گزارشی از دل تور رسانهای بهزیستی بوشهر؛ جایی که دوربینها و قلمها، پشتِ دیوار سکوت را شکستند
هفته بهزیستی امسال، یک تفاوتِ بزرگ داشت؛ این بار خبرنگاران و اصحاب رسانه نرفتند پشت میز نشستهای تشریفاتی، بلکه پا به دل مراکز توانبخشی گذاشتند. تور رسانهایِ ادارهکل بهزیستی استان بوشهر، فرصتی شد تا قلمها و دوربینها، از نزدیک نظارهگر زندگیِ جاری در سه مرکز توانبخشی باشند؛ جایی که هر لبخندِ یک مددجو، پشتش یک دنیا تلاشِ بیادعا و دلواپسیِ بیصدای یک خانواده است.
اولین ایستگاه تور؛ «تولدی دیگر» برای ۴۳ رویا
نخستین مقصدِ این تور رسانهای، مرکز توانبخشی معلولان «تولدی دیگر» بود. خبرنگارانی که پشتِ درهای این مرکز ایستادند، شاید نمیدانستند قرار است با چه تصویری روبهرو شوند. اما وقتی وارد شدند، چیزی که دیدند، یک مدرسهی عشق بود؛ نه یک مرکزِ صرفاً درمانی.
خانم ضماهنی، مدیر این مرکز، با صدایی که از دل خستگی اما پر از امید برمیخاست، برای اهالی رسانه گفت: «اینجا به ۴۳ نفر از عزیزان بالای ۱۴ سال، خدمات آموزشی، توانبخشی و مهارتآموزی ارائه میدهیم.» خبرنگاران اما در میان کلماتِ او، کمبودِ بودجه و نبودِ نگاهِ ویژه را هم شنیدند؛ ناگفتههایی که حالا قرار بود راویِ آن شوند.
ایستگاهِ دوم؛ «دریا»؛ دریایی از آرزوهای زمینگیر
تور رسانهای سپس به مرکز روزانهی «دریا» رسید؛ جایی برای ۵۳ نفر از افرادی که با معلولیت جسمی و حرکتی یا ترکیبی، دستوپنجه نرم میکنند. مسئول این مرکز در جمع خبرنگاران گفت که اینجا فقط یک مرکز نیست؛ یک پناهگاه روزانهست برای کسانی که جامعه کمتر دیدهشان.
خبرنگاران از نزدیک دیدند که «دریا» چطور با هنردرمانی، مهارتآموزی و خدمات توانبخشی، سعی میکند برای این عزیزان، فردایی بهتر بسازد. اما دریا مواج است؛ گاهی آرامشِ یک جلسهی گروهدرمانی، گاهی طوفانِ نگرانی از فردایی که معلوم نیست با کدام حمایت ادامه پیدا میکند. این تصویر، حالا در قابِ دوربینِ خبرنگاران ثبت شد.
ایستگاهِ آخر؛ «مهر صفیه»؛ مهری که دیر آمد، اما نفسها را تازه کرد
و اما آخرین مقصد این تور رسانهای، مرکز روزانهی آموزشی و توانبخشی جسمی و حرکتی «مهر صفیه» بود؛ تازهترین عضو این خانواده که از شهریور ۱۴۰۱ فعالیتش را شروع کرده است. خبرنگاران وقتی وارد شدند، فهمیدند که پیش از این، بوشهر مرکز تخصصیِ ویژهی معلولان جسمی-حرکتی نداشته و خیلیها مجبور بودند برای یک جلسهی کاردرمانی، راهیِ استانهای دیگر شوند.
لاله علیپور، مدیر این مرکز، در جمع خبرنگاران حاضر در تور، با لحنی که از دل دلتنگی برمیخاست گفت:
«خدمات ما فقط کاردرمانی نیست؛ اینجا گفتاردرمانی، هنردرمانی، روانشناسی، خانوادهدرمانی و برنامههای تقویت اعتمادبهنفس داریم. میخواهیم به آنها کمک کنیم خودشان را دوباره پیدا کنند.»
اما مهر صفیه با ظرفیت ۸۰ نفر، امروز فقط ۵۲ مددجو دارد؛ نه به خاطر کمبودِ متقاضی، که به خاطر کمبودِ اعتبار و هزینههای سرسامآور. ۳۰ نفر دیگر هم در خانه زیر پوششِ خدماتِ توانبخشی در منزل هستند؛ خانوادههایی که حتی توانِ آوردنِ عزیزشان به مرکز را هم ندارند. خبرنگاران در این تور، این ناگفتهها را از زبانِ مسئولان مرکز شنیدند و ثبت کردند.
