به گزارش ایرنا، در میان دود، آوار و اضطرابی سنگین، با قامتی استوار ایستادهاند و قلبشان برای زندگی میتپد. به دنبال یک نشانه هستند، صدا، بو یا هرچیز دیگری که به آنها بگوید، کسی اینجا در زیر آوارهای رویاهایش نفس میکشد و به یک دست نیاز دارد؛ دستی که به سمتش دراز شود و او را از بطن خرابهها نجات دهد.
مردان سرخ پوش هلال احمر، روزها و شبها از خانواده دور میمانند تا یاری گر خانوادههای دیگر باشند و در دل یک حادثه، برای کودکی که پدر ندارد، «پدر» شوند.
ماجرای «حلما» تنها یک عملیات موفق هلال احمر نیست؛ لحظهای است که بوی معجزه میدهد. دختربچهای کوچک، زیر تودهای از آوار، جایی که حتی نفس کشیدن ناممکن به نظر میرسد، با صدایی ضعیف خبر از زنده بودنش میدهد؛ صدایی که امدادگران را میخکوب میکند، ساکت شان میکند و بعد امید را در رگهایشان جاری میسازد.
آن صدا، صدای نازک یک دختر بچه یکونیم ساله بود؛ صدایی که از دل خاک بلند شد و نه فقط امدادگران، که یک ایران را متوجه خود کرد. لحظهای که همه چیز میان مرگ و سکوت گم شده بود، همان صدای کمجان، بهانهای شد برای ادامه دادن، برای ایستادن و برای جنگیدن با آوار.
حلما، دختر کوچک یک خانواده پنجنفره بود، اما تمامی اعضای خانوادهاش را در حمله دشمن به خانهاش از دست داد و خودش زنده ماند. ایمان و تعهد، دستهای امدادگران را به حرکت واداشت، سایه نحس و تاریک آوار را کنار زد و به نور چراغ زندگی رسید.
داستان نجات حلما، فراتر از یک حادثه به نمادی برای ایستادگی تبدیل شد و نیروهای مسلح زحمتکش کشورمان، موشکهای انتقام را به نام او به سمت دشمن پرتاب کردند.
حضور نیروهای هلال احمر در محل بمباران فراتر از استانداردهاست
مهدی رحیمی، معاون امداد و نجات جمعیت هلال احمر آذربایجانشرقی، در گفتوگو با ایرنا با اشاره به ماهیت فعالیتهای این مجموعه در شرایط جنگی، میگوید: جمعیت هلال احمر یک جمعیت مردمپایه است و مردم در بخشهای مختلف آن فعالیت دارند که بخش امداد و نجات آن هماکنون درگیر این حوادث و درگیر جنگ رمضان است.
وی اضافه می کند: در زمان هشت سال دفاع مقدس نیز این نیروها همپای رزمندگان بوده و همیشه در صحنه حضور داشتند و در خط مقدم به عنوان امدادگر فعالیت میکردندو این روند تا امروز ادامه پیدا کرده است.
رحیمی ادامه میدهد: اکنون نیروهای هلال احمر قبل از حادثه در منطقه مستقر هستند یا بعد از حادثه در محل حادثه حاضر میشوند و حتی در برخی مواقع که متوجه میشویم منطقهای احتمال اصابت موشکهای دشمن دارد، در کنار همان مناطق حضور پیدا میکنیم و بچههای ما هیچ ابایی از حضور در صحنه و منطقه پرخطر ندارند.
وی میگوید: استانداردهایی برای حضور نیروهای امدادی در زمان بعد از اصابت وجود دارد؛ مثلا برخی انفجارها ۲ مرحلهای هستند و معمولا یک ربع بعد از حادثه، دوباره انفجار رخ میدهد یا در برخی موارد احتمال خطرات بیولوژیک مطرح است، اما بچههای ما ثانیهای به این موضوعات توجه نمیکنند و اعتقادی به این ملاحظات ندارند، چراکه وقتی در صحنه مصدوم بوده و کسی به نجات نیاز دارد، دیگر جای تحمل نیست.
معاون امداد و نجات جمعیت هلال احمر آذربایجانشرقی تأکید میکند: نیروهای ما با چنین ساختاری تربیت شدهاند و این ویژگی را در وجود خود دارند و با در دست گرفتن جان خود، وارد میدان میشوند؛ یکی از نیروهای امدادی،آقای مهدی زرتاجی در جنگ ۱۲ روزه شهید شد و با اینکه میدانست احتمال انفجار در آن منطقه نظامی وجود دارد و پهپاد بالای سرش آمده بود، اما هیچ ابایی از انجام وظیفه امدادرسانی خود نداشت.
