مهاجرت، گرسنگی و کار
فرهاد بیوقفه میخندد و چنان با اعتماد به نفس با مشتریان برخورد میکند که انگار صاحب کسبوکار است؛ در حالی که او کارگری است که حتی دستمزدش به بهای روزمزد هم حساب نمیشود. وقتی مشتری به سراغش میآید، با چابکی یک فروشنده کهنهکار، کلاهها را نشان میدهد، با آنها شوخی میکند و با همان لبخند، بهای کلاه را به صفحه کارتخوان میدهد و تمام…
آنگونه که میگوید، از ۴ سالگی با خانوادهاش از افغانستان به ایران آمدهاند. حالا دو برادرش در کار ساختمانسازیاند، دو برادر دیگر دستفروشی میکنند و دو نفر از برادران دیگرش هنوز در کابل ماندهاند و مسیر رسیدن به ایران برایشان ناهموار است. پشت لبخندهای فرهاد، تصویری نهفته از دردهایی است که بیش از توان یک کودک ۱۰ ساله است. از درآمد ماهانه ۴ میلیونیاش میگوید؛ از بهای ناچیزی که در برابر ۳۰ روز کار و ۱۴ ساعت سر پا ایستادن روزانه به دست میآورد. رقمی که تمام و کمال به دست پدر ازکارافتادهاش میرسد. با لحن کودکانه اما تلخ میگوید، بیوقفه کار میکند چون خانهشان خیلی کوچک است. میتوان تصور کرد که خانواده «یازده نفره» او در کنج یک اتاق، رویای فضای بیشتری برای نفس کشیدن دارند. داستان غذای نیمروز فرهاد، شاید تکاندهندهترین بخش ماجرا باشد. او روزهایش را با نان و پنیر سپری میکند و گاهی که بخت با او یار باشد، بو و طعم فلافل خیابانی به جانش مینشیند. صادقانه اعتراف میکند: «با فلافل دلم قانع میشود، اما با نان و پنیر نه.»
کار کودکان در فارس از نگاه آمار
کار کودکان در استان فارس به بحرانی ساختاری بدل شده است. آخرین آمارهای بهزیستی فارس نشان میدهد حل این مسئله نیازمند بازنگری فوری در سیاستگذاریهای کلان است. در سال ۱۴۰۴، ۸۰۲ کودک در مراکز بهزیستی استان فارس پذیرش شدهاند. در این میان، سهم پسران ۵۶۴ نفر و جمعیت دختران ۲۳۸ نفر است. این آمار گویای آن است که جنس فعالیتهای اقتصادی خیابانی در فارس همچنان مردانه و در فضای پرخطر شهری تعریف میشود. دستفروشی با ۴۵۵ مورد، در صدر فهرست مشاغلی است که جسم و روان کودکان را در معرض تهدیدات مستقیم قرار داده است. بیشترین آمار درگیر، ۳۷۷ نفر، مربوط به بازه سنی ۶ تا ۱۱ سال است. این عدد زنگ خطری آموزشی است؛ یعنی بازماندگی از تحصیل نه یک احتمال، بلکه برای این کودکان به وضعیتی قطعی تبدیل شده است.
آیا همه کودکان کار به مدرسه میروند؟
در همین راستا، مدیرکل آموزش و پرورش فارس از تحصیل حدود ۲۵ هزار دانشآموز اتباع در مدارس این استان خبر میدهد، اما پرسشهای مهمی درباره دسترسی عادلانه همه کودکان به حق تحصیل، بهویژه کودکان کار و جامانده از تحصیل، همچنان باقی است. «محسن کلاری» به «پیام ما» میگوید که ثبتنام دانشآموزان اتباع خارجی در سال تحصیلی جاری و آینده، طبق روال معمول و با معرفینامههای دفاتر «کفالت» انجام شده است. او تأکید میکند که از نظر ظرفیت پذیرش، مشکلی وجود ندارد و محدودیتی برای ثبتنام این دانشآموزان نیست. با این حال، اشارهای تلویحی به وجود برخی محدودیتها برای کسانی میکند که مدارک اقامتی معتبر یا معرفینامه تحصیلی ندارند. بااینحال میگوید: «سازوکارهایی برای جلوگیری از بازماندگی تحصیلی این گروه اندیشیده شده، اما جزئیات این سازوکارها همچنان مبهم است.»
