به گزارش خبرنگار روابط عمومی و امور بین الملل سازمان بهزیستی کشور، سیدجواد حسینی در نشست تخصصی تبادل تجارب بازپیوند تحصیلی کودکان بازمانده از تحصیل که با حضور برخط اساتید بینالمللی مددکاری اجتماعی در سازمان بهزیستی کشور برگزار شد، گفت: فقر آموزشی را میتوان از دو شاخص اصلی یعنی دسترسی به آموزش و کیفیت آموزش بررسی کرد. شاخص نخست به این موضوع مربوط است که آیا همه کودکانی که باید آموزش عمومی بهویژه دوره ابتدایی را دریافت کنند به مدرسه، معلم، کتاب و فضای آموزشی دسترسی دارند یا خیر.
حسینی افزود: از میان ۲۴۲ هزار دانشآموز تحت پوشش سازمان بهزیستی، ۲۸۰۸ نفر به مدرسه دسترسی نداشته و بازمانده از تحصیل هستند. شاخص دوم، کیفیت آموزش است یعنی کودکانی که در مدرسه حضور دارند اما عملاً از آموزش باکیفیت بهرهمند نمیشوند.
رئیس سازمان بهزیستی کشور با اشاره به اینکه بخش قابل توجهی از فقر آموزشی در جهان به کیفیت آموزش مربوط است، متذکر شد: مسئله آموزش صرفاً به حضور فیزیکی دانشآموز در مدرسه محدود نمیشود و کیفیت یادگیری نیز باید مورد توجه قرار گیرد.عدالت آموزشی، بسط هویت، توسعه مشارکت و ارتقای کیفیت چهار هدف مهم نظام تعلیم و تربیت است و فقر آموزشی هم دسترسی به آموزش و هم کیفیت آن را تحت تأثیر قرار میدهد.
حسینی آموزش را یکی از مسیرهای اصلی خروج جوامع از توسعهنیافتگی دانست و گفت: تعداد کودکان بازمانده از تحصیل تحت پوشش این سازمان از ۹۴۳ نفر در سال گذشته به ۲۸۰۸ نفر رسیده است. در سال ۱۴۰۴ از مجموع ۹۴۳ کودک بازمانده از تحصیل، ۵۷۸ نفر معادل ۶۲ درصد به مدرسه بازگردانده شدند در حالی که نرخ بازگشت به تحصیل در سطح کشور حدود ۲۲ تا ۲۳ درصد بوده است.

حسینی همچنین بیان کرد: سهم پسران در میان کودکان بازمانده از تحصیل افزایش یافته است. در سال گذشته ۵۲ درصد این کودکان دختر و ۴۸ درصد پسر بودند اما در سال جاری سهم دختران به ۴۷ درصد و پسران به ۵۳ درصد رسیده است و اشتغال زودهنگام یکی از عوامل افزایش بازماندگی از تحصیل در میان پسران است.
ضرورت مداخلات بر اساس جنسیت کودکان بازمانده از تحصیل
حسینی گفت: برای بازگرداندن کودکان به مدرسه، نقش مددکاری اجتماعی باید از پیگیری پرونده به مدیریت مورد و هماهنگی مجموعه مداخلات مورد نیاز کودک و خانواده ارتقا یابد بنابراین ضرورت مداخلات زودهنگام، فردمحور و متناسب با زیستبوم کودک مورد تأکید است و مداخلات جنسیتمحور نیز باید در برنامههای بازگشت به تحصیل مورد توجه قرار گیرد برای تحقق این هدف ضرورت تقویت اختیارات قانونی مددکاران اجتماعی، دسترسی سریعتر آنها به منابع حمایتی و ایجاد ارتباط رسمی و مستمر با نظام تعلیم و تربیت مورد توجه است.
به گفته رئیس سازمان بهزیستی کشور، بررسی مدلهای نوین مددکاری اجتماعی و امکان بومیسازی آنها در نظام خدمات اجتماعی ایران، تعریف استانداردهای حرفهای برای مدیریت مورد، طراحی مدل مشترک میان مددکاران بهزیستی و رابطان آموزش و پرورش، تقویت کارگروههای تخصصی و ایجاد نظام ملی رصد و ارجاع کودکان بازمانده از تحصیل از جمله اقدامات مورد نیاز است.
وی ادامه داد: بهزیستی در تهران پردیس توانمندسازی کودکان را ایجاد کرده است که در آن تلاش شده شکل سنتی کلاس درس بازتعریف شود. در این مرکز کلاسها الزاماً به شکل کلاسهای سنتی و محصور برگزار نمیشوند، زمان آموزش انعطافپذیر است و آموزش میتواند با مهارتآموزی و تولید تلفیق شود همچنین اتوبوسهای آموزشی برای دسترسی به کودکان در محلهای تجمع کودکان کار طراحی شده است که مربیان با حضور در این اتوبوسها به چهارراهها رفته و به کودکان آموزش میدهند.
