به گزارش روابط عمومی اداره کل بهزیستی استان اصفهان، روانشناسی یاریگری شاخهای از روانشناسی است که به بررسی علمی رفتارهای کمکرسان، نوعدوستانه و حمایتگرانه میپردازد؛ یعنی اینکه چرا، چه زمانی و چگونه انسانها به دیگران کمک میکنند و چه عواملی این رفتار را تقویت یا تضعیف میکند.
به بیان دکتر محمدرضا مقدسی، مدیر و مؤسس خانه تابآوری، یاریگری بخشی از سرمایه فرهنگی و اجتماعی جوامع تابآور است.
روانشناسی یاریگری در بستر تابآوری فرهنگی به معنای بهرهگیری از ارزشها و پیوندهای اجتماعی برای تقویت رفتارهای کمکرسان است؛ رفتاری که توان سازگاری، همبستگی و توانمندی جامعه را در برابر چالشها افزایش میدهد.
رفتارهای یاریگرانه از اساسیترین عناصر پیوند میان انسانها به شمار میآیند و نقش مهمی در شکلگیری روابط سالم، ایجاد اعتماد متقابل و حفظ انسجام اجتماعی دارند. از نخستین تعاملات روزمره تا پیچیدهترین موقعیتهای اضطراری، افراد همواره در معرض موقعیتهایی قرار میگیرند که در آنها باید تصمیم بگیرند آیا به دیگران کمک کنند یا خیر.
کمککردن رفتاری است که حاصل مجموعهای از فرایندهای شناختی، هیجانی و اجتماعی است که در ذهن فرد شکل میگیرد. روانشناسی یاریگری بهعنوان شاخهای علمی از روانشناسی، تلاش میکند این فرایندها را شناسایی کند و نشان دهد چه عواملی موجب میشوند برخی افراد در لحظه مناسب اقدام کنند و دیگران منفعل بمانند.
هدف این حوزه فهم سازوکارهایی است که افراد را به سمت رفتارهای نوعدوستانه سوق میدهد یا مانع اقدام آنها میشود.
انگیزهها نقش مهمی در بروز رفتار یاریگرانه دارند. همدلی از اصلیترین این انگیزههاست؛ یعنی توانایی درک رنج یا نیاز فرد دیگر. هرچه این درک عمیقتر باشد، احتمال اقدام نیز بیشتر میشود. احساس مسئولیت اخلاقی نیز از عوامل تأثیرگذار است. بسیاری از افراد کمککردن را وظیفه انسانی خود میدانند. در کنار این عوامل، پاداشهای درونی همچون رضایت، معنا و احساس ارزشمندی نیز میتوانند رفتار یاریگری را تقویت کنند. گاهی پاداشهای بیرونی مانند قدردانی نیز نقش دارند، اما در برخی موارد رفتار یاریگرانه صرفاً از نوعدوستی ناب سرچشمه میگیرد؛ یعنی کمک بدون انتظار هیچ پاداشی. که میفرماید بنی آدم اعضای یکدیگرند.
هیجان در رفتار یاریگری نقش جدی دارند. هیجانهایی مانند دلسوزی و محبت فرد را به حرکت وامیدارند، در حالی که هیجانهایی مانند ترس یا اضطراب ممکن است مانع اقدام شوند. احساس گناه میتواند محرکی برای یاریگری باشد، زیرا فرد تلاش میکند ناراحتی درونی خود را کاهش دهد. با این حال، در شرایطی که استرس یا شوک زیاد باشد، ممکن است فرد نتواند درست تصمیم بگیرد و وارد عمل شود.
عوامل موقعیتی نیز بر رفتار یاریگرانه اثر میگذارند. یکی از پدیدههای شناختهشده، اثر تماشاگر است. هنگامی که افراد زیادی حضور دارند، مسئولیت میان آنان پخش میشود و هر فرد تصور میکند دیگری کمک خواهد کرد. وضوح و فوریت موقعیت نیز اهمیت دارد؛ هرچه نیاز به کمک آشکارتر باشد، احتمال مداخله افزایش مییابد. شباهت میان فرد یاریگر و فرد نیازمند نیز نقش مهمی دارد، زیرا افراد معمولاً بیشتر به کسانی کمک میکنند که از نظر فرهنگی، زبانی یا تجربهای به آنها نزدیک هستند.
ویژگیهای شخصیتی مانند نوعدوستی، عزتنفس سالم و هوش هیجانی نیز احتمال کمککردن را افزایش میدهند. افرادی که توانایی درک احساسات دیگران را دارند و اعتمادبهنفس کافی دارند، معمولاً در موقعیتهای اجتماعی سریعتر و مؤثرتر عمل میکنند.
با وجود این عوامل، موانعی مانند بیتفاوتی اجتماعی، ترس از قضاوت یا ترس از اشتباهکردن میتوانند رفتار کمکرسان را کاهش دهند. با این حال، یاریگری پیامدهای مثبت فراوانی دارد؛ از افزایش احساس معنا و سلامت روان گرفته تا تقویت پیوندهای اجتماعی. روانشناسی یاریگری نشان میدهد که کمککردن رفتاری چندبعدی است و شناخت عوامل مؤثر بر آن میتواند به گسترش فرهنگ همدلی و مسئولیتپذیری در جامعه کمک کند.
