ضیافتِ دست‌هایِ بی‌کران؛ وقتی «طعم امید» در یاسوج بوی زندگی گرفت

یاسوج امروز نه در هیاهویِ روزمرگی‌ها، که در آرامشِ عطرِ نان‌های محلی و آش‌های اصیل، غرق شده بود. در ضیافتی که «طعم امید ۶» نام داشت، آشپزخانه نه یک محلِ پخت‌وپز، که کارگاهِ کیمیاگری بود؛ جایی که چهارده قهرمان، محدودیت‌های جسمی را در شعله‌های اجاق ذوب کردند و از «خواستن»، هنری چیدنی و خوردنی ساختند.

به گزارش روابط عمومی اداره کل بهزیستی استان کهگیلویه وبویراحمد :یاسوج امروز نه در هیاهویِ روزمرگی‌ها، که در آرامشِ عطرِ نان‌های محلی و آش‌های اصیل، غرق شده بود. در ضیافتی که «طعم امید ۶» نام داشت، آشپزخانه نه یک محلِ پخت‌وپز، که کارگاهِ کیمیاگری بود؛ جایی که چهارده قهرمان، محدودیت‌های جسمی را در شعله‌های اجاق ذوب کردند و از «خواستن»، هنری چیدنی و خوردنی ساختند.

در این جشنواره، هر قاشق که در دیگ‌ها می‌چرخید، حکایتِ یک مبارزه بود؛ مبارزه‌ای نه با حریف، که با تقدیر. وقتی شرکت‌کنندگان از سندروم داون، نابینایان و معلولان جسمی-حرکتی، بساطِ پختِ آشِ کارده، آش دوغ و نان‌های محلی را برپا کردند، گویی سمفونیِ اراده در فضا طنین‌انداز شد. این نمایش، بیش از آنکه مسابقه باشد، «رستاخیزِ توانستن» بود.

کشاورز، مدیرکل بهزیستی استان، در میانِ شور و شعفِ این فضایِ گرم، با نگاهی که گویی آینده‌ای روشن را ترسیم می‌کرد، از این رویداد به‌عنوانِ «کاشتِ بذرِ خودباوری» یاد کرد  :  امروز تنها غذا بر سفره‌ها ننشست؛ امروز «امید» مهمانِ خانه‌های ما شد. آنچه من در این چهره‌ها می‌بینم، ناتوانی نیست؛ بلکه قله‌ای از شکوهِ انسانی است. ما اینجا نیامده‌ایم تا فقط آشپزی کنیم، آمده‌ایم تا زنجیرِ نگاه‌های ترحم‌آمیز را پاره کنیم. هدفِ ما، جاری کردنِ امید در رگ‌هایِ جامعه است؛ تا هر فردی که نگاهش به این سفره‌ها می‌افتد، درک کند که هیچ دیواری بلندتر از خواستنِ یک انسان نیست .

در سوی دیگرِ این ضیافت، مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی، با نگاهی هنرمندانه به این رویداد نگریست. او جشنواره را پلِ ارتباطی میانِ سنت‌هایِ دیرینه‌ی جنوب و قلب‌هایِ تپنده‌ی هنرمندانِ دارای معلولیت دانست: «غذاهای ما، قصه‌هایِ سرزمین ما هستند. نان بلوط و دم‌پختِ عدس، تنها طعم نیستند؛ هویتِ ما هستند. اینکه این هویت توسطِ دستانی خلق می‌شود که با محدودیت‌ها دست‌وپنج نرم کرده‌اند، ارزشی دوچندان به آن می‌بخشد. این جشنواره، آغازِ فصلی نو در گردشگریِ خوراک است؛ فصلی که در آن، هنرِ این عزیزان، موتور محرکه‌یِ توسعه‌یِ فرهنگی استان خواهد بود.»

محمد اسماعیل شیخ‌قرایی، از پیشگامانِ این راه، با نگاهی که بویِ تجربه و همدلی می‌داد، بر این نکته تأکید کرد که در اینجا، نمره دادن معنایی متفاوت دارد. برای او، نظمِ چیدمان و هم‌دلیِ سازمان‌ها، زیباتر از خودِ غذاها بود: «ما به دنبالِ مسابقه‌ای خشک نبودیم. ما به دنبالِ جاری کردنِ یک جریانِ اجتماعی بودیم. حضورِ مسئولانِ در کنارِ معلولان، این پیام را داشت که ما همه اعضای یک پیکریم. اینجا، جایزه‌یِ اصلی، تغییرِ نگرشِ جامعه بود؛ تغییری که در چشمانِ شرکت‌کنندگان دیده می‌شد.

در پایان، وقتی داوران میانِ طعم‌ها، عطرها و تزئین‌هایِ بی‌نظیر قدم می‌زدند، برگزیدگانی از دلِ این ضیافتِ عاشقانه سر برآوردند که هرکدام، نمادی از ایستادگی بودند:

در گروه سندروم داون : سرکار خانم مرضیه محمدپور ده‌بزرگ

در گروه جسمی-حرکتی  : سرکار خانم اقدس هوشمندفر

در گروه نابینایان  :  سرکار خانم ساناز نویدفر

این زنانِ قهرمان، اکنون راهیِ سفری هستند که به تیم ملی آشپزی ختم می‌شود؛ سفری که در آن، «طعم امید»، طعمِ پیروزیِ همیشگیِ انسان بر محدودیت خواهد بود.

این جشنواره در حالی در یاسوج به پایان رسید که عطرِ ماندگارش، تا مدت‌ها در ذهنِ شهر باقی خواهد ماند؛ یادگاری از سفره‌ای که از جنسِ نور، ایمان و اراده پهن شده بود.

حضور استاندار، معاون سیاسی استاندار،مدیرکل بهزیستی و مدیر کل میراث فرهنگی وگردشگری استان در آیین اختتامیه، جلوه‌ای روشن از توجه عمیق و دغدغه‌مند مسئولان نسبت به تعالی فرهنگی، شکوفایی گردشگری و ارتقای زیست اجتماعی استان بود؛ حضوری که در عین حال، نویدبخش نگاه مهربان و مسئولانه به حمایت از اقشار آسیب‌پذیر جامعه نیز به شمار می‌رفت.

کد خبر 187010

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 11 =

خدمات الکترونیک پرکاربرد