یادداشت| بهزیستی؛ جغرافیایِ انسان‌هایی که نباید از یاد بروند

ده‌سال روایتگری در کوچه‌پس‌کوچه‌های رنج و امید؛ شکیبا کولیوند، مدیر روابط عمومی بهزیستی همدان، در یادداشتی به مناسبت روز روابط عمومی، از تجربه‌ی «دیدن» انسان‌هایی می‌گوید که زندگی‌شان پیوندی عمیق با مفهوم «بودن» دارد.

ده سال از ورودم به عرصه خبر می‌گذرد…  

ده سالِ راه رفتن میان واژه‌ها، آدم‌ها و روایت‌هایی که بعضی‌هایشان هیچ‌وقت منتشر نشدند؛  

فقط آمدند و جایی در جانم ماندند.

بهزیستی برای من یک اداره نیست؛  

جغرافیای انسان است.  

سرزمینی از رنج‌های آرام، امیدهای کوچک و ایستادن‌های بی‌صدا.

روابط عمومی، برای من، از خبر شروع نمی‌شود؛  

از «دیدن» شروع می‌شود.  

از روزی که بتوانی خودت را جای دیگری بگذاری؛  

جای مادری در مرکز همگام  

که پیچ‌گوشتی به دست، پیچِ بریسِ پای کودک خردسالش را می‌بندد  

و انگار تمام جهان را با همان دستان خسته نگه داشته است.

جای پدری در مرکز اتیسم  

که میان سکوت فرزندش  

هنوز امید را صدا می‌زند.

جای فاطمه‌خانم در خانه خورشید  

که شاید سال‌هاست سهمش از مهربانی  

به اندازه یک سلام ساده شده باشد.

جای تینا در شیرخوارگاه  

که می‌خندد…  

و آدم دلش می‌گیرد از اینکه بعضی لبخندها  

این‌قدر بی‌پناه‌اند.

جای کوثرِ سندروم داون  

که عید امسال، زیر سایه جنگ،  

برای نخستین‌بار به دیوارهای امنِ یک خانه تکیه داد  

و شاید همان شب  

کمی کمتر ترسید.

روابط عمومی یعنی یک روز  

خودت را جای پدرِ ضایعه‌نخاعیِ بهار بگذاری؛  

وقتی سقف آرزوهایش  

به اندازه توانِ دستانش کوتاه شده  

اما هنوز نگاهش به زندگی خاموش نیست.

یعنی ترس را در چشم‌های دخترکی تنها در تویسرکان ببینی؛  

ترسی که از سن او بزرگ‌تر است.

یعنی بندبندِ نفس‌های پیرزنی را در قلب ملایر بشماری  

که زندگی را آهسته،  

سنگین  

و صبورانه نفس می‌کشد.

یعنی رنجِ قدم‌های پسرک سی‌پیِ نهاوند را بفهمی  

که برای ایستادن  

بیش از خیلی‌ها جنگیده است.

یعنی دست‌هایی را ببینی  

که در پروانه‌ای بودنِ همدان  

زخم می‌شوند، می‌شکنند،  

اما باز هم از زندگی دست نمی‌کشند.

یعنی جوان خاموشِ گوشه کمپ کبودراهنگ را ببینی؛  

کسی که شاید مدت‌هاست  

هیچ‌کس حالِ دلش را نپرسیده است.

روابط عمومی یعنی فهمیدن اینکه توانمندسازی، فقط یک واژه اداری نیست؛  

یعنی بازگرداندنِ حسِ توانستن به انسانی که دنیا بارها به او گفته: «نمی‌شود.»

یعنی دسترس‌پذیر کردنِ شهری در رزن  

تا یک توان‌یاب  

برای عبور از پیاده‌رو  

مجبور نباشد هر روز با نگاه‌ها، پله‌ها و بی‌تفاوتی بجنگد.

بعد از همه این سال‌ها  

من هنوز باور دارم قلم، فقط برای نوشتن نیست؛  

گاهی باید شانه‌ای باشد  

برای رنج‌هایی که صدایی ندارند.

و شاید معنای واقعی روابط عمومی در بهزیستی همین باشد؛  

اینکه میان این همه درد،  

هنوز بتوانی شکیبا بمانی…  

هنوز بتوانی امید را ببینی…  

و نگذاری کسی احساس کند از یاد رفته است...

شکیبا کولیوند 

مدیر روابط عمومی اداره کل بهزیستی استان همدان 

کد خبر 182421

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 11 =

خدمات الکترونیک پرکاربرد