رسانه | ۱۸ سال بلاتکلیفی/ چرا صدای توان‌یابان همدانی پشت دیوارهای «بهشتی» شنیده نمی‌شود؟

ماجرای بیمارستان شهید بهشتی همدان، حالا دیگر نه یک اختلاف سازمانی میان دانشگاه علوم پزشکی و بهزیستی، که به یک پرسش اخلاقیِ بزرگ تبدیل شده است: چرا حقوق توان‌یابان باید تاوانِ تعلل‌های مدیریتی باشد؟

به گزارش روابط عمومی اداره‌کل بهزیستی استان همدان، به نقل از پایگاه خبری ندای غرب، ۱۸ سال انتظار برای بازگشت یک مرکز حمایتی به آغوش جامعه، فراتر از یک کش‌وقوس اداری ساده است؛ این یک «گره کور» در نظام مدیریتی است که نشان می‌دهد اولویت‌ها چطور در پیچ‌وخم‌های سازمانی گم می‌شوند. ماجرای بیمارستان شهید بهشتی همدان، حالا دیگر نه یک اختلاف سازمانی میان دانشگاه علوم پزشکی و بهزیستی، که به یک پرسش اخلاقیِ بزرگ تبدیل شده است: چرا حقوق توان‌یابان باید تاوانِ تعلل‌های مدیریتی باشد؟

وقتی پای «انسان» در میان است

بنا بر اعلام مدیرکل بهزیستی استان همدان، این بیمارستان سال‌هاست میان دو نهاد دست‌به‌دست می‌شود. دانشگاه علوم پزشکی که در دوران کرونا این مرکز را به صورت امانی در اختیار گرفت، حالا گویا قصد «مالکیت» دارد. اما مسئله فقط یک ساختمان نیست؛ مسئله قربانی شدن گروه‌های آسیب‌پذیری است که ضایعه‌نخاعی‌ها، مددجویان و بیماران خاصِ آن هستند. این بیمارستان، خانه آن‌هاست؛ خانه‌ای که حالا پشت دیوارهای سردِ بلاتکلیفی، محبوس مانده است.

چرا بازگرداندنِ «حق»، این‌قدر سخت است؟

این کلاف سردرگم، معمولاً از چند رشته‌ی سیاه تشکیل شده است؛ ابهام‌های تعمدی در اسناد: وقتی شفافیت نباشد، هر دستگاهی حق را به جانب خود می‌بیند.

تغییرِ ماهیتِ «موقت» به «دائمی»: همان بلای «دوران بحران» که تبدیل به بهانه‌ای برای ماندگاری شده است.منافع سازمانی؛ سدِ راهِ مسئولیت اجتماعی: جایی که حفظِ ظرفیت‌ها، بر خدمت‌رسانیِ اصولی سایه می‌اندازد. شکاف عمیقِ میان دستور و اجرا: فاصله میان «ابلاغ تا اجرا» آن‌قدر زیاد شده که گویی اصلِ مأموریت فراموش شده است.

حرف حساب: مالکیت پیشکش، بهره‌برداری را برگردانید!

حتی اگر اختلافات حقوقی درباره مالکیتِ عرصه و اعیان باقی باشد، کارکردِ اجتماعیِ یک مرکز درمانی نباید معطل بماند. منطقِ ساده می‌گوید: اگر این مرکز برای توان‌یابان تعریف شده، چرا آن‌ها باید سال‌ها پشتِ درهایِ بسته بمانند؟

چرا این پرونده «حساس» است؟

چون پای کسانی در میان است که نه تریبون‌های آن‌چنانی دارند و نه توان چانه‌زنی‌های مرسوم اداری. حذف این بیمارستان از چرخه خدمت‌رسانی، فقط یک خطا نیست؛ یک «بی‌عدالتی خاموش» است که روزبه‌روز بر دوشِ جامعه سنگینی می‌کند.

مطالبه‌ای روشن برای یک پایانِ شفاف

جامعه‌ هدف، از مسئولین شفافیت می‌خواهد: اسناد مالکیت و حق بهره‌برداری دقیقاً چه وضعیتی دارد؟  چرا دستورات پیشین (اگر بوده) در غبارِ فراموشی دفن شده‌اند؟ برنامه زمان‌بندی دقیق برای بازگشت این مرکز به متولی اصلی چیست؟

در مجموع پرونده بیمارستان شهید بهشتی، بیش از آنکه یک اختلاف مالی یا ملکی باشد، آینه‌ای‌ست در برابر مسئولان استان؛ تا ببینند آیا عدالتِ اجتماعی در اولویت است یا حفظِ دارایی‌های سازمانی؟ به یاد داشته باشیم، هر روز تأخیر، یعنی یک روز محرومیتِ بیشتر برای کسانی که بیش از هر زمان دیگری به این مرکز نیاز دارند.

کد خبر 192924

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 3 =

خدمات الکترونیک پرکاربرد