داشته باشند. ذهن این افراد با اتکا به خاطرات منفی گذشته، احتمال خطر را بیش از اندازه ارزیابی میکند.
مطالعات نشان داده است که اضطراب، افسردگی، احساس ناامنی و نبود حمایت اجتماعی نیز احتمال شکلگیری فاجعهسازی را افزایش میدهند.
رسانهها و شبکههای اجتماعی نیز در تقویت این فرایند نقش دارند. اخبار منفی معمولاً توجه بیشتری جلب میکنند و در نتیجه انتشار گستردهتری مییابند. هنگامی که افراد به طور مداوم در معرض روایتهای تهدیدآمیز قرار میگیرند، ممکن است جهان را بسیار خطرناکتر از آنچه هست تصور کنند. این وضعیت میتواند موجب شکلگیری نوعی نگرانی مزمن شود که ظرفیت افراد برای ارزیابی منطقی شرایط را کاهش میدهد.
در برابر فاجعهسازی، مفهوم تابآوری قرار دارد. تابآوری به توانایی افراد، گروهها یا جوامع برای حفظ عملکرد مطلوب، سازگاری و بازیابی تعادل پس از مواجهه با دشواریها گفته میشود. تابآوری دراین خصوص به معنای انکار واقعیت نیست. فرد تابآور وجود بحران را میپذیرد، شدت آن را ارزیابی میکند و سپس منابع درونی و بیرونی خود را برای مقابله با آن به کار میگیرد. پژوهشگران تابآوری را فرایندی پویا میدانند که در تعامل میان ویژگیهای فردی، شرایط محیطی و حمایتهای اجتماعی شکل میگیرد.
رابطه میان فاجعهسازی و تابآوری را میتوان یکی از مهمترین روابط در حوزه سازگاری روانی و اجتماعی دانست. این دو مفهوم در بسیاری از موارد در جهت مخالف یکدیگر عمل میکنند.
هرچه میزان فاجعهسازی بیشتر باشد، احتمال کاهش تابآوری افزایش مییابد و هرچه تابآوری تقویت شود، احتمال گرفتار شدن در چرخه فاجعهسازی کاهش پیدا میکند.
در سطح فردی، فاجعهسازی باعث میشود فرد مشکلات را بزرگتر از اندازه واقعی آنها ببیند. هنگامی که یک فرد تصور میکند هر مشکل کوچک مقدمه یک فروپاشی بزرگ است، منابع روانی او به جای تمرکز بر حل مسئله صرف نگرانی، نشخوار ذهنی و پیشبینی بدترین نتایج میشود. در چنین شرایطی احساس کنترل کاهش مییابد و فرد خود را در برابر رویدادها ناتوان میبیند. این احساس ناتوانی یکی از مهمترین موانع شکلگیری تابآوری است. مطالعات نشان دادهاند افرادی که سطح بالایی از فاجعهسازی دارند، معمولاً سطوح پایینتری از تاب آوری را تجربه میکنند.
از سوی دیگر، تابآوری به افراد کمک میکند تا رویدادهای دشوار را به شکلی متعادلتر تفسیر کنند. فرد تابآور با وجود پذیرش دشواریها، آنها را پایان همه چیز تلقی نمیکند. او میان مشکل فعلی و آینده خود تمایز قائل میشود و میتواند احتمال وقوع سناریوهای مختلف را واقعبینانهتر ارزیابی کند. این توانایی موجب میشود شدت فاجعهسازی کاهش یابد و فرد فرصت بیشتری برای یافتن راهحلهای مؤثر داشته باشد.
یکی از مهمترین سازوکارهای ارتباط میان این دو مفهوم، نقش هیجانها است.
فاجعهسازی معمولاً با افزایش اضطراب، ترس، ناامیدی و درماندگی همراه است. این هیجانها میدان دید شناختی فرد را محدود میکنند و او را بر جنبههای منفی موقعیت متمرکز میسازند. در مقابل، تابآوری با هیجانهای مثبت، امید، خودکارآمدی و احساس معنا در زندگی ارتباط دارد.
وجود هیجانهای مثبت میتواند ظرفیت افراد برای سازگاری با شرایط دشوار را افزایش دهد و اثرات منفی فاجعهسازی را کاهش دهد.
در سطح اجتماعی نیز رابطه مشابهی وجود دارد. جوامعی که در معرض فاجعهسازی گسترده قرار میگیرند، معمولاً با کاهش اعتماد اجتماعی، افزایش ترس عمومی و افت مشارکت مدنی مواجه میشوند. هنگامی که مردم تصور کنند هر بحران کوچک نشانه فروپاشی کامل نظام اجتماعی است، انگیزه آنها برای همکاری و مشارکت در حل مشکلات کاهش مییابد. در نتیجه ظرفیت جامعه برای مدیریت بحرانها تضعیف میشود.