در میان نظریههای مختلف، مدل پنجمرحلهای یاریگری یکی از جامعترین چارچوبها برای فهم این پدیده است. این مدل بیان میکند که فرد پیش از اقدام به کمک، پنج مرحله پیدرپی را طی میکند که هر کدام میتواند نقطه توقف یا پیشبرنده رفتار یاریگرانه باشد. ادامه این مطلب نشان داده است چگونه شناخت این مراحل میتواند به تقویت رفتارهای انساندوستانه در جامعه کمک کند.
مدل پنجمرحلهای یاریگری
رفتار یاریگری یکی از مهمترین شکلهای تعامل انسانی است و نقشی اساسی در پیوند اجتماعی و سلامت روان دارد. روانشناسان اجتماعی برای توضیح این رفتار، مدلهای مختلفی ارائه کردهاند که یکی از معتبرترین آنها مدل پنجمرحلهای یاریگری است. این مدل نشان میدهد که کمککردن نتیجه یک رشته ارزیابیهای ذهنی و اجتماعی است، یا بعبارت دیگر نمیتوان آن را واکنشی صرفاً غریزی دانست. در ادامه این پنج مرحله توضیح داده شده است.
۱. توجه و آگاهشدن به موقعیت
اولین گام آن است که فرد متوجه وقوع یک اتفاق غیرعادی شود. اگر شخص به نشانههای یک وضعیت نیازمند توجه نکند، فرایند یاریگری از همان آغاز متوقف میشود. شلوغی محیط، فشار زمانی، درگیری ذهنی و عادتپذیری نسبتبه مشکلات محیطی میتوانند مانع از توجه فرد شوند. تنها زمانی که فرد بتواند نشانهای از یک مشکل را تشخیص دهد، وارد مرحله بعد خواهد شد.
۲. تعبیر موقعیت بهعنوان وضعیت اضطراری
پس از توجه اولیه، فرد باید موقعیت را به گونهای تعبیر کند که نیازمند مداخله باشد. بسیاری از موقعیتها مبهماند و فرد ممکن است درباره ماهیت آنها تردید داشته باشد. رفتار دیگران در این مرحله بسیار اثرگذار است. اگر دیگران واکنشی نشان ندهند، فرد احتمالاً تصور میکند وضعیت جدی نیست. تجربههای قبلی، آموزشهای امدادی و وضوح نشانههای خطر نیز میتوانند باعث شوند فرد سریعتر یا کندتر به اضطراریبودن موقعیت پی ببرد.
۳. پذیرش مسئولیت
در این مرحله فرد باید تصمیم بگیرد که آیا مسئولیت کمککردن بر عهده اوست یا نه. حتی اگر فرد حادثه را اضطراری تشخیص داده باشد، ممکن است مسئولیت را به دیگران بسپارد. هنگامی که افراد زیادی حاضر باشند، مسئولیت میان آنها پخش میشود و هر کس انتظار دارد دیگری اقدام کند. باورهای اخلاقی، احساس شباهت با فرد نیازمند و نقش اجتماعی فرد میتواند احتمال پذیرش مسئولیت را افزایش دهد.
۴. ارزیابی توانایی برای کمککردن
اگر فرد مسئولیت را پذیرفت، باید توانایی خود را برای کمککردن ارزیابی کند. فرد میسنجد که آیا اقدام او مؤثر خواهد بود، آیا مهارت لازم را دارد، آیا خطر او را تهدید میکند و آیا منابع لازم در دست او هست یا خیر. اگر فرد احساس کند توانایی لازم را ندارد، ممکن است به کمک غیرمستقیم روی بیاورد؛ مثلاً تماس با نیروهای امدادی. در این مرحله ارزیابی سود و زیان نیز اهمیت دارد؛ افراد زمانی کمک میکنند که فایده آن بیشتر از هزینه احتمالی باشد.
۵. اقدام واقعی برای کمک
پس از پشت سر گذاشتن مراحل قبل، فرد باید دستبهکار شود. با این حال، میان تصمیمگیری و عمل فاصله وجود دارد. نگرانی از اشتباه، ترس از قضاوت دیگران یا اضطراب اجتماعی میتواند مانع اقدام شود. کمک ممکن است به صورت مستقیم مانند مداخله فیزیکی یا به صورت غیرمستقیم مانند درخواست کمک از دیگران، ارائه حمایت روانی یا کمک مالی انجام شود. همه این شکلها از دید روانشناسی یاریگری معتبر و مؤثرند.
نگته پایانی و در خاتمه کلام میتوان بررسی مدل پنجمرحلهای یاریگری نشان میدهد که کمککردن رفتاری چند وجهی و چندلایه است. فرد باید ابتدا به موقعیت توجه کند، سپس آن را اضطراری بداند، مسئولیت کمک را بپذیرد، توانایی خود را بسنجد و در نهایت اقدام عملی انجام دهد. آگاهی از این مراحل کمک میکند بفهمیم چرا افراد گاهی در موقعیتهای ضروری دخالت نمیکنند و چگونه میتوان رفتارهای یاریگرانه را در جامعه تقویت کرد.
روانشناسی یاریگری شاخهای از روانشناسی است که به بررسی علمی رفتارهای کمکرسان، نوعدوستانه و حمایتگرانه میپردازد؛ یعنی اینکه چرا، چه زمانی و چگونه انسانها به دیگران کمک میکنند و چه عواملی این رفتار را تقویت یا تضعیف میکند.
کد خبر 177866












نظر شما