به گزارش خبرنگار روابط عمومی و امور بین الملل سازمان بهزیستی کشور، اینجا کافهای است که قرار نیست افراد دارای سندروم داون فقط مهمان یا دریافتکننده خدمات باشند آنها بخشی از نیروی کار کافه هستند که حقوق میگیرند، مسئولیت دارند و حضورشان در چرخه فعالیت اقتصادی کافه دخیل است.
داستان شکلگیری این مجموعه از پیوند یک فعالیت خیریه با یک کسبوکار اقتصادی آغاز شد. خانم زیدی مدیر این مجموعه که یک مؤسسه خیریه دارای مجوز از سازمان بهزیستی دارد، پیش از این نیز در راستای توانمندسازی دختران آسیبدیده مرکز آصف بهزیستی را در کافه خود به کار گرفته بود. او میخواست فعالیت اقتصادیاش صرفاً به کسب درآمد محدود نباشد و بتواند بخشی از مسئولیت اجتماعی خود را نیز در همین مسیر دنبال کند.
در ادامه، با پیشنهاد بهزیستی استان تهران برای مشارکت کسبوکارهای توانمندساز در طرحهای اشتغالزایی، ایده تازهای شکل گرفت، توجه به جوانان دارای سندروم داون که به گفته مدیر مجموعه، کمتر فرصت حضور در محیطهای کاری را پیدا میکنند و بسیاری از آنها بیشتر روزهای زندگی خود را در خانه میگذرانند.
مدیرکافه میگوید: پس از ارائه طرح و جلب موافقت از معاونت توانبخشی سازمان بهزیستی خواسته شد تعدادی از جوانان دارای سندروم داون برای حضور در این مجموعه معرفی شوند. نخستین دیدار با حضور محمدهادی ۱۸ ساله و مادرش رقم خورد، جوانی خجالتی و بهشدت درونگرا که حتی تمایلی به صحبت کردن نداشت.
پیشنهاد این بود که محمدهادی مدتی در کافه کارورزی کند. مادرش هر روز او را از غرب تهران به زعفرانیه میآورد تا فرصت حضور در محیط کار را از دست ندهد. مدیر مجموعه هنوز شب یلدایی را به یاد دارد که مادر محمدهادی سه ساعت در ترافیک ماند تا پسرش را به محل کار برساند.
مدتی بعد، نتیجه فراخوان بهزیستی استان تهران اعلام شد و این مجموعه امکان راهاندازی کافهای ویژه با محوریت اشتغال افراد دارای سندروم داون را پیدا کرد. زمینی متروکه در اختیارشان قرار گرفت و با همراهی یک خیر که برای ساخت مجموعه سرمایهگذاری کردند و ساختمان کافه شکل گرفت.
ساخت این فضا نیز بیدردسر نبود. روزهایی که ساختمان در حال آمادهسازی بود، جنگ ۴۰ روزه بود و در پی اصابت و آسیب به اطراف محل، تمام شیشههایی که برای کافه نصب شده بود شکست. بازسازی و آمادهسازی فضای کافه حدود دو ماه و نیم طول کشید و سرانجام فروردین امسال، کافه افتتاح شد.
اکنون پنج نفر در این مجموعه مشغول به کار هستند، دو نفر دارای سندروم داون و دو نفر دارای آسیب مغزی که یکی از نیروها نیز به دلیل طی کردن روند درمان بیماری موقتاً در مرخصی به سر میبرد.
اینجا هر کار کوچک مسئولیتی بزرگ است
کارهای کارکنان سندروم دان کافه متناسب با تواناییهایشان تعریف شده است. برش زدن نان، پاک کردن نعنا برای آمادهسازی موهیتو، کمک به آمادهسازی مواد اولیه و همراهی باریستا برای پذیرایی از مشتریان بخشی از وظایفی است که بر عهده آنها قرار دارد.
مشتریان نیز معمولاً با دیدن کارکنان دارای سندروم داون شگفتزده میشوند. بسیاری از آنها با بچهها ارتباط میگیرند، خوشوبش و از حضورشان استقبال میکنند.
در این مجموعه، اولویت استخدام با افراد دارای سندروم داون تحت پوشش سازمان بهزیستی است و رضایت خانواده نیز برای اشتغال آنها ا
همیت دارد. کارکنان سندروم دان بابت فعالیت خود حقوق میگیرند و میتوانند بخشی از نیازهای مالی خود را مستقل تأمین کنند.
از پرخاشگری تا مسئولیتپذیری
حسین بلوری یکی از کارکنان دارای سندروم داون این کافه است و حضورش در مجموعه به اندازهای اهمیت پیدا کرده که اگر یک روز سر کار نرود، بخشی از روند آمادهسازی مواد اولیه با مشکل مواجه میشود.
مدیر مجموعه از تغییرات رفتاری حسین پس از شروع کار میگوید: جوانی که در روزهای نخست حضورش در کافه، رفتارهای پرخاشگرانه داشت، فریاد میزد و با صدای بلند میخندید بهتدریج آداب ارتباط با دیگران را یاد گرفت و امروز با رفتاری مؤدبانه و مسئولانه در محیط کار حاضر میشود.
حسین که دانشجوی رشته تربیت بدنی نیز هست، ماه گذشته با حضور منظم در محل کار، ۲۰ میلیون تومان حقوق دریافت گرفت.
محمدهادی نیز جوان کمحرف و خجالتی روزهای نخست نیست. او که در ابتدای کار در کافه حتی بهسختی با دیگران ارتباط برقرار میکرد حالا اعتمادبهنفس بیشتری دارد و میتواند بهخوبی با اطرافیان ارتباط بگیرد.
تغییرات رفتاری این بچهها و دادن اعتماد به نفس به آنها مهمترین دستاورد کافه است و به آنها یاد دادند که در جامعه حضور داشته باشند و فقط در خانه نمانند.
خانم زیدی مدیر مجموعه معتقد است: برای گسترش چنین تجربههایی، سازمان بهزیستی باید در کنار حمایت از افراد دارای معلولیت، مسیر فعالیت کسبوکارهای توانمندساز را نیز هموار کند و هم اکنون ترکیب فعالیت یک مؤسسه خیریه با یک کسبوکار اقتصادی گاهی با پیچیدگیها و محدودیتهای قانونی و اداری همراه میشود و برای ادامه و توسعه این الگو، تسهیل برخی مقررات ضروری است.
وی با اشاره به ضرورت تغییر رویکرد در حمایت از مددجویان بهزیستی تأکید میکند: این سازمان بهجای ماهی دادن باید ماهیگیری را به مددجویان خود بیاموزد یعنی بهجای محدود کردن حمایتها به کمکهای مقطعی و پرداختهای حمایتی، زمینه ایجاد شغل، درآمد پایدار و استقلال اقتصادی را برای آنها فراهم کند.
نظر شما