شب که آرامآرام بر شانههای شهر مینشیند، بسیاری از خانهها در سکوت فرو میروند. خیابانها خلوتتر میشود و پنجرهها یکییکی خاموش. اما در گوشههایی از همین شهر، چراغهایی هست که خاموشی را نمیپذیرند. پشت پنجرههای روشن مراکز بهزیستی، زندگی همچنان بیدار است؛ زندگیهایی که بیش از هر زمان دیگری به آرامش و مراقبت نیاز دارند.
در اتاقی آرام، کودکی سر بر بالش گذاشته و پیش از خواب، قصهای شنیده است تا خیال ناآرامش آرام بگیرد. چند قدم آنطرفتر، سالمندی از خاطرات سالهای دور سخن میگوید و کسی با صبر و مهربانی گوش میدهد. در گوشهای دیگر، فردی با معلولیت تمرین کوچکی را تکرار میکند؛ تمرینی ساده، اما سرشار از امید برای فردایی که شاید اندکی روشنتر باشد.
در چنین جاهایی، زندگی از جزئیات کوچک ساخته میشود؛ از لبخندی که به موقع بر چهره مینشیند، از دستی که در لحظهای دشوار گرفته میشود، از حضوری که بیصدا اما استوار کنار آدمها میایستد.
بیرون از این دیوارها، شهر گاهی روزهای پراضطرابی را از سر میگذراند. خبرها میان مردم میچرخد و نگرانیها در دلها سایه میاندازد. اما درون این مراکز، باید ریتم زندگی تغییر نکند. برای ساکنان این خانهها، امنیت تنها یک احساس زودگذر نیست؛ تکیهگاهی است که زندگیشان بر آن استوار مانده است.
برای همین است که کارکنان و مربیان این مراکز، شب و روز را چندان از هم جدا نمیکنند. شیفتها ادامه دارد، پیگیریها بیوقفه انجام میشود و هیچ درخواست یا صدایی بیپاسخ نمیماند. آنان خوب میدانند که مسئولیتشان تنها انجام یک کار روزمره نیست؛ بلکه پاسداری از آرامشی است که اگر از میان برود، دلهای بسیاری دوباره ناآرام خواهد شد.
گاهی این پاسداری در یک گفتوگوی کوتاه شکل میگیرد؛ گفتوگویی که اضطراب یک کودک را آرام میکند. گاهی در پیگیری خستگیناپذیر مددکاری که برای حل مشکل یک خانواده، راههای دشوار را یکییکی طی میکند. و گاهی در سکوتی مهربان که تنها برای این است که کسی احساس تنهایی نکند.
شاید بسیاری از این لحظهها هرگز دیده نشود. نه دوربینی آنها را ثبت میکند و نه نامی از کسانی که در پس این تلاشها ایستادهاند، در جایی نوشته میشود. اما ردّ آنها در زندگی انسانهایی باقی میماند که دوباره طعم امنیت و امید را میچشند.
در دل همین لحظههای ساده و بیادعاست که معنای واقعی خدمت شکل میگیرد؛ خدمتی که نه با هیاهو، بلکه با صبوری و تعهد ادامه پیدا میکند.
و شاید راز روشن ماندن این چراغها همین باشد؛
باوری آرام اما عمیق که میگوید در جهان، هیچ انسانی نباید در تاریکی تنها بماند.
به همین دلیل است که هر شب، وقتی شهر در سکوت فرو میرود، چراغ این خانهها همچنان روشن میماند؛
چراغهایی که نشانه حضور دلهایی است که هنوز به امید و مهربانی ایمان دارند.
شکیبا کولیوند
مدیر روابط عمومی بهزیستی استان همدان












نظر شما