وی به وضعیت و ساختار نیروهای هلال احمر استان اشاره کرده و میگوید: جمعی از نیروها، ثابت هستند که تعداد آنها در سطح استان حدود ۷۰۰ تا ۸۰۰ نفر است و کارهای روزمره را انجام میدهند. هیچکدام از پایگاههای جادهای هم تعطیل نیستند زیرا زندگی در جریان است و مسافرتها در ایام تعطیلات عید نوروز ادامه دارد.
رحیمی میافزاید: بخش مهم و عظیمی از نیروهای هلال احمر نیز مردمی است. در صحنه حمله دشمن به خیابان مفتح، آقای شیرعلیزاده از امدادگران ۲۰ سال قبل، با همان کاور قدیمی خودش آمده و برای بچهها چای و امکانات استراحت فراهم کرده بود.
وی ادامه میدهد: تمام نیروهایی که تربیت میکنیم، در خانواده خود یک امدادگر هستند و ما این سیاست را دنبال میکنیم که این افراد در زمان حادثه به کمک ما بیایند و پشتیبان ما باشند و همین اتفاق هم میافتد؛ به همین دلیل، به رغم گستردگی حوادث و با وجود اینکه امکانات موجود در میدان با نیازها تناسب کامل ندارد، اما به فضل خدا و با همت مردم عزیز، به هیچ عنوان از نظر نیروی انسانی کم نیاوردهایم.
در نجات «حلما» معجره خداوندی را به چشم خود دیدم
محمد احمدی، سرپرست اداره عملیات امداد و نجات جمعیت هلال احمر آذربایجان شرقی، در گفتوگو با ایرنا، میگوید: همکارانم در مجموعههای امدادی به خصوص مجموعههای جمعیت هلال احمر انصافا پای کار هستند و هر لحظه که گزارش حادثه یا اصابتی اعلام میشود، ما در اولین زمان و در همان دقایق ابتدایی به محل حادثه اعزام میشویم.
وی با بیان اینکه امدادرسانان برای تسکین دردهای ملت شریف ایران در میدان جنگ در حال تلاش هستند، میافزاید: نیروهای هلال احمر در بحث امدادرسانی و نجات افراد زندهای که زیر آوار ماندهاند و خارج کردن پیکرهایی که زیر آوار هستند، در سریعترین زمان ممکن عملیات نجات و رهاسازی را انجام میدهند تا از این طریق بتوانیم تکلیفی را که بر گردن خود احساس میکنیم، ادا کنیم.
احمدی به یکی از تاثیرگذارترین عملیاتهای امداد نجات در این روزها اشاره میکند که در پی آن، حلما دختر یک خانواده از زیر آوار زنده بیرون میآید.
وی در این باره میگوید: حادثه حلما برای من یک حادثه مهمی است. در این چند روزی که در عملیاتها حضور داشتهام، این حادثه یک خاطره عجیبی در ذهنم ساخته است و با جرأت میتوانم بگویم که من معجزه خدا را با چشمهای خودم در نجات این دختر بچه دیدم.
وی ادامه میدهد: حلما، سن کم و جثه کوچکی دارد و بعد از اصابت پرتابه دشمن به خانهشان، حداقل نیم متر آوار روی بدن او ریخته شده بود. وقتی به محل حادثه رسیدیم و درحال کنکاش در محل ساختمان بودیم، صدای بسیار نازکی را از زیر آوار شنیدیم، محل صدا را دنبال کردیم و آوار را در سریعترین و امن ترین حالت ممکن برداشتیم و توانستیم به حلما برسیم و او را زنده از زیر آوار بیرون بیاوریم.
احمدی میافزاید: این معجزه الهی را در آغوش گرفتم و با تمام توان از طبقات ساختمان، پایین دویدم؛ اصلا متوجه تعداد طبقات و پلهها و مسیر نشدم و فقط تلاشم بر این بود که این کودک را زنده به آمبولانس برسانم. وقتی به همکف رسیدیم، یکی از همکاران آتشنشانی گفت احمد یک لحظه صبر کن، کاپشنم را روی او بیندازم چون هوا سرد و بارانی بود. سپس دوباره دویدم و او را به همکاران اورژانس تحویل دادم.
