در دهههای اخیر، یکی از جدیترین دغدغههای نظامهای رفاهی در جهان، عبور از مداخلات متمرکز، پرهزینه و اغلب ناپایدار و حرکت بهسوی الگوهای محلهمحور و مردمپایه بوده است. سازمان جهانی بهداشت (WHO) و سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) در گزارشها و اسناد متعدد خود تصریح کردهاند که «سلامت اجتماعی» و «رفاه پایدار» بدون مشارکت فعال شهروندان در سطح محلی، عملاً دست نیافتنی است.
در ایران نیز تجربه سالهای گذشته نشان میدهد که بخش قابل توجهی از مسائل و آسیبهای اجتماعی، اگر در نزدیکترین سطح زندگی مردم ـ یعنی محله ـ شناسایی و با مشارکت خود ساکنان آن حلوفصل شود، هم کم هزینهتر خواهد بود، هم انسانیتر و هم پایدارتر.
طرح «سلام» (سلامت اجتماعی محلهمحور) دقیقاً بر همین منطق استوار است: بازگرداندن محله بعنوان واحد پایه سیاست اجتماعی.
اما مشارکت مردمی، بویژه مشارکت داوطلبانه، اگر بدون چارچوب روشن، تعریف نقشها و تقسیم کار مشخص باشد، معمولاً به فعالیتهایی مقطعی، احساسی و ناپایدار محدود میشود. OECD در تحلیلهای خود از شبکههای داوطلبانه، بر یک اصل کلیدی تأکید میکند: _داوطلبی زمانی اثربخش است که حوزههای فعالیت، انتظارات و نقشها به روشنی تعریف شده باشد._
بر همین اساس، در طرح «سلام»، فعالیتهای داوطلبانه محلهمحور در قالب ۱۳ گروه مشخص ساماندهی شده است؛ گروههایی که تقریباً همه ظرفیتهای انسانی، تخصصی و اجتماعی شهروندان را پوشش میدهد و امکان مشارکت هدفمند و پایدار را فراهم میکند.
سازمان جهانی بهداشت، سلامت را صرفاً نبود بیماری نمیداند، بلکه آن را ترکیبی از سلامت جسمی، روانی و اجتماعی تعریف میکند. فعالیتهای داوطلبانه در حوزه سلامت محله شامل آموزش پیشگیری، ارتقای سبک زندگی سالم، پایش سلامت سالمندان و حمایت از بیماران مزمن است.
مطالعات بینالمللی نشان میدهد مداخلات سلامتمحور در سطح محله، بویژه با مشارکت داوطلبان محلی، نقش مهمی در کاهش هزینههای نظام درمان و افزایش کیفیت زندگی شهروندان دارد.
حرفهیاورانه؛ انتقال تجربه بهعنوان سرمایه اجتماعی
OECD در گزارشهای خود درباره انتقال بیننسلی مهارتها تأکید میکند که یکی از مؤثرترین اشکال سرمایه اجتماعی، انتقال تجربههای شغلی از افراد باتجربه به نسل جوان است.
داوطلبان این گروه با ارائه مشاوره شغلی، مربیگری و انتقال تجربههای حرفهای، به توانمندسازی نوجوانان و جوانان محله کمک میکنند؛ اقدامی کمهزینه اما بسیار اثرگذار.
پزشکی و پیراپزشکی؛ مکمل نظام رسمی سلامت
ژاپن، بهعنوان یکی از سالمندترین کشورهای جهان، سالهاست از مدل «نظام مراقبت یکپارچه مبتنی بر جامعه محلی» استفاده میکند؛ مدلی که در آن پزشکان، پرستاران و درمانگران داوطلب، نقشی مکمل در کنار نظام رسمی سلامت ایفا میکنند.
در طرح «سلام» نیز خدمات پزشکی و پیراپزشکی داوطلبانه، بهویژه برای سالمندان، افراد دارای معلولیت و اقشار کمبرخوردار، جایگاهی کلیدی دارد.
تجهیزات بهداشتی و توانبخشی؛ حفظ استقلال و کرامت انسانی
پژوهشهای WHO نشان میدهد نبود دسترسی به تجهیزات ساده توانبخشی، یکی از عوامل تشدید ناتوانی و انزوای اجتماعی سالمندان و افراد دارای معلولیت است.
داوطلبان این گروه با امانت، تعمیر و آموزش استفاده از تجهیزات بهداشتی و توانبخشی، نقشی مستقیم در حفظ استقلال فردی و کرامت انسانی ایفا میکنند.
علمی و پژوهشی؛ تصمیمسازی مبتنی بر شواهد
یکی از ضعفهای رایج در مداخلات اجتماعی، تصمیمگیری بدون شناخت دقیق مسئله است. OECD بارها بر اهمیت سیاستگذاری مبتنی بر شواهد تأکید کرده است.
