خدمت اجتماعی، زمانی معنا و اثر ماندگار پیدا میکند که از پشت میزهای اداری عبور کند و به متن زندگی مردم برسد. به محلهها، خانوادهها و انسانهایی که هر روز با مسائل و دغدغههای اجتماعی دستوپنجه نرم میکنند.
بهزیستی، پیش از آنکه یک ساختار اداری باشد، نهادی برای پاسداشت کرامت انسان و حمایت از کسانی است که در بخشی از مسیر زندگی، بیش از دیگران به همراهی جامعه نیاز دارند. از این رو، باور دارم هیچ برنامه اجتماعی بدون حضور مردم نمیتواند به نتیجهای پایدار برسد.
در دولت چهاردهم، تلاش ما در بهزیستی مازندران بر این بوده است که مردم را نه صرفا به عنوان دریافتکننده خدمت، بلکه به عنوان شریک اجتماعی و بخشی از راهحل مسائل ببینیم. بر همین اساس، ظرفیتهای محلی را شناسایی کردیم، به میدان آوردیم و تلاش کردیم میان توان دستگاه اجرایی و سرمایه اجتماعی محلات، پیوندی موثر ایجاد کنیم.
«در دولت چهاردهم، مردم و ظرفیتهای محلی را به میدان خدمت بهزیستی آوردیم.»
این جمله، برای من صرفا یک شعار نیست. بلکه بیانگر یک باور مدیریتی است. باور به اینکه در هر محله، ظرفیتهایی ارزشمند برای حل مسائل وجود دارد؛ از خانواده و همسایه گرفته تا مسجد، مدرسه، گروههای مردمی، خیران، جوانان، داوطلبان و مجموعههای اجتماعی. گاهی بزرگترین سرمایه برای حل یک مسئله اجتماعی، در همان جایی قرار دارد که مسئله شکل گرفته است.
محله، نزدیکترین نقطه به زندگی مردم است. آنجا میتوان مسائل را پیش از آنکه به بحران تبدیل شوند دید، شنید و برای آنها چارهاندیشی کرد. محلهمحوری از نگاه ما، یعنی شناختن مردم، شنیدن صدای آنان و اعتماد کردن به ظرفیتهایی که سالها در کنار یکدیگر زندگی کردهاند.
اما مشارکت اجتماعی، زمانی ارزشمند است که به توانمندسازی منجر شود. هدف ما این نیست که انسانها برای همیشه در چرخه حمایت باقی بمانند؛ هدف آن است که هر فرد، متناسب با توانایی و شرایط خود، فرصت ایستادن، انتخاب کردن و ساختن آیندهاش را پیدا کند.
توانمندسازی، یعنی تبدیل حمایت به فرصت؛ فرصت اشتغال، فرصت زندگی مستقل، فرصت آموزش، فرصت مشارکت و فرصت بازگشت به جامعه. در این نگاه، حتی یک اقدام کوچک نیز میتواند آغازگر تغییری بزرگ در زندگی یک انسان باشد.
در کنار توانمندسازی، خانواده همچنان مهمترین و امنترین بستر حمایت اجتماعی است. هر جا بتوانیم خانوادهای را حفظ کنیم، کودکی را به آغوش خانواده بازگردانیم، زمینه زندگی مستقل یک فرد دارای معلولیت را فراهم کنیم یا از خانوادهای که با شرایط دشوار مواجه است حمایت کنیم، در حقیقت بخشی از سرمایه اجتماعی جامعه را حفظ و تقویت کردهایم.
برای ما، خدمت بهزیستی فقط ارائه یک خدمت تخصصی نیست؛ ایستادن در کنار انسانها در بزنگاههای زندگی است. گاهی این همراهی، یک حمایت اقتصادی است؛ گاهی یک مداخله تخصصی، یک مشاوره، یک آموزش، یک فرصت شغلی یا حتی شنیدن صدای یک انسانی است.
به همین دلیل، پاسخگویی و ارتباط مستقیم با مردم برای ما اهمیت ویژهای دارد. مردم باید بدانند که مسائلشان شنیده میشود و صدایشان در ساختار اداری بهزیستی گم نخواهد شد. ارتباط با مردم، تنها یک وظیفه سازمانی نیست؛ بخشی از اعتماد متقابل میان جامعه و نظام خدمترسانی است.
در این مسیر، نقش همکاران بهزیستی، مراکز غیردولتی، تسهیلگران، خیران، داوطلبان و همه شرکای اجتماعی، نقشی تعیینکننده است. بهزیستی به تنهایی نمیتواند همه مسائل اجتماعی را حل کند؛ اما میتواند همافزایی ایجاد کند، ظرفیتها را به یکدیگر پیوند دهد و زمینه مشارکت را فراهم کند.
امروز بیش از هر زمان دیگری به این باور نیاز داریم که مسائل اجتماعی، مسئولیت یک سازمان یا یک گروه خاص نیست؛ مسئولیت همه ماست. جامعهای که در آن مردم نسبت به یکدیگر احساس مسئولیت کنند، جامعهای تابآورتر، مهربانتر و توانمندتر خواهد بود.
ما در بهزیستی مازندران تلاش کردهایم در دولت چهاردهم، مسیر خدمت را به سمت همین نگاه هدایت کنیم؛ از مردم آغاز کنیم، به ظرفیتهای محلی تکیه کنیم، خانواده را تقویت کنیم و توانمندسازی را مقصد حمایتهای خود قرار دهیم.
زیرا باور داریم مردم، نه فقط مخاطب خدمت، بلکه میدان اصلی خدمت و بزرگترین سرمایه اجتماعی بهزیستی هستند.
اگر قرار است آیندهای بهتر برای جامعه بسازیم، این آینده در اتاقهای اداری ساخته نمیشود؛ در کنار مردم، در دل خانوادهها و در محلههایی ساخته میشود که زندگی در آنها جریان دارد.
مردم، میدان اصلی خدمت بهزیستیاند؛ و خدمت، زمانی به معنای واقعی خود میرسد که با مردم، برای مردم و در کنار مردم باشد.












نظر شما