کارکنان اورژانس اجتماعی صدرا آنجا ایستاده بودند با بروشورهایی در دست و قصههایی از خط ۱۲۳، از خانهای که همیشه در را باز میگذارد و از کسانی که در سختترین لحظهها به کمک میآیند. بچهها گوش میدادند و بعد، مداد رنگیها به دست گرفتند تا خودشان تصویر کنند؛ تصویر همان چیزی که از «اورژانس اجتماعی» در ذهنشان شکل گرفته بود. مسابقه نقاشی با همین موضوع، دفترهای سفید را به آلبومی از رنگ، امید و امنیت تبدیل کرد.غرفههای پایگاه حضرت زهرا (س) و حسینی الهاشمی هم میزبان خوبی بودند؛ این بار نه برای سخنرانی، بلکه برای اکران انیمیشن «سینمای سفینه نجات». بچهها نشستند، چشم دوختند و در دنیای تصویر غرق شدند؛ درست همانجایی که میشود با قصه، دلها را نرم و ذهنها را آماده کرد. شاید ساده به نظر برسد، اما همین لحظهها هستند که به بچهها یاد میدهند در دنیایی که گاهی سخت میشود، کسانی هستند که میشود به آنها تکیه کرد.آنچه در فلکه سنگی رقم خورد، فقط یک برنامه مناسبتی نبود؛ روایتی بود از اینکه بهزیستی و اورژانس اجتماعی در کنار کودکان میایستند—نه از دور و از پشت میز، بلکه در دل محله، در میان بچهها، با بروشور، با مداد رنگی، با انیمیشن و با لبخند. همین حضور بیتکلف، اعتماد میسازد و امنیت را از ذهن بزرگترها به دل کوچکترها منتقل میکند.
به گزارش روابط عمومی مدیریت بهزیستی شهرستان شیراز، روز پنجشنبه در فلکه سنگی، جنب موکب پذیرایی، کودکان و نوجوانان یکییکی از راه رسیدند؛ بعضی با دفتر نقاشی، بعضی با لبخند، و بعضی فقط کنجکاو که ببینند این غرفهی رنگارنگ چیست.
کد مطلب 211823












نظر شما