داوطلبان علمی و پژوهشی در طرح «سلام»، با نیازسنجی اجتماعی، جمعآوری دادهها و مستندسازی تجربههای محله، به تصمیمسازی آگاهانه و بومی کمک میکنند.
تعاون، اشتغال و بیمه؛ زیربنای تابآوری اجتماعی
توانمندسازی اقتصادی، زیربنای کاهش بسیاری از آسیبهای اجتماعی است. تجربه کشورهای اسکاندیناوی، بهویژه سوئد، نشان میدهد تعاونیهای محلی و آموزش نظامهای بیمه اجتماعی نقش مهمی در افزایش تابآوری خانوادهها دارند.
این گروه با ایجاد و معرفی فرصتهای شغلی و ارتقای آگاهی بیمهای، به تقویت امنیت اقتصادی محله کمک میکند.
امور حقوقی و قضایی؛ عدالت در دسترس محله
دسترسی نابرابر به خدمات حقوقی، یکی از عوامل بازتولید نابرابری اجتماعی است. بسیاری از اختلافات خانوادگی و اجتماعی، پیش از رسیدن به مرحله قضایی، با مشاوره حقوقی قابل حل هستند.
داوطلبان این گروه، جلوهای عملی از عدالت اجتماعی و پیشگیری از تعارضهای پرهزینه را در سطح محله محقق میکنند.
تحصیل، استعدادیابی و پرورش شناختی؛ سرمایهگذاری برای آینده
گزارشهای OECD در حوزه آموزش تأکید دارند که مداخلات آموزشی در سنین پایین، بیشترین بازده اجتماعی را دارد.
در طرح «سلام»، مدارس محله در ساعات غیرآموزشی به کانون فعالیتهای حمایتی، استعدادیابی و تقویت مهارتهای شناختی کودکان و نوجوانان تبدیل میشوند؛ الگویی آزموده شده در بسیاری از کشورهای توسعهیافته.
شوراها و دهیاران؛ پیوند نهاد محلی و مردم
تجربه سوئد نشان میدهد پیوند مؤثر میان نهادهای محلی و مشارکت مردمی، شرط موفقیت سیاستهای اجتماعی است.
این گروه با تقویت فعالیتهای فرهنگی و گفتوگوی اجتماعی، سرمایه اجتماعی محله را افزایش میدهد؛ سرمایهای که به گفته OECD، یکی از مهمترین داراییهای جوامع تابآور است.
فضای مجازی و رسانه؛ روایتگری و اعتمادسازی
در دنیای امروز، روایتگری درست از فعالیتهای اجتماعی، بهاندازه خود فعالیت اهمیت دارد. داوطلبان رسانهای با تولید محتوا و اطلاعرسانی شفاف، اعتماد عمومی و مشارکت اجتماعی را تقویت میکنند و صدای محله را به گوش جامعه میرسانند.
فنی و عمرانی؛ مداخلات کوچک با اثر بزرگ
مداخلات خرد عمرانی، مانند تعمیرات ساده منازل یا مناسبسازی فضا برای افراد دارای معلولیت، در بسیاری از مطالعات بعنوان اقداماتی کمهزینه و پربازده معرفی شدهاند.
این گروه، کیفیت زیست محله را بصورت ملموس بهبود میبخشد.
فوقبرنامه و کار گروهی؛ تقویت هویت و تعلق محلهای
WHO در گزارشهای سلامت روان، بر نقش فعالیتهای جمعی، فرهنگی و ورزشی در کاهش افسردگی و انزوای اجتماعی تأکید دارد.
این گروه با ایجاد نشاط اجتماعی، حس تعلق و هویت محلهای را تقویت میکند؛ عناصری کلیدی در پیشگیری از آسیبهای اجتماعی.
حملونقل و جابهجایی؛ رفع موانع مشارکت
برای بسیاری از سالمندان و افراد دارای معلولیت، جابهجایی خود مانعی جدی برای دسترسی به خدمات است. تجربه ژاپن نشان میدهد شبکههای داوطلبانه حملونقل محلی، نقش مهمی در حفظ مشارکت اجتماعی سالمندان دارند.
داوطلبان این گروه، امکان دسترسی برابر به خدمات محله را فراهم میکنند.
خلاصه کلام انکه تقسیمبندی فعالیتهای داوطلبانه در قالب این ۱۳ گروه، نه محدودکننده مشارکت مردمی است و نه صرفاً یک طبقهبندی اداری؛ بلکه تلاشی آگاهانه برای ساماندهی سرمایه اجتماعی، افزایش اثربخشی داوطلبی و همراستاسازی آن با تجربههای موفق جهانی است.
طرح «سلام» میکوشد نشان دهد که اگر مشارکت مردمی درست دیده، درست تعریف و درست پشتیبانی شود، محله میتواند دوباره به کانون حل مسائل اجتماعی و ارتقای سلامت اجتماعی کشور تبدیل شود.
نظر شما