مقاله تحلیلی؛ وقتی فریاد کودک از پشت دیوار شنیده می‌شود؛ جامعه هنوز زنده است(واکاوی روان‌شناختی پدیده کودک‌آزاری و ضرورت مداخله اجتماعی به‌موقع)

مجید زارعی؛ سرپرست اورژانس اجتماعی ادارە بهزیستی شهرستان قروە

حادثه تلخ کودک‌آزاری دو دختر در سنندج، تنها روایت دردناک رنج دو کودک نیست؛ این حادثه، آینه‌ای است در برابر جامعه که به ما نشان می‌دهد خشونت خانگی تا چه اندازه می‌تواند پنهان، تدریجی، خاموش و ویرانگر باشد. آنچه در چنین رخدادهایی قلب انسان را به درد می‌آورد، فقط آثار ضرب‌وجرح بر بدن کودک نیست؛ بلکه فروپاشی امنیت روانی، اعتماد، احساس ارزشمندی و حق طبیعی او برای زیستن در محیطی امن است.

کودک‌آزاری یک اتفاق ناگهانی و منفرد نیست؛ معمولاً حاصل زنجیره‌ای از عوامل روانی، خانوادگی، اجتماعی و گاه اقتصادی است که اگر به‌موقع شناسایی نشود، می‌تواند به فاجعه‌ای انسانی تبدیل شود. در بسیاری از موارد، خشونت علیه کودک از سکوت آغاز می‌شود؛ سکوت خانه، سکوت اطرافیان، سکوت همسایگان و گاهی سکوت خود کودک که از ترس، تهدید، ناتوانی یا بی‌پناهی، زبان اعتراض ندارد. اما در حادثه اخیر، آنچه مسیر ماجرا را تغییر داد، شکستن همین سکوت بود. فریاد کودکان شنیده شد و مردم بی‌تفاوت نماندند. این نقطه، دقیقاً همان‌جایی است که جامعه از تماشاگر بودن فاصله می‌گیرد و به نیروی نجات تبدیل می‌شود.

از منظر روان‌شناسی، کودک در سال‌های رشد، بیش از هر چیز به «امنیت» نیاز دارد؛ امنیتی که ابتدا باید در خانواده تجربه شود. خانواده برای کودک باید نخستین پناهگاه باشد، نه نخستین میدان ترس. وقتی کودک در خانه با تحقیر، تنبیه، حبس، ضرب‌وجرح، تهدید یا بی‌توجهی شدید روبه‌رو می‌شود، ذهن او جهان را ناامن، بزرگسالان را غیرقابل اعتماد و خود را بی‌ارزش تفسیر می‌کند. این برداشت دردناک می‌تواند تا سال‌ها در روان کودک باقی بماند و در قالب اضطراب، افسردگی، اختلال خواب، کابوس، پرخاشگری، گوشه‌گیری، افت تحصیلی، بی‌اعتمادی، احساس گناه، اختلال در روابط و حتی آسیب‌های جدی‌تر در بزرگسالی خود را نشان دهد.

کودکی که مورد خشونت قرار می‌گیرد، فقط در همان لحظه آسیب نمی‌بیند؛ آینده او نیز زخمی می‌شود. بدن کودک ممکن است پس از درمان پزشکی ترمیم شود، اما روان او نیازمند مراقبت تخصصی، پیوسته و صبورانه است. به همین دلیل، مداخله در چنین پرونده‌هایی تنها به خارج کردن کودک از محیط آسیب‌زا محدود نمی‌شود. این تازه آغاز مسیر حمایت است. پس از نجات، کودک نیازمند درمان جسمی، حمایت روان‌شناختی، ارزیابی مددکاری، احساس امنیت پایدار، مراقبت عاطفی و بازسازی تدریجی اعتماد است.

