۱۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۲
هوامونو داشتی، هوایی شدیم

آزاده خرم/ "اربعین" با سنت پیاده روی برای زیارت حضرت عشق تنها یک نام نیست، گنجینه ای از اخلاق، ادب، انسانیت، عاشقی، شیفتگی، بندگی، شور و شعور و صدها صفت و نوان دیگر است که سالهاست عاشقانی را در مکتب حسین پرورانده و می پروراند.

اینکه از دور ترین نقطه به مهران قصد عزیمت کنی، بساط سفرت را جمع و در مسیر عشق به حسین گام برداری بدون اینکه چیزی از خستگی و گرما و طولانی بودن مسیر و سختی نشستن و معطلی ساعت‌های طولانی در صفوف خودرو و عبور از مرز را به فراموشی بسپاری از هر عاشقی بر نمی آید، بدون شک این عشقی که تو را به ماندگارترین مسیر عشق و رفتن به قطعه ای متفاوت از دنیا می کشد، حکایتش متفاوت از عشق های زمینی است.

برای اثبات این عشق لازم نیست با کسی هم کلام شوی، جای جای و قدم به قدم مرز مهران مملو از عاشقانی است که دیدن هر کدامشان تفسیری جداگانه می خواهد، حکایتی سرشار از رمز و راز!

گام گذاشتن در این مسیر توشه زیادی نمی خواهد، یک کوله و نهایت یک جفت کفش راحت و اراده ای از جنس شور، اینجا قدم به قدم همه چیز برای میهمانان مهیاست، جمعیت هموطنانی که مجنون وار در گرمای هوای این روزها رهسپار مهران شده دیدن دارد و هر لحظه بیشتر می شود، کافیست اینجا حضور داشته باشی و دیدگانت را اندکی باز و بسته کنی تا آنچه را که میبینی و گاهی به دور از واقعیت است، برایت اثبات شود، اینجا صحنه هایی میبینی که فراتر از درک و تصور انسان است، 2قلوهایی با لباسهایی سفید که 6ماه بیشتر ندارند و در کالسکه با هول دادن دستان مهربان و عاشقانه پدر حرکت و همچو مرواریدهایی درخشان در این دریای عشق حسینی به زیبایی می درخشند.

چشمانم به دیگر مجنون حسینی گره می خورد، سالمندی که برای استراحت در موکبی نشسته، عرق از پیشانی اش راه گرفته و روی صورت و لباسهایش را پر کرده است، از تربت حیدریه خود را به مهران رسانده، تنهایی و اشتیاقی وصف نشدنی تا دل را به دریای عشق حسینی پیوند زند، با افتخار می گوید: میخواستم من هم سهمی از این همه شکوه داشته باشم.

گوشه ای دیگر معلولی را می بینم که سوار ویلچر همراه پدر و مادرش راهی مهران شده، وقت ناهار است و در موکب استراحت می کنند، مادر ابتدا غذای فرزند را می دهد، لابلای غذا دادن پدر دور دهان فرزند را پاک می کند، لحظه ای ذهنم قفل می کند، سختی همراهی در این سفر اگرچه او فرزندت هم باشد، اما صبر و حوصله این مادر و پدر و اینکه بیان می کنند نام حسین را برای فرزندشان برگزیده و به عشق او راهی این سفر شده، همچون کلیدی قفل ذهنم را باز می کند.

تک تک زائران در این سیل عاشقی خود سوژه ای ناب هستند و این نمونه ها تنها درصد اندکی از میلیونها تصویر دلدلگی به آقایی است که از کودکی هوایمان را داشته و این روزها عاشقان را هوایی زیارتش کرده است، صحنه‌هایی که دیگر به ناچار باید قلم را زمین گذاشت و تنها دید و دید و دید!

اما سوژه های ناب در مهران تنها به حضور زائران حسینی محدود نیست، اینجا مردمی که خادمی میهمانان ضیافت حسینی را برگزیده اند حکایت و فصل متفاوت از سفرنامه حیرت انگیر اربعین است، خادم حسینی اینجا به سن و سال محدود نیست، هزاران شیفته ای که به جای زیارت خدمت به زائران را انتخاب کرده اند، موکب به موکب مملو از خادم است، کوچک و بزرگ و مسئول و غیر مسئول تفاوتی ندارند، همگی آستین بالا زده و سعی دارند برای خدمت به زائران از یکدیگر سبقت گیرند.

اینجا براستی خادمان خود را وقف خدمت رسانی به میهمانان کرده اند، برای دقایقی طولانی محو کودکی می شوم که در یک موکب جارو می زند، دسته جارو بلندتر از قدش می رسد، مرد میانسالی را می بینم که کفش زائران را صلواتی واکس می زند، چشمانم را می چرخانم و سالمندی را می بینم که تشتی از آب با تکه هایی از یخ را در دست گرفته و بطری های کوچک آب که خنک شده را از آن بیرون و به زائران می دهد تا سهمی از خنکای دل مشتاقان حسینی باشد.

فعالیت "ولی حامی" معلول ضایعه نخاعی در موکب بهزیستی از دیگر صحنه های دلدادگی به آقا است، او چندین سال است با وجود گرمای شدید مهران، قرار عاشقی اش با ارباب را درگوشه ای از موکب بهزیستی گذاشته و داوطلبانه اقدام به تعمیر وسایل توانبخشی زائران می کند، خدمتی از جنس عشق و ایمان که به میهمانان معشوقش هدیه می دهد.

آری، تک تک این صحنه ها بیانگر فراگیری عشق حسینی است، عشقی که از کودکی آنرا آموخته ایم، با او بزرگ شده ایم و در بند بند وجودمان رخنه کرده، عشق به حسین برای ایرانیان و جهانیان از آن عشق هائیست که تفاوت و برجستگی خاصی دارد، عاشق با هر میزان گناه، ناپاکی، بدعهدی و... هربار که رو به معشوق می کند اطمیمان قلبی دارد که مورد قبول واقع می شود.

عشق به حسین سالیان سال است ریشه در آیین و مذهب و اعتقاد ما داشته و در هر سختی نام او آرامبخش دلهای بی قرارمان می شود، شاید به خاطر همین هواداری زیاد است که این روزها میلیونها ایرانی هوایی او شده ایم.

کد خبر 198303

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 15 =

خدمات الکترونیک پرکاربرد