وقتی پای صحبت این عزیزان مینشینم و از نزدیک دغدغهها، دشواریها و مسئولیتهای سنگینشان را از زبان خودشان می شنوم، بیش از پیش به عمق رسالتی پی میبرم که بر دوش دارند. اداره یک مرکز توانبخشی فقط مدیریت یک مجموعه نیست؛ مجموعهای از نگرانیهای هرروزه، مسئولیتهای بیوقفه، تامین نیروی انسانی، مراقبت مستمر و تلاش برای حفظ کیفیت خدمات است؛ مسئولیتی که در کنار همه سختیهایش، با زندگی و سرنوشت انسانها گره خورده است.
میدانم پشت درب های هر مرکز، دنیایی از تلاشهای دیدهنشده جریان دارد. دستانی که یاری میرسانند، دلهایی که نگراناند و انسانهایی که با وجود تمام محدودیتها، تلاش میکنند امید، آرامش و احساس امنیت را در زندگی مددجویان و خانوادههایشان زنده نگه دارند.
برای من، این نشستها فرصتی بود تا فراتر از گزارشها و آمارها، صدای واقعی فعالان این عرصه را بشنوم؛ دغدغههایشان را لمس کنم و بهتر درک کنم که این مسیر دشوار، چقدر به همراهی، همدلی و حمایت نیاز دارد.
باور دارم مراکز غیردولتی شرکای ارزشمند بهزیستی در انجام یک مسئولیت بزرگ انسانی هستند. ما باید در کنار این عزیزان باشیم؛ نه فقط برای شنیدن مشکلات، بلکه برای یافتن راهحل و فراهم کردن شرایطی که بتوانند با انگیزه، آرامش و توان بیشتری به رسالت خود ادامه دهند.
نگاه من به نظارت، نگاهی صرفا مبتنی بر ارزیابی و بررسی عملکرد نیست؛ نظارت باید فرصتی برای شناخت بهتر مسائل، انتقال تجربه، اصلاح فرآیندها و حمایت از مراکز برای ارائه خدمات باکیفیتتر باشد. آموزش و دانشافزایی نیز باید به یک جریان مستمر تبدیل شود تا مدیران و کارکنان مراکز همواره از دانش، مهارت و توان تخصصی روز برخوردار باشند و مهمتر از همه، نباید فراموش کنیم که در تمام این فرآیندها، یک اصل اساسی وجود دارد: کرامت انسانی.
برای من، کرامت انسانی یک عبارت در بخشنامهها و دستورالعملها نیست؛ بلکه معیاری است که باید در تکتک لحظات خدمت، در نوع رفتار با مددجو، در احترام به خواستهها و انتخابهای او، در حفظ حریم خصوصی و در فراهم کردن محیطی امن و سرشار از احترام دیده شود. هیچ خدمتی، بدون حفظ شان و منزلت انسانی، نمیتواند خدمتی کامل و شایسته باشد.
قدردان همه کسانی هستم که بیادعا، با صبوری و از سر عشق، در این مسیر دشوار قدم برمیدارند. میدانم که گاهی خستگیها گفته نمیشوند، نگرانیها پشت لبخندها پنهان میمانند و بسیاری از تلاشها هرگز دیده نمیشوند؛ اما ارزش این همراهیها را میدانم و باور دارم که این سرمایههای انسانی، شایسته توجه، حمایت و قدردانی هستند.
امیدوارم با تداوم گفتگوها، همدلی و همراهی بیشتر، بتوانیم فضایی فراهم کنیم که فعالان این حوزه احساس کنند در این مسیر تنها نیستند و بهزیستی را نه صرفا یک نهاد ناظر، بلکه همراهی برای شنیدن، حمایت کردن و حل مسائل در کنار خود میبینند.
در نهایت، آنچه از این نشستها برای من ماند، فقط فهرستی از مسائل و مشکلات نبود؛ بلکه درک عمیقتری از انسانهایی بود که با تمام سختیها پای کار ایستادهاند. انسانهایی که شاید کارشان یک عنوان شغلی داشته باشد، اما آنچه هر روز انجام میدهند، ریشه در عشق و باور قلبی دارد.
رقیه رحمانی
مدیرکل بهزیستی مازندران












نظر شما