در حادثه سنندج، ورود فوری اورژانس اجتماعی ۱۲۳، همراهی نیروی انتظامی، صدور حکم قضایی و همکاری مردم، نمونه‌ای روشن از مداخله بین‌بخشی و مسئولانه بود. دو کودک آسیب‌دیده به‌سرعت از محیط بحرانی خارج شدند، اقدامات درمانی آغاز شد و حمایت‌های تخصصی بهزیستی در دستور کار قرار گرفت. این همان معنای واقعی «مداخله در بحران» است؛ یعنی اقدام به‌موقع، تخصصی و هماهنگ پیش از آنکه آسیب، عمیق‌تر و غیرقابل جبران‌تر شود.

اما در واکاوی روان‌شناختی چنین پدیده‌هایی، باید مراقب باشیم تنها به لحظه وقوع حادثه نگاه نکنیم. کودک‌آزاری معمولاً نشانه‌ای از یک نظام خانوادگی بیمار یا ازکارافتاده است؛ نظامی که در آن مرزهای اخلاقی، عاطفی و انسانی فرو ریخته‌اند. گاهی والد یا مراقب کودک، خود دچار مشکلات روانی، سوءمصرف مواد، ناتوانی در کنترل خشم، تجربه خشونت در گذشته، فقر مهارت‌های فرزندپروری، تعارضات شدید خانوادگی یا باورهای غلط تربیتی است. البته هیچ‌یک از این عوامل، خشونت علیه کودک را توجیه نمی‌کند. توضیح روان‌شناختی یک رفتار، به معنای تبرئه آن نیست. کودک‌آزاری جرم است و باید مطابق قانون با عاملان آن برخورد شود؛ اما برای پیشگیری از تکرار، لازم است ریشه‌های روانی و اجتماعی آن نیز شناسایی و درمان شود.

یکی از خطاهای خطرناک در فرهنگ عمومی این است که برخی هنوز تصور می‌کنند «تربیت» می‌تواند با ترس، تحقیر یا کتک همراه باشد. این نگاه، از اساس نادرست و ضدعلمی است. خشونت، کودک را تربیت نمی‌کند؛ او را می‌ترساند. ترس ممکن است برای مدتی رفتار کودک را خاموش کند، اما شخصیت او را سالم نمی‌سازد. کودکی که با ترس بزرگ می‌شود، یا در خود فرو می‌ریزد یا روزی همان خشونت را به شکل دیگری بازتولید می‌کند. جامعه‌ای که می‌خواهد آینده‌ای سالم داشته باشد، باید از امروز میان «تربیت» و «آزار» مرز روشن بکشد.

نکته مهم دیگر، نقش بی‌بدیل همسایگان، بستگان، معلمان، کادر درمان، مراقبان کودک و شهروندان است. در بسیاری از پرونده‌های کودک‌آزاری، کودک توان دفاع از خود را ندارد و تنها راه نجات او، حساسیت اطرافیان است.

گریه‌های مکرر، آثار کبودی، ترس شدید از بازگشت به خانه، غیبت‌های غیرعادی از مدرسه، انزوا، گرسنگی، ظاهر نامناسب، حبس خانگی، رفتارهای غیرطبیعی والدین یا شنیدن فریاد و کمک‌خواهی، همگی می‌توانند نشانه‌هایی باشند که نباید ساده از کنار آن‌ها گذشت.

در این میان، گزارش‌دهی به اورژانس اجتماعی ۱۲۳، دخالت در زندگی خصوصی دیگران نیست؛ دفاع از حق حیات، امنیت و کرامت انسانی است. هیچ خانه‌ای آن‌قدر خصوصی نیست که در آن رنج کودک نادیده گرفته شود. دیوارهای خانه نباید به حصار پنهان‌کاری خشونت تبدیل شوند. آنجا که جان، سلامت و روان کودک در خطر است، سکوت دیگر احتیاط نیست؛ سکوت می‌تواند استمرار آسیب باشد.

