به گزارش ایرنا آمار ۶۷ هزار فرد تحت پوشش در بهزیستی آذربایجان غربی گویای عمق مسئولیتی است که بر دوش این سیستم حمایتی قرار دارد. با توجه به محدودیتهای بودجهای و هزینههای فزاینده مراقبت از معلولان (به ویژه معلولان ضایعه نخاعی و نیازمندان به حق پرستاری)، تکیه صرف بر منابع دولتی، چرخه توانبخشی را با کندی مواجه میکند.
طرح «سلام محله» که چند سالی است بهزیستی استان اجرای آن را آغاز کرده به درستی دست روی مزیت های محلات و شناسایی چالشهای موجود گذاشته است. جایی که مردم، بهتر از هر نهاد دولتی، شناخت دقیقتری از مشکلات و نیاز همسایگان آسیبپذیر خود دارند. استفاده از این سرمایه اجتماعی، هوشمندانهترین روش برای پایداری خدمات حمایتی در شرایط فعلی است.
آنچه بیشتر در این رویکرد به چشم میخورد اینست که این طرح فراتر از یک عنوان تبلیغاتی، نشاندهنده یک تغییر پارادایم (الگوواره) در سیاستگذاریهای رفاهی استان است.
در مدلهای سنتی، دولت نقش تنها متولی را ایفا میکرد؛ اما در الگوی جدیدی که بهزیستی آذربایجانغربی دنبال میکند، دولت به تسهیلگر تبدیل شده است که ظرفیتهای نهفتهی خیرین، تشکلهای مردمنهاد و انجمنهای خیریه را به عنوان بازوهای اصلی عملیاتی به کار میگیرد.
وقتی از خدمات «بسترمحور» سخن میگوییم، در واقع از تمرکززدایی از مراکز شبانهروزی و انتقال کانون توجه به بطن محلات صحبت میکنیم و این، یعنی حرکت از حکمرانی متمرکز به حکمرانی شبکهای.
بازمهندسی فعالیتها، از نگهداری به حضور
آنچه بهزیستی آذربایجان غربی با عنوان بازمهندسی فعالیتها بر مبنای توانبخشی اجتماعمحور بر آن تأکید دارد، پیامی عمیق دارد مبنی براینکه معلولیت، مسئله پزشکی نیست؛ مسئله ای اجتماعی است و اگر جامعه، نیازها و ظرفیتهای معلولان را به رسمیت نشناسد، بهترین خدمات درمانی و مستمریهای دولتی نیز نمیتواند آنها را به عرصه نقشآفرینی بازگرداند.
امروز رسانه ها هم باید بر این نکته تأکید کنند که «توانبخشی اجتماعمحور» (CBR) هم راستا با سایر طرح های بهزیستی به معنای خروج معلول از انزوا و ورود او به عرصه عمومی است؛ فرآیندی که در آن نهادهای محلی باید بستر فیزیکی و فرهنگی این حضور را فراهم کنند.
برای اینکه سلام محله و سایر طرح های اجتماع محور به یک مدل موفق ملی تبدیل شود، باید از سطح اجرای طرح به سطح سیاستگذاری پایدار ارتقا یابد و این امر نیازمند دو مؤلفه است نخست، شفافیت در ارائه خدمات برای جلب بیشتر اعتماد خیرین، و دوم، تخصصیسازی فعالیتهای سمنها.
آذربایجانغربی با اتکا به پیشینه قوی در مشارکتهای مردمی، میتواند الگویی باشد که ثابت کند «دولت کوچک، جامعه قوی» نه یک شعار، بلکه یک نقشه راه عملیاتی برای حل چالشهای گروههای آسیبپذیر است.
البته نباید فراموش کنیم که مسیر پیشِرو، مسیر دشواری است، چرا که تغییر ساختارها از تصدیگری دولتی به مشارکت اجتماعی همواره با مقاومت ساختارهای سنتی مواجه است.
با این حال، گزارش تحولات اخیر بهزیستی استان آذربایجان غربی نشان میدهد که قطار تحول به حرکت درآمده است. اکنون نوبت جامعه، رسانهها و نخبگان آذربایجانغربی است که با ترویج فرهنگ «مسئولیتپذیری محلی»، بهزیستی را در تحقق این چشمانداز یاری کنند، چرا که شعار بهزیستی در کنار مردم(شعار امسال هفته بهزیستی در کشور)، تنها زمانی محقق میشود که مردم نیز، خود را در کنار معلولان، سهیم و مسئول بدانند.













نظر شما