وی میگوید: وقتی حلما را زنده به همکاران اورژانس تحویل دادم، روی زمین نشستم و نفس عمیقی کشیدم و خدا را شکر گفتم. این کودک با کمک تمامی افراد زحمتکش حاضر در صحنه نجات یافت.
وی با اشاره به واکنش خانوادهاش درباره این عملیات، بیان میکند: فردای عملیات که فیلم نجات حلما و قربان صدقههایم برای او پخش شد، با خانوادهام تماش گرفتم و دخترم که آن فیلم را دیده بود به من گفت که «بابا این قدر که قربان صدقه آن دختر بچه رفتی، تا به حال به من این گونه نگفته بودی دور سرت بگردم» و من در پاسخ به او گفتم که «فدایت شوم دخترم، حلما در آن لحظه پدر نداشت و در همان لحظه اندک، من برایش پدر بودم».
سرپرست اداره عملیات امداد و نجات جمعیت هلال احمر آذربایجان شرقی ادامه میدهد: برای ما فرقی ندارد که زیر آوار چه کسی است، زن، مرد یا کودک، همه را مثل خانواده خود میدانیم و از هیچ تلاشی دریغ نمیکنیم و از جان و دل مایه میگذاریم.
وی اضافه می کند: امروز نیروهای نظامی و مسلح از جان خود میگذرند و ما هم در کنار آنها و مردم عزیز هستیم و به دعای آنها نیاز داریم چراکه در صحنههای عملیاتی احتمال آسیب برای نیروهای امدادی بسیار بالا است.
احمدی خاطرنشان میکند: ما به پوشیدن لباس هلال احمر افتخار میکنیم و خود را خادم این ملت میدانیم. مشارکت و کمک مردم نیز با نیروهای امدادی در تمامی بحرانها بسیار خوب است. آنها هستند که به ما نیرو میدهند؛ البته ما هم از همین مردم هستیم و خودمان را جدا از آنها نمیدانیم.
در شبانه روز فقط یگ دو ساعت فرصت می کنیم پیش خانواده باشیم
ایمان ذبیحی، مسئول شیفت تیم واکنش سریع هلال احمر آذربایجانشرقی نیز به خبرنگار ایرنا، میگوید: شرایط کاری در این روزها نسبت به دوره قبل از شروع جنگ خیلی متفاوت است، بهطوری که فقط یک تا ۲ ساعت از شبانه روز میتوانیم خانواده خود را ببینیم و باقی زمان را درحال آماده باش برای امدادرسانی هستیم.
وی توضیح می دهد: عملیاتهایی که در آنها حضور پیدا میکنیم و صحنههایی که میبینیم، کاملا روی روحیه تمامی نفرات تأثیرگذار است و به رغم تلقین و تغییر افکار و ذهن مان درحین امدادرسانی، تصاویری که به صورت زنده میبینیم، هیچگاه ما را رها نمیکنند و هر لحظه در ذهن ما مرور میشوند.
ذبیحی ادامه میدهد: زمانی که در عملیاتها مثمرثمر واقع میشویم، مانند عملیات نجات دختر بچهای به نام حلما و اینکه بتوانیم حتی یک نفر را زنده از زیر آوار نجات بدهیم، به ما انگیزه میدهد و انرژی چندبرابری میبخشد تا در مسیر امدادرسانی به مردم عزیزمان با توان بیشتری ادامه بدهیم.
وی با اشاره به صحنههای ماندگار در ذهنش، میگوید: تصاویر زیادی از صحنهها در ذهنم مانده است؛ از جمله صحنههایی که چند عضو یک خانواده شهید شدند و فقط یک نفر باقی مانده است، و رفتار آن فرد که شاهد از دست رفتن اعضای خانوادهاش بوده، لحظه به لحظه در ذهنم مرور میشود و تأثیرگذار است.
مسئول شیفت تیم واکنش سریع هلال احمر آذربایجانشرقی درباره انگیزههای حضور نیروهای امدادی در میدان، اضافه می کند: هر کسی توفیق پیدا نمیکند وارد این شغل و عرصه امدادگری شود؛ ما از همان ابتدا خطرات این مسیر را پذیرفتهایم، حتی پیش از شرایط جنگی نیز در عملیاتهایی حضور داشتیم که جان مان در خطر بود و اکنون این خطرات بیشتر هم شده است.