به گفته حسینی، نخستین خانه خلاقیت نیز در همین مجموعه ایجاد شده است.
وی متذکر شد: پیام اصلی این رویکرد آن است که برای آموزش همه کودکان نمیتوان صرفاً منتظر حضور آنها در مدرسه ماند و در برخی موارد باید خدمات آموزشی را به محل حضور کودک برد.
مریم خاکرنگین مدیرکل دفتر خانواده و بانوان سازمان بهزیستی کشور در این نشست گفت: بهزیستی برای کمک به تحصیل کودکان و نوجوانان و حمایت از خانوادههای آنها برنامههای مختلفی را اجرا میکند.
خاکرنگین با اشاره به قانون حمایت از اطفال و نوجوانان مصوب سال ۱۳۹۹ عنوان کرد: بازماندگی از تحصیل در این قانون بهعنوان یکی از موضوعات مخاطرهآمیز مورد توجه قرار گرفته و همکاری میان آموزش و پرورش، ثبت احوال و بهزیستی برای شناسایی و پیگیری وضعیت تحصیلی کودکان تقویت شده است. قانون اساسی ایران نیز بر تحصیل رایگان تا پایان دوره متوسطه تأکید دارد و قانون حمایت از اطفال و نوجوانان، مبنای قانونی دیگری برای حمایت از حق تحصیل کودکان فراهم کرده است.
به گفته خاکرنگین، برنامه شناسایی، بازگشت و تداوم تحصیلی از ابتدای سال ۱۴۰۴ و در چارچوب تغییر رویکرد سازمان بهزیستی از حمایت صرف به توانمندسازی اجرا شده است.جامعه هدف این برنامه، کودکان هفت تا ۱۵ سال خانوادههای زنسرپرست تحت پوشش و افراد دارای معلولیت است.
وی بیان کرد: اطلاعات کودکان بازمانده از تحصیل از آموزش و پرورش دریافت و پس از غربالگری برای کودکان شناساییشده پرونده تشکیل میشود. مددکار اجتماعی نیز بهعنوان مدیر مورد، نیازهای کودک و خانواده را ارزیابی و مداخلات مورد نیاز را هماهنگ میکند. ارائه خدمات روانشناختی رایگان، آموزش جبرانی، استفاده از ظرفیت مدارس، حمایت از حقوق کودک، مشارکت خیران و اصلاح نگرش والدین از جمله مداخلات این برنامه است.
مدیرکل دفتر خانواده و بانوان سازمان بهزیستی کشور متذکر شد: یکی از اهداف این برنامه حرکت به سمت رویکرد اجتماعمحور است و برای بازگرداندن کودکان به مدرسه از ظرفیت اجتماعات محلی برای حمایت و نظارت بر روند آموزشی نیز استفاده میشود.
به گفته خاکرنگین، حمایت مالی مشروط به حضور مستمر کودک در مدرسه و تقویت نقش مادر بهعنوان ناظر و حامی تحصیلی کودک نیز در این برنامه پیشبینی شده است.
۱۴ و ۱۵ سالگی نقطه بحرانی بازماندگی از تحصیل
مدیرکل دفتر خانواده و بانوان سازمان بهزیستی گفت: یکی از مهمترین عوامل عدم بازگشت برخی کودکان به مدرسه بیتمایلی آنها به ادامه تحصیل است که میتواند ناشی از مشکلات اقتصادی، فرهنگی، خانوادگی و اشتغال کودک باشد در میان کودکان بازمانده از تحصیل، سهم پسران بیشتر است و سنین ۱۴ و ۱۵ سالگی از نقاط بحرانی بازماندگی از تحصیل محسوب میشود در ۱۵ سالگی، ۱۲۶ کودک ثبتنامنشده در برابر ۱۲۷ کودک ثبتنامشده در مدرسه شناسایی شدهاند.
وی بیان کرد: تجربه سال ۱۴۰۴ نشان داد ۶۲ درصد کودکان شناساییشده در برنامه بهزیستی به مدرسه بازگشتند.
در این نشست، عوامل بازماندگی از تحصیل در سه سطح فردی، خانوادگی و اجتماعی بررسی شد. اختلال یادگیری، وقفه چندساله در تحصیل و تجربه منفی از مدرسه از جمله عوامل فردی عنوان شد.در سطح خانواده نیز فقر، نیاز به درآمد کودک، آسیبهای خانوادگی، مهاجرت و نبود حمایت والدین از تحصیل کودک از عوامل مؤثر دانسته شد.
در سطح اجتماعی و ساختاری نیز نبود دسترسی مناسب به مدرسه، نداشتن مدارک هویتی، برچسبزنی در مدرسه، حمایت ناکافی از دانشآموزان ضعیف و دلزدگی از محیط مدرسه از جمله موانع بازگشت کودکان به تحصیل عنوان شد.
