در میان منتظران، دکتر سیدجواد حسینی، معاون وزیر و رئیس سازمان بهزیستی کشور، دکتر آریا و حمید گودرزی، مدیرکل بهزیستی استان فارس نیز حضور داشتند؛ اما در میان این جمع، چهرهای آشنا برای بهزیستی، قصهای متفاوت با خود داشت.
ابراهیم سلیمانی؛ مردی با ۷۵ درصد معلولیت که این بار نه برای دریافت خدمتی، بلکه برای ادای رسم مهماننوازی مردم دیار کازرون، به استقبال رئیس سازمان بهزیستی کشور آمده بود.
سلیمانی در روستای خشت کازرون متولد شده و از کودکی علاوه بر معلولیت جسمی، با لکنت شدید زبان نیز دستوپنجه نرم کرده است. خودش از روزهایی میگوید که حتی جرأت صحبت کردن در کلاس درس را نداشت؛ روزهایی که نگاه دیگران، پیش از آنکه محدودیت جسمیاش مانع او باشد، اعتمادبهنفسش را نشانه میرفت.
میگوید: «حتی یک لیوان آب هم به دستم نمیدادند… همه فکر میکردند من توانایی هیچ کاری را ندارم.»
اما قصه ابراهیم قرار نبود همینجا تمام شود.
ورود برنامه توانبخشی مبتنی بر جامعه (CBR) به زندگی او، آغاز فصل تازهای بود؛ فصلی که در آن تسهیلگران بهزیستی به جای شمردن محدودیتها، تواناییهایش را دیدند و جملهای را به او گفتند که مسیر زندگیاش را تغییر داد:
«تو میتوانی موفق شوی.»
همین چند کلمه، برای ابراهیم آغاز دوبارهای بود؛ آغاز مسیری که او را از کودکیِ سرشار از تردید، به جایگاهی رساند که امروز به عنوان نویسنده کتاب «اتفاقات بد معدن طلاست» شناخته میشود.
و حالا، سالها بعد، همان مردی که روزگاری دیگران حتی توانایی گرفتن یک لیوان آب را از او باور نداشتند، صبح زود در میدان امام حسین(ع) کازرون ایستاده بود تا به استقبال رئیس سازمان بهزیستی کشور برود؛ مردی که خود، یکی از روشنترین روایتهای توانمندسازی، اعتماد و مردمباوری در بهزیستی است.
قصه ابراهیم، قصه یک فرد نیست؛ قصه تغییر یک باور است؛ باوری که میگوید اگر به توانایی انسانها اعتماد کنیم، بسیاری از «نمیتوانمها» به «من توانستم» تبدیل خواهند شد.












نظر شما