اورژانس اجتماعی ۱۲۳، نهادی تخصصی برای مداخله در بحران‌های فردی، خانوادگی و اجتماعی است. این سامانه به‌صورت شبانه‌روزی آماده دریافت گزارش‌های مرتبط با کودک‌آزاری، همسرآزاری، معلول‌آزاری، سالمندآزاری، دختران و پسران آسیب‌دیده، افراد دارای افکار و اقدام به خودکشی، بحران‌های خانوادگی و سایر وضعیت‌های تهدیدکننده کرامت انسانی است. تماس با ۱۲۳ می‌تواند آغاز نجات باشد؛ همان‌گونه که در حادثه اخیر، گزارش مردمی و ورود فوری تیم‌های تخصصی، مسیر زندگی دو کودک را از ادامه خشونت جدا کرد.

در کنار مداخله فوری، برخورد قانونی با عاملان کودک‌آزاری نیز ضرورتی انکارناپذیر است. جامعه باید بداند که کودک بی‌پناه نیست و قانون در کنار اوست. مطابق قوانین حمایت از اطفال و نوجوانان، هرگونه آزار جسمی، روانی، حبس، تهدید، بی‌توجهی شدید یا محروم‌سازی کودک از حقوق اساسی، قابل پیگیری است و با عاملان آن برخورد خواهد شد. قاطعیت قانونی، پیام مهمی برای جامعه دارد: کودک‌آزاری نه مسئله‌ای خانوادگی و قابل چشم‌پوشی، بلکه جرمی علیه انسانیت کودک است.

با این حال، اگر هدف ما فقط مجازات پس از وقوع حادثه باشد، همیشه یک گام عقب‌تر از فاجعه خواهیم بود. جامعه سالم، جامعه‌ای است که پیش از شنیدن آخرین فریاد کودک، نشانه‌های خطر را می‌بیند. پیشگیری از کودک‌آزاری نیازمند آموزش مهارت‌های فرزندپروری، کنترل خشم، حمایت از خانواده‌های پرخطر، شناسایی کودکان در معرض آسیب، تقویت نظام گزارش‌دهی، همکاری مدارس و مراکز درمانی، و افزایش حساسیت عمومی است.

حادثه اخیر اگرچه تلخ و آزاردهنده است، اما یک پیام امیدبخش نیز دارد: وقتی مردم مسئولانه واکنش نشان دهند و نهادهای تخصصی، انتظامی و قضایی هماهنگ عمل کنند، می‌توان کودک را از دل بحران بیرون کشید. این یعنی جامعه هنوز می‌تواند پناه باشد. هنوز می‌توان به فریادهای پشت دیوار پاسخ داد. هنوز می‌توان پیش از آنکه دیر شود، کاری کرد.

به عنوان سرپرست اورژانس اجتماعی ۱۲۳ قروه، تأکید می‌کنم که حمایت از کودکان، وظیفه یک سازمان یا یک نهاد به‌تنهایی نیست؛ این مسئولیت مشترک همه ماست. هر شهروند می‌تواند حلقه نجات یک کودک باشد. گاهی یک تماس، یک گزارش، یک حساسیت به‌موقع، می‌تواند سرنوشت کودکی را تغییر دهد.

بیایید این جمله را به خاطر بسپاریم:  

کودک‌آزاری پشت دیوار خانه پنهان می‌شود، اما با بی‌تفاوتی جامعه ادامه پیدا می‌کند.  

و نیز این حقیقت را فراموش نکنیم:  

هیچ فریاد کودکی نباید آن‌قدر دیر شنیده شود که فقط گزارش یک فاجعه باقی بماند.

از همه شهروندان درخواست می‌شود در صورت مشاهده یا احتمال هرگونه کودک‌آزاری، همسرآزاری، معلول‌آزاری، سالمندآزاری یا موارد تهدیدکننده سلامت و کرامت انسانی، موضوع را بی‌درنگ از طریق شماره ۱۲۳ اورژانس اجتماعی گزارش کنند. تماس شما می‌تواند نجات‌بخش باشد؛ همان‌گونه که هوشیاری مردم و ورود به‌موقع اورژانس اجتماعی در حادثه اخیر، دو کودک آسیب‌دیده را از شرایط بحرانی خارج کرد.

کد خبر 185320

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 6 =

خدمات الکترونیک پرکاربرد