سیدحسن موسویچلک معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی در این نشست گفت: دستگاههای مختلف برنامههایی برای مقابله با بازماندگی از تحصیل اجرا میکنند اما همچنان کودکانی از حضور در مدرسه بازمیمانند. عدم حضور حتی یک دانشآموز در مدرسه باید بهعنوان یک مسئله جدی تلقی شود و استفاده از دانش و تجربه جهانی میتواند به طراحی راهکارهای مؤثرتر کمک کند.

تجربه بمبئی؛ آموزش غیررسمی بهعنوان پل بازگشت
در این نشست رشمی پندی مدیر اجرایی انجمن بینالمللی دانشکدههای مددکاری اجتماعی بهصورت آنلاین تجربه بمبئی در زمینه بازگرداندن کودکان بازمانده از تحصیل را تشریح کرد.
وی گفت: در بمبئی مددکاران اجتماعی ابتدا به سراغ خانوادههای کودکان بازمانده از تحصیل رفتند و با برگزاری جلسات آموزشی برای والدین آنها را به حمایت از ادامه تحصیل فرزندانشان تشویق کردند. برخی کودکان در خیابان کار میکردند و همراه خانوادههای خود در خیابان زندگی میکردند و فقر، نابسامانی خانواده، مهاجرت و بیتوجهی از عوامل بازماندگی آنها از تحصیل بود.
پندی، آموزش غیررسمی را یکی از راههای ایجاد پل میان کودک و نظام آموزش رسمی دانست و عنوان کرد: در تجربه بمبئی، کلاس زبان و آموزش مهارتهایی مانند خیاطی و گلسازی در کنار ارتباط مستمر مددکار اجتماعی با کودک و خانواده مورد استفاده قرار گرفت. انعطاف در فرصتهای یادگیری، مشارکت خانواده، حمایت اقتصادی از خانواده و پیگیری پس از مداخله از عوامل موفقیت برنامههای بازگشت به تحصیل است.
وی همچنین تأکید کرد: کودک پیش از آغاز آموزش باید احساس امنیت و احترام داشته باشد و مداخله آموزشی باید متناسب با تواناییها، محدودیتها و شرایط فردی او طراحی شود.
تجربه ژاپن؛ ۱۰ هزار مددکار در مدارس
کیکو چوجو مددکار اجتماعی و متخصص مددکاری اجتماعی مدارس در شهرهای کاوازاکی و یوکوهاما، تجربه ژاپن در زمینه حمایت اجتماعی از دانشآموزان را تشریح کرد.
وی گفت: در ژاپن دانشآموزی که در مجموع ۳۰ روز، بهصورت پیوسته یا منقطع از مدرسه غیبت کند در گروه موسوم به «فوتوکو» قرار میگیرد.عوامل روانشناختی، عاطفی، جسمی و اجتماعی از جمله عوامل مرتبط با غیبت از مدرسه هستند و دلایل بازماندگی از تحصیل در ژاپن طی سالهای گذشته تغییر کرده است.
به گفته چوجو، نخستین مددکار اجتماعی مدارس ژاپن در سال ۱۹۸۶ و در واکنش به مشکلاتی مانند خشونت در مدارس و بیاعتمادی دانشآموزان به محیط مدرسه وارد نظام آموزشی شد و هم اکنون حدود ۱۰ هزار مددکار اجتماعی در مدارس ژاپن فعالیت میکنند و وزارت آموزش و پرورش آنها را استخدام میکند.

وی افزود: دانشآموزان دارای اختلال یادگیری در مدارس عادی و در کنار سایر دانشآموزان تحصیل میکنند اما در مواردی به دلیل دشواری یادگیری، عدم پذیرش از سوی همکلاسیها و قلدری از مدرسه و تحصیل فاصله میگیرند.مددکار اجتماعی در چنین شرایطی با دانشآموز و خانواده او ارتباط برقرار میکند، مشکلات کودک در مدرسه را شناسایی کرده و برای رفع آنها با خانواده، مدیر و کارکنان مدرسه همکاری میکند.
ضرورت توسعه نظام مددکاری اجتماعی در مدارس ایران
حسینی در واکنش به این تجربه گفت: ایران هنوز نظام فراگیر مددکاری اجتماعی در نظام تعلیم و تربیت ندارد اما حدود ۱۷۰۰ مدرسه استثنایی در کشور فعال است و حدود ۱۰ درصد مدارس نیز به شکل تلفیقی، پذیرای دانشآموزان دارای معلولیت هستند.
حسینی در پایان گفت: مددکاری اجتماعی برای اثربخشی بیشتر به اختیار، منابع و همکاری بینبخشی نیاز دارد و ایجاد سازوکار مشترک میان نظام رفاه اجتماعی و آموزش و پرورش میتواند به شناسایی زودهنگام و بازگشت پایدار کودکان به مدرسه کمک کند.قلب توسعه هر جامعه نظام تعلیم و تربیت است و قلب این نظام، مدرسه و قلب مدرسه، معلم و قلب معلم، دانشآموز است.
نظر شما