یادداشت| روایت یک مددکار همدانی از امید و همدلی در روزهای سخت

یادداشتی از یک مددکار اجتماعی این اداره کل با روایت تجربه‌ای از دیدار با یک خانواده مددجو در روزهای پرنگرانی منتشر شد.

به گزارش روابط عمومی اداره کل بهزیستی استان همدان، یادداشتی با عنوان «روایت یک مددکار همدانی» با موضوع همراهی و حضور مددکاران اجتماعی در کنار مددجویان در روزهای دشوار منتشر شد. در این یادداشت، یکی از مددکاران این اداره کل تجربه دیدار با یک مادر و دو فرزند مددجو را روایت می‌کند و نشان می‌دهد که گاهی یک دیدار صمیمانه، یک احوالپرسی ساده و چند جمله امیدبخش می‌تواند در دل یک خانه چراغ امید و دلگرمی روشن کند.

متن یادداشت:

آن روزها آسمان شهر بوی نگرانی می‌داد. صدای خبرها سنگین‌تر از همیشه بود و دل خیلی‌ها آرام نداشت. اما در میان همین روزهای سخت، کار ما مددکاران مثل همیشه ادامه داشت؛ شاید حتی جدی‌تر از قبل.

یک روز برای سرکشی به خانه یکی از مددجویان رفتم؛ مادری تنها که با دو فرزند کوچک زندگی می‌کرد. وقتی در را باز کرد، لبخندی خسته اما مهربان روی صورتش بود. گفت: «فکر نمی‌کردم در این روزها هم کسی یاد ما باشد.»

داخل خانه ساده‌اش نشستیم. بچه‌ها گوشه‌ای آرام بازی می‌کردند. کمی از نگرانی‌هایشان گفتند؛ از شب‌هایی که با صدای خبرها دلشان می‌لرزید و از روزهایی که با امید به فردا می‌گذشت. من هم برایشان از امید گفتم، از اینکه حتی در سخت‌ترین روزها هم آدم‌ها می‌توانند کنار هم بمانند و دلگرم هم باشند.

وقتی می‌خواستم خداحافظی کنم، مادر دستم را گرفت و گفت: «همین که می‌آیید و حال ما را می‌پرسید، دل آدم گرم می‌شود.»

آن لحظه فهمیدم خدمت فقط رساندن یک کمک یا انجام یک وظیفه اداری نیست؛ گاهی حضور ساده، یک احوالپرسی صمیمی و چند جمله امیدبخش می‌تواند چراغ کوچکی در دل یک خانه روشن کند.

آن روز وقتی از خانه‌شان بیرون آمدم، حس کردم با وجود همه سختی‌ها، هنوز چیزی هست که ما را کنار هم نگه می‌دارد؛ حس انسانیت و دل‌هایی که در هر شرایطی کنار مردم می‌مانند.

 یک مددکار همدانی

کد خبر 175608

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 12 =

خدمات الکترونیک پرکاربرد