راهکار چیست؟
سؤال اینجاست که برای کودکانی مانند «فرهاد»، کودک افغانستانی که سالها از تحصیل بازمانده، یا دیگر کودکان کار، چه تدبیری اندیشیده شده است؟ کلاری در پاسخ به این پرسش به وجود سازوکارهایی مطابق آییننامههای مدارس برای دانشآموزان بازمانده از تحصیل اشاره میکند. اما آیا این سازوکارها شامل کلاسهای جبرانی، مدارس خاص یا برنامههای حمایتی ویژهای برای جبران عقبماندگی تحصیلی و ادغام این کودکان در محیط مدرسه میشود؟ آیا همه شناسایی میشوند؟ یکی از دغدغههای اصلی، اطمینان از این است که هیچ کودکی، حتی کودکان کار، از حق تحصیل محروم نماند. اگرچه مدارس بر اساس اطلاعات سالهای گذشته پیگیریهایی را انجام میدهند، اما به گفته مدیرکل آموزش و پرورش فارس، در مورد دانشآموزان کلاس اولی که تازه میخواهند وارد سیستم آموزشی شوند، اطلاعات دقیقی در دسترس نیست. این موضوع این نگرانی را ایجاد میکند که مبادا تعدادی از این کودکان، بهویژه در میان اتباع و خانوادههای آسیبپذیر، از دید سیستم آموزشی پنهان بمانند.
بودجهای که دیده نمیشود
نکته قابل تأمل دیگر، تخصیص نیافتن بودجه یا اعتبارات ویژه برای حمایت از تحصیل کودکان کار و اتباع است. در حالی که این کودکان اغلب با چالشهای اقتصادی و اجتماعی متعددی روبهرو و نیازمند حمایتهای بیشتری برای ادامه تحصیل هستند، به نظر میرسد بودجهای مستقل برای این منظور در آموزش و پرورش استان فارس در نظر گرفته نشده است. این مسئله میتواند اجرای برنامههای حمایتی را با دشواری مواجه کند. کلاری البته میگوید که آموزش و پرورش فارس در تلاش است تا دانشآموزان اتباع را در سیستم آموزشی خود جای دهد، اما چالشهای موجود، بهویژه در زمینه شناسایی کودکان بازمانده از تحصیل، نبود اطلاعات دقیق در مورد ورودیهای جدید و نبود بودجه حمایتی مستقل، نیازمند توجه جدیتر مسئولان است تا اطمینان حاصل شود که شعار «تحصیل برای همه» به معنای واقعی کلمه در استان فارس محقق میشود.
شناسایی ۱۹۲ کودک بازمانده از تحصیل در فارس
از سویی دیگر، «حمید گودرزی»، مدیرکل بهزیستی فارس به «پیام ما» میگوید: «با شناسایی ۱۹۲ کودک بازمانده از تحصیل در استان فارس، اکنون با واقعیتی روبهرو هستیم که نه با بخشنامههای اداری، بلکه با یک «اراده جمعی» و «اقدام میدانی همسو» قابلحل است.» به باور او ساماندهی کودکان کار، پروژهای فرابخشی است و «بهزیستی بر اجرای دقیق قانون حمایت از اطفال و نوجوانان تأکید دارد و از تمامی دستگاههای عضو کمیته ساماندهی میخواهد تا با عبور از نگاههای جزیرهای، نگاهی کلان و دلسوزانه به این معضل داشته باشند». اینطور که گودرزی میگوید، ارائه خدمات به کودکان اتباع بر اساس چارچوبهای قانونی و مشروط به داشتن کد شناسایی ۱۰ رقمی وزارت کشور انجام میشود.
گودرزی با این گفتهها ادامه میدهد: «تحلیلهای میدانی ما نشان میدهد که برنامههای فعلی با وجود تمام تلاشهای همکارانم، بهتنهایی برای مهار کامل این بحران کافی نیست. ریشه این کاستی در نبود همسویی دستورالعملهای داخلی ارگانهای عضو «کمیته ساماندهی» با «ماده ۶ قانون حمایت از اطفال و نوجوانان» نهفته است. تا زمانی که تمامی دستگاههای متولی، نحوه خدماترسانی خود را با استانداردهای این قانون همراستا نکنند، ما همچنان با حفرههایی در مسیرِ پوششدهی کامل روبهرو خواهیم بود.»
او با تأکید بر نظارت بر محیط کار و صیانت از حقوق نوجوانان اضافه میکند: «در مورد کودکان بالای ۱۵ سال، رویکرد ما «مدیریت محیط امن» است. مددکاران ما با پایش مستمر، شرایط کار این نوجوانان را ارزیابی میکنند تا از سلامت محیط کار و تداخل نداشتن آن با فرآیند تحصیلی اطمینان حاصل کنند. در این میان، نقش «اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی» بهعنوان مرجع اصلی بازرسی از محیطهای کاری و جلوگیری از هرگونه سوءاستفاده کارفرمایان، تعیینکننده است. بهزیستی در جایگاه دیدهبان حقوق کودک، ضمن پیگیری مستمر مددکاران، بر عملکرد سایر دستگاهها نظارت دارد تا حق تحصیل این کودکان تحتالشعاع نیازهای معیشتی قرار نگیرد.»












نظر شما