حرفهایِ دلشکستهی بانی مهربان در میان جمع خبرنگاران
سیدمهدی آذرگون، بانی مرکز «مهر صفیه»، در حاشیهی این تور رسانهای و در جمعِ خبرنگارانی که از نزدیک مرکز را دیده بودند، با چشمانی که برقِ تعهد داشت از هزینههای نجومی توانبخشی گفت:
«یک جلسه کاردرمانی یا گفتاردرمانی برای یک خانوادهی متوسط، یک کوهِ هزینه است. بهزیستی و بیمهی بیماران خاص کمک میکنند، اما کافی نیست. انگار همیشه یک تکه از پازلِ حمایت، جا میماند.»
و نگرانی بزرگترش را این طور با اصحاب رسانه در میان گذاشت:
«متأسفانه خیرین بیشتر به مراکز شبانهروزی نگاه میکنند؛ چون دیدنِ یک مددجوی بستری، حسِ ترحم را برمیانگیزد. اما مراکز روزانه، حیاتشان وابسته به نگاهِ مستمر خیرین و مسئولیتِ اجتماعی صنایع است. مددجویانِ ما صبح میآیند و عصر برمیگردند؛ اما در همین ساعات، زندگیشان متحول میشود. چرا نباید برای این تحول، سرمایهگذاری کرد؟»
آذرگون که در این تور رسانهای، فرصت را غنیمت شمرده بود، با التماس در صدایش از مسئولان و مدیران صنایع خواست بیایند و از نزدیک ببینند:
«تا وقتی پایِ مسئولان به این مراکز باز نشود، نمیفهمند که اینجا چه توانمندیهایی در حال پرورش است. یک بازدیدِ میدانی میتواند تصمیمها را عوض کند، نگاهها را متحول کند. من از همین تور رسانهای میخواهم که صدایِ این نیاز را به گوشِ مسئولان برسانید.»
پیامِ بانیِ مرکز به خبرنگارانِ حاضر در تور
آذرگون خطاب به خبرنگارانی که در این تور رسانهای شرکت داشتند، گفت:
«شما میتوانید سفیرِ توانمندیهای این عزیزان باشید، نه فقط تصویرِ ضعفها. مددجویانِ ما آثار هنری خلق میکنند، مهارت یاد میگیرند، لبخند میزنند. این تصویرِ امید را به جامعه نشان دهید. رسانه میتواند پلی باشد میان این مراکز و خیرین، میانِ نیاز و پاسخ.»
او از خبرنگاران خواست که با انعکاسِ ظرفیتها، موفقیتها و نیازهای مراکز توانبخشی، نقش مؤثرتری در جلبِ مشارکتِ خیران و مسئولیتهای اجتماعی ایفا کنند و تأکید کرد: رسانهها میتوانند پلِ ارتباطیِ گمشدهی میانِ این مراکز و جامعه باشند.
وقتی خبرنگاران، راویِ بیواسطهی ناگفتهها شدند
در پایانِ این تور رسانهای، خبرنگاران از بخشهای مختلفِ مراکز بازدید کردند؛ از کلاسهای هنردرمانی گرفته تا جلسات گفتاردرمانی. دیدند که چطور یک مددجو با تکیهگاهِ یک تختهی چوبی، ایستادن را تمرین میکند؛ چطور یک مادر، اشکهایش را با لبخند پنهان میکند وقتی فرزندش برای اولین بار یک کلمه را درست ادا میکند.
مسئولان مراکز، بدون فاصلهی تشریفاتی، در همین تور رسانهای، از مهمترین نیازها، چالشها و مطالباتِ خود با خبرنگاران گفتند؛ از کمبودِ بودجه، از نبودِ نگاهِ ویژهی صنایع، از خستگیِ کاردرمانگرانی که با عشق بیشتر از توانشان کار میکنند. این گفتوگوهای صمیمی، حالا قرار بود از قلمِ خبرنگاران، به زبانِ مطالبهای جدی برای مسئولان تبدیل شود.
حرف آخر؛ امید، بیپناهترین واژهی این روزهاست
مراکز توانبخشی بوشهر، با تمام کمبودها، چراغهای امیدی هستند که در دلِ یک استانِ کمبرخوردار، روشن ماندهاند. اما این چراغها برای روشن ماندن، به نفتِ حمایت نیاز دارند؛ حمایتی که نه از سرِ ترحم، که از سرِ باور به توانمندیهایِ پنهانِ این عزیزان باشد.
تور رسانهایِ بهزیستی بوشهر، اگرچه یک چند ساعت بیشتر طول نکشید، اما میتواند سرآغازِ یک نگاهِ تازه باشد؛ نگاهی که در آن، خبرنگاران، مسئولان و خیرین، دست به دست هم دهند تا صدایِ بیصدایِ این مراکز، به گوشِ همه برسد. شاید وقت آن رسیده که قبل از هر تصمیمی، مسئولان و خیرین، یک روز را در کنار این مددجویان بگذرانند؛ همانطور که خبرنگارانِ این تور، از نزدیک لمس کردند که یک حرکتِ کوچکِ حمایتی، میتواند یک دنیا را برای این خانوادهها تغییر دهد.












نظر شما