در مقابل، جوامع تابآور قادرند میان خطر واقعی و برداشت اغراقآمیز از خطر تمایز قائل شوند. چنین جوامعی ضمن پذیرش تهدیدات، بر یادگیری، انطباق و توسعه راهکارهای جمعی تمرکز میکنند. پژوهشهای حوزه تابآوری اجتماعی نشان میدهد که اعتماد عمومی، سرمایه اجتماعی، مشارکت شهروندان و دسترسی به اطلاعات معتبر از مهمترین عوامل تقویتکننده تابآوری در برابر بحرانها هستند.
نکته مهم این است که فاجعهسازی گاهی خود میتواند به تولید بحرانهای جدید منجر شود.
برای مثال، ترس افراطی از یک مشکل اقتصادی ممکن است رفتارهایی را ایجاد کند که همان مشکل را تشدید کند. در این شرایط، برداشت ذهنی از بحران به عاملی برای گسترش بحران تبدیل میشود. برخی پژوهشگران حوزه سیستمهای اجتماعی معتقدند که زنجیرههای شکست و فروپاشی اغلب زمانی رخ میدهند که ادراک نادرست از وضعیت موجود موجب تصمیمهای هیجانی و غیرمنطقی شود.
تابآوری در چنین شرایطی نقش یک عامل محافظ را ایفا میکند. افراد و جوامع تابآور نه گرفتار خوشبینی افراطی میشوند و نه در دام بدبینی مطلق قرار میگیرند. آنها میکوشند واقعیت را همانگونه که هست درک کنند و بر منابع موجود برای مقابله با آن تکیه نمایند. این نگرش باعث میشود بحرانها به جای آنکه به منبعی برای فلج شدن روانی و اجتماعی تبدیل شوند، به فرصتی برای یادگیری و سازگاری بدل گردند.
در نهایت میتوان گفت فاجعهسازی و تابآوری دو سازوکار متفاوت برای مواجهه با دشواریها هستند. فاجعهسازی با بزرگنمایی تهدیدها، افزایش احساس ناتوانی و تمرکز بر بدترین سناریوهای ممکن، ظرفیت سازگاری را کاهش میدهد. در مقابل، تابآوری با تقویت احساس کنترل، حفظ امید، استفاده از منابع حمایتی و ارزیابی واقعبینانه موقعیتها، امکان عبور موفق از بحرانها را فراهم میکند. از این رو، هر اقدامی که به افزایش تابآوری فردی و اجتماعی منجر شود، میتواند احتمال فاجعهسازی را کاهش دهد و هر اقدامی که فاجعهسازی را محدود کند، زمینه را برای شکلگیری تابآوری بیشتر فراهم خواهد ساخت. در جهانی که با انواع بحرانهای واقعی و ادراکشده روبهرو است، توسعه تابآوری را میتوان یکی از مهمترین راهبردها برای حفظ سلامت روان، انسجام اجتماعی و توان سازگاری با تغییرات دانست.
فاجعهسازی و تابآوری:
از بزرگنمایی تهدیدات تا ظرفیت سازگاری در برابر بحرانها
چگونه بزرگنمایی تهدیدات توان سازگاری را کاهش میدهد؟
در زندگی فردی و اجتماعی، انسانها همواره با رویدادهایی روبهرو میشوند که میزان مشخصی از فشار، ابهام و دشواری را به همراه دارند. بیماری، مشکلات اقتصادی، تغییرات اجتماعی، حوادث طبیعی، شکستهای شغلی و تنشهای خانوادگی از جمله موقعیتهایی هستند که میتوانند احساس نگرانی و ناامنی ایجاد کنند. با این حال، واکنش افراد و جوامع به این رویدادها یکسان نیست. برخی افراد قادرند شرایط دشوار را به شکلی واقعبینانه ارزیابی کرده و راههایی برای سازگاری با آن پیدا کنند، در حالی که برخی دیگر رویدادهای نسبتاً معمولی را به تهدیداتی بسیار بزرگ و غیرقابل کنترل تبدیل میکنند. این تفاوت در شیوه ادراک و تفسیر رویدادها نقش مهمی در سلامت روان، تصمیمگیری، کیفیت روابط اجتماعی و توانایی مقابله با بحرانها دارد.
کد خبر 198323












نظر شما