فرزندانِ عزیزم! من هر روز که در کنار شما بودم، بیش از آنکه مربی باشم، شاگردِ مکتبِ استقامت و مهربانیِ شما بودم. در زمین فوتسال آموختیم که نه فقط با پا، بلکه با قلبهایمان بازی کنیم. این نایبقهرمانی کشور، یکی از بزرگترین و شیرینترین پیروزیهای عمرم بود؛ نه به خاطر جایگاه سکوی دوم، بلکه به این دلیل که دیدم چطور با عشق و علاقه، سختیها را پشت سر گذاشتید و دست در دست هم ایستادید.
به تکتک شما افتخار میکنم. این مدال گردنآویز شماست، اما افتخارِ داشتنِ شما در زندگیام، مدالِ افتخارِ من است. ما با هم ثابت کردیم که برای رسیدن به قلهها، چیزی فراتر از توانِ جسمی لازم است؛ «عشق» لازم است، و شما سرشار از آن هستید.
ما نه فقط یک تیم، که یک خانواده بودیم
من با فرزندانِ «مهر» در همدان زندگی کردم. تمریناتمان فقط فوتسال نبود؛ تمرینِ امید بود. دیدنِ درخشش این بچهها در سطح کشور، تماشاییترین صحنهی زندگیام بود.
نایبقهرمانیِ کشور مبارکِ دلهای مهربانتان؛ شما بزرگترین قهرمانانِ زندگی من هستید.
من به عنوان مربی این تیم، گواهی میدهم که هیچ نیرویی جز «عشق و علاقه دلی»، نمیتوانست این بچهها را اینگونه متحد و باانگیزه کند. ما در کنار هم یاد گرفتیم که محدودیتها، دیوارهایی پوشالی هستند که با اراده و همدلی فرو میریزند.
خداوند را شاکرم که فرصت همراهی با این قهرمانانِ کوچکِ «فرزندان مهر همدان» را به من داد. این مقام، کمترین پاداش برای پشتکارِ بینظیرِ شماست. بدرخشید که آینده از آنِ شماست.
از تکتک عزیزان، مسئولین اداره، همکارانم، موسسات خیریه و سایر دوستان که در این مسیرِ سخت اما شیرین، ما را با حمایتهایشان تنها نگذاشتند، صمیمانه سپاسگزارم.
ارادتمند شما،
هادی گلمحمدی












نظر شما