بسم رب الشهدا والصدیقین
گاه تاریخ، مردانی را در دامان خود میپروراند که حضورشان امنیت میآفریند، اندیشهشان امید میبخشد و رفتنشان اندوهی مشترک بر دل یک ملت مینشاند. تشییع باشکوه پیکر مطهر رهبر شهید، تنها بدرقه یک شخصیت برجسته نبود؛ بدرقه انسانی بود که همه سرمایه وجودش را وقف عزت مردم، اعتلای ایران و پاسداری از کرامت انسان کرد.
امروز، دیار علویان، مازندران سرافراز، در سوگی بزرگ گرد هم آمد تا با قلبهایی اندوهگین اما استوار، با فرزند وفادار این سرزمین وداع کند. در میان این خیل عظیم مردم، خانواده بزرگ بهزیستی استان مازندران نیز حضوری آگاهانه، عاشقانه و مسئولانه داشت؛ حضوری که برای ما تجدید میثاقی دوباره با آرمان خدمت، مردمداری و صیانت از کرامت انسان بود.
بهزیستی، بیش از آنکه یک سازمان اجرایی باشد، جلوهای از انسانیت است؛ نهادی که فلسفه وجودی آن، پاسداشت کرامت انسانهایی است که زندگی، بار سنگینتری بر دوش آنان نهاده است. کودک بیسرپرست، فرد دارای معلولیت، سالمند، بانوی سرپرست خانوار، خانواده آسیبدیده و همه آنان که چشم امیدشان به دستان مهربان خدمتگزاران است، صاحبان اصلی این خانهاند.
ما هر روز در بهزیستی، با انسانهایی روبهرو هستیم که شاید رنجهایشان دیده نشود، اما شکوه صبر و عظمت روحشان، درس زندگی است. رسالت ما تنها حمایت مادی نیست؛ رسالت ما بازگرداندن امید، احیای عزت، تقویت اعتمادبهنفس و حفظ کرامت انسانهایی است که ارزش آنان، فراتر از هر محدودیت و دشواری است.
رهبر شهید نیز تمام عمر خویش را بر همین باور استوار ساختند؛ اینکه ارزش انسان به مقام و عنوان نیست، بلکه به میزان خدمت او به مردم است. ایشان به ما آموختند که مدیریت، زمانی معنا مییابد که به پناه مردم تبدیل شود و مسئولیت، زمانی ارزشمند است که رنجی از دوش انسانها بردارد.
از این منظر، حضور خانواده بزرگ بهزیستی مازندران در مراسم تشییع پیکر مطهر رهبر شهید، تنها یک حضور نمادین نبود؛ بلکه اعلام وفاداری به مکتب خدمت بود؛ مکتبی که انسان را محور همه تصمیمها میداند و رضایت خداوند را در گرهگشایی از زندگی بندگان او جستوجو میکند.
ما باور داریم هر کودکی که دوباره لبخند میزند، هر سالمندی که احساس امنیت میکند، هر فرد دارای معلولیتی که فرصت حضور مؤثر در جامعه مییابد، هر خانوادهای که از آسیب فاصله میگیرد و هر انسانی که امید را دوباره تجربه میکند، جلوهای از همان فرهنگی است که رهبر شهید برای آن زیست و جان خود را تقدیم کرد.
خدمت در بهزیستی، تنها انجام یک مأموریت اداری نیست؛ عبادتی خاموش است. اینجا هر پرونده، روایت یک زندگی است؛ هر مراجعهکننده، امانتی الهی و هر تصمیم، میتواند سرنوشت انسانی را دگرگون سازد. از همین رو، کارکنان بهزیستی باید افزون بر دانش و تخصص، با سرمایهای از عشق، صبوری، اخلاق و مسئولیتپذیری به مردم خدمت کنند.
در مراسم بدرقه رهبر شهید، خانواده بزرگ بهزیستی مازندران با خود پیمان بست که این مسیر نورانی را با استواری ادامه دهد؛ مسیری که مقصد آن، ساختن جامعهای مهربانتر، عادلانهتر و سرشار از امید است؛ جامعهای که هیچ فردی در آن احساس تنهایی، بیپناهی یا فراموششدگی نکند.
ای رهبر شهید!
شما به ما آموختید که بزرگترین سرمایه یک مسئول، اعتماد مردم و بزرگترین افتخار او، خدمت بیمنت به بندگان خداست.
ما، در میان اشکهای بدرقه و اندوه سنگین فراق، با تو عهد میبندیم که خدمت را از عشق جدا نکنیم، عدالت را بر مصلحت ترجیح دهیم، کرامت انسان را محور همه تصمیمها قرار دهیم و دست هیچ نیازمندی را بیپاسخ نگذاریم.
عهد میکنیم بهزیستی را همچنان خانه امید، پناهگاه دلهای خسته و مأمن عزیزترین بندگان خدا نگاه داریم؛ زیرا باور داریم بهترین راه زنده نگه داشتن یاد شهیدان، ادامه دادن راه آنان در میدان خدمت، همدلی و مردمداری است.
پیکر مطهر رهبر شهید بر دوش مردم قدرشناس بدرقه می شود، اما راه ایشان در دلهای بیدار، در دستان خدمتگزار، در لبخند کودکان، در دعای سالمندان، در امید افراد دارای معلولیت و در آرامش خانوادههایی که طعم حمایت را میچشند، جاودانه خواهد ماند.
این، عهد امروز ماست؛ عهدی که تا همیشه با «عزیزترینهای خدا» باقی خواهد ماند.












نظر شما