وی ادامه میدهد: ما با خودمان عهد بستهایم که در راه نجات هموطنان عزیزمان، حتی اگر لازم باشد از جان مان هم مایه بگذاریم و برای ما مهم نیست که یک ساعت بعد چه اتفاقی خواهد افتاد؛ وارد عملیات میشویم، ممکن است وضعیت قرمز شود، هواپیما در منطقه باشد و احتمال اصابت مجدد وجود داشته باشد، اما ما به این مسائل فکر نمیکنیم و تمرکزمان فقط بر این است که کارمان را به بهترین شکل انجام دهیم و اگر حتی بتوانیم جان یک نفر را نجات بدهیم، برای ما مهمترین موضوع همین است.
ذبیحی با اشاره به یکی از بهیادماندنیترین عملیاتهای خود، میگوید: برای امدادرسانی به محل اصابت در برج ابریشم رفته بودیم. قبل از شروع آواربرداری، صدایی شنیدیم، من هم با گوشهای خودم شنیدم. همه ساکت شدیم و صدا زدیم، چند دقیقه بعد دوباره صدای نازکی آمد و امیدوارتر شدیم که فردی زنده زیر آوار است.
وی میافزاید: از همان نقطهای که صدا را حس کرده بودم، شروع به آواربرداری کردم و دقیقا از همان نقطه به بالای سر حلما رسیدم؛ این موضوع برای من چیزی جز معجزه نبود، چراکه تصور میکردم شاید فضای خالیای وجود داشته باشد که حلما توانسته در آن نفس بکشد، اما در واقع کل بدن و صورتش زیر آوار پوشیده شده بود و اینکه توانسته بود زنده بماند، به نظرم یک معجزه بود.
وی میگوید: حسی که بعد از نجات دادن آن کودک به من دست داد، بهترین حس و آرامشی بود که در زندگیام تجربه کردهام.
داوطلبان هلال احمر دوشادوش سایر نیروهای امدادی در صحنه های بمباران حاضر می شوند
علی شهودی، معاون داوطلبان جمعیت هلال احمر آذربایجانشرقی نیز در گفتوگو با ایرنا با اشاره به نقش داوطلبان در فعالیتهای مجموعه هلال احمر، میگوید: داوطلبان جمعیت هلال احمر پلی میان توانِ توانمندان و نیازِ نیازمندان هستند.
وی تشریح می کند: جمعیت هلال احمر از لحاظ نیروی انسانی محدود است و زمانی که حادثه اتفاق میافتد، این داوطلبان هستند که به رغم نداشتن رابطه استخدامی با هلال احمر، بهصورت داوطلبانه و عاشقانه وارد میدان میشوند، لباس جمعیت هلال احمر را میپوشند و در مسیر تحقق اصول و اهداف این مجموعه فعالیت میکنند.
شهودی ادامه میدهد: در جنگ اخیر نیز داوطلبان جمعیت هلال احمر دوشادوش امدادگران و نجاتگران در صحنههای حادثه و در امر امدادرسانی حضور یافته و نقشآفرینی کردند.
وی میگوید: خانههای هلال در مناطقی که جمعیت هلال احمر حضور مستقیم ندارد، فعال هستند و با هماهنگی مسئولان این خانهها، نسبت به برگزاری کلاسهای آموزشی برای مردم اقدام شده است، بهویژه برای افرادی که در ماه مبارک رمضان در مساجد تجمع میکنند، آموزشهای مبتنی بر نیاز و متناسب با شرایط جنگی ارائه میشود.
معاون داوطلبان جمعیت هلال احمر آذربایجانشرقی میافزاید: اخیرا پویش «جبهه مردمی ایران همدل» توسط سازمان داوطلبان در سطح کشور در حال اجراست که در قالب آن، ایستگاههایی برای جمعآوری کمکهای مردمی جهت تقویت توان داوطلبان و نیروهای امدادی ایجاد شده است که در این ایستگاهها، افرادی دارای مهارت مانند مهندسان، پرستاران و پزشکان حضور یافته و اعلام آمادگی میکنند تا در قالب تیمهای داوطلبان و جوانان سازماندهی شده و در مواقع نیاز به کار گرفته شوند.
شهودی خاطرنشان میکند: مردم عزیز، خیرین و نیکوکاران و بنگاههای اقتصادی میتوانند در راستای مسئولیتهای اجتماعی خود، کمکهای مردمی از جمله برنج، ماکارونی، کنسروجات، روغن مایع و سایر ملزومات و تجهیزاتی که مورد نیاز امدادگران است را به این پایگاهها و پویشهای مردمی جهعیت هلال احمر برپا کرده است، تحویل دهند.












نظر شما