با حضور کاروان «زیر سایه خورشید» و عطر پرچم حرم مطهر امام رضا(ع)، دلها بیاختیار راهی مشهد شد. انگار فاصلهها رنگ باختند و هر دل، پر کشید تا صحن و سرای مهربانی...
اشکها دیگر تاب پنهان ماندن در چشمها نداشتند؛ بغضها یکییکی شکستند و دلها در هوای نام تو سبک شد...
یا امام رضا… این همه لطف و کرم از کجاست که تنها با دیدن پرچمت، دلها میلرزد و چشمها بارانی میشود؟ کافی است نام مهربانیات را ببرند تا دلها آرام بگیرد و امید در جانها جوانه بزند...
وقتی پرچم متبرک حرمت را آوردند، دخترکی کوچک بر ویلچر نشسته بود؛ آرام و بیصدا. اشکهایش نمنم از گوشه چشمها میبارید… گویی دل کوچک او زودتر از همه راه حرم را پیدا کرده بود...
قربان آن مهربانیات، آقا… که حتی نگاهت مرهم دلهای شکسته است و پرچمت پناه اشکهای بیقرار.
سلام بر تو، ای امام مهربانیها؛
که نامت چراغ امید است و یاد تو، آرامش دلهای خسته...
بهقلم نجمه کرمی _ توانیاب شهرستان عشقآباد












نظر شما