دلنوشته مدیر روابط عمومی بهزیستی استان هرمزگان ؛داغ بی پایان میناب و تپش قلب خانواده بزرگ بهزیستی در رگ های غیرت هرمزگان

«مشقِ سرخ در ساحلِ ایثار؛ دل‌نوشته‌ای از قلبِ خانواده‌ی بهزیستی هرمزگان»

بیش از چهل روز است که تقویمِ صبوریِ ما در کرانه‌های خلیج‌فارس، با جوهرِ خون و غبارِ باروت نوشته می‌شود. بیش از چهل روز از آغازِ تجاوزِ آشکارِ آمریکای جنایتکار و رژیمِ منحوسِ صهیونیستی می‌گذرد؛ روزهایی که آسمانِ نیلگونِ استان‌مان شاهدِ نبردی نابرابر میانِ «معصومیت» و «قساوت» بود.

در این چهل روز، داغی بر پیشانیِ میناب نشست که تا ابد التیام نخواهد یافت؛ شهادتِ غنچه‌های نوشکفته‌ی دبستان «شجره طیبه». اما برای ما در خانواده‌ی بزرگ بهزیستی هرمزگان، این سوگ، رنگی از خویشاوندی دارد. «ضحا پسند»، آن ستاره‌ی درخشانِ دبستانِ میناب، تنها یک نام در میانِ آمارها نبود؛ او پاره‌ی تنِ ما و یادگارِ یکی از بانوانِ صبور و توانمندِ تحت پوشش ما بود. ضحی، ثمره‌ی سال‌ها ایستادگیِ مادری سرپرستِ خانوار بود که با حمایتِ معنوی مددکارانِ ما، با دستانی تهی اما دلی امیدوار، او را برای فردای ایران می‌پروراند. افسوس که کینه‌ی استکبار، مشقِ این فرشته‌ی کوچک را ناتمام گذاشت.
اما دشمنِ بزدل بداند که موشک‌هایش، اگرچه قلبِ دبستان را شکافت، اما اراده‌ی خادمانِ مردم در بهزیستی را مستحکم‌تر کرد. در این چهل روزِ پُرالتهاب، همکارانِ مجاهد و بی‌ادعای من در سراسرِ استانِ پهناورِ هرمزگان، سنگرِ خدمت را به میدانِ نبرد پیوند زدند. از «پارسیان» و «بندرعباس» تا «جاسک» و «بشاگرد» و جزایرِ همیشه استوار، هیچ مددکاری میزِ خدمت را رها نکرد.

ما شاهدِ حماسه‌ی حضورِ میدانیِ تیم‌های اورژانس اجتماعی و متخصصانِ طرح «محب» بودیم که زیرِ سایه‌ی تهدید، آغوشِ امنِ خود را به روی کودکانِ لرزان و خانواده‌های مضطرب گشودند.

همکارانِ من، فراتر از ابلاغ‌های اداری، جاده‌های خطر را پیمودند تا خود را به بالینِ افراد دارای معلولیت و منازلِ زنانِ سرپرستِ خانوار برسانند؛ تا ثابت کنند که «بهزیستی»، نه یک اداره، که دیده‌بانِ سلامتِ روان و تکیه‌گاهِ آسیب‌دیدگان در میانه طوفان است.

امروز، روابط‌عمومی اداره کل بهزیستی هرمزگان، به نمایندگی از تمامی مددکاران، روان‌شناسان و کارشناسانِ مخلصِ خود، اعلام می‌کند که اگرچه در سوگِ «ضحا» و کودکانِ معصومِ میناب داغداریم، اما در ارائه‌ی خدماتِ تخصصی و حمایتی به آحادِ جامعه‌ی هدف، از هیچ تلاشی فروگذار نخواهیم کرد. ما مانده‌ایم تا مرهمِ زخم‌های روحیِ بازماندگان باشیم و اجازه ندهیم شعله‌ی امید در دلِ هیچ مددجویی خاموش شود.

ضحای عزیز، دخترِ ایران! خونِ پاکِ تو و هم‌کلاسی‌هایت، امضای سبزی بر کارنامه‌ی ایثارِ همکارانِ ما در دورافتاده‌ترین نقاطِ این استانِ آفتابی است. ما به پاسِ قطره قطره‌ی خونِ شما، استوارتر از پیش، در کنارِ مردم‌مان خواهیم ایستاد.
سلامِ ما را به ساحلِ آرامشِ خدا برسان...

غلامحسین رازمند
مدیر روابط‌عمومی اداره کل بهزیستی استان هرمزگان

کد خبر 177532

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 1 =

خدمات الکترونیک پرکاربرد