زنجیره خشونت علیه زنان را قطع کنیم

در دیدگاه روان شناختی معتقدند خشونت یک رفتار آموخته شده است که از دوران کودکی نشات می گیرد و فردی که در کودکی مورد خشونت قرارگرفته باشد یا دست به خشونت میزند و یا اینکه نقش قربانی را می پذیرد. و با همین روند چرخه خشونت در نسل های بعدی ادامه پیدا می کند.

به گزارش روابط عمومی بهزیستی استان تهران به نقل از برنا، خشونت را رفتار پرخاشگرانه ای می دانند که عمدتا تهدید، ایجاد رعب و وحشت در طرف مقابل می کند.طبق تعریف سازمان جهانی بهداشت، خشونت (violence)شامل تهدید یا تمایل به استفاده عمدی از قدرت یا نیروی فیزیکی علیه خودمان یا دیگری ، گروه یا جامعه که موجب بروز آسیب جسمانی، مرگ، آسیب روانی، ضعف رشد و یا انواع محرومیت ها شود می باشد.خشونت علیه زنان تنها به کتک زدن  و تنبیه های جسمی خلاصه نمی شود و ممکن است به اشکال مختلفی روی دهد همانند خشونت جسمی، اقتصادی، روانی -کلامی و خشونت جنسی. منزوی نگه داشتن زنان،تحقیر و توهین،به تمسخر گرفتن زنان و توانایی هایشان ، مورد خطاب دادن زنان با اصطلاحات و القاب آزاردهنده، تجاوز و آزارهای جنسی، تماس های فیزیکی نامناسب و بدون رغبت ، کتک زدن و سوزاندن همه و همه از نمونه های خشونت علیه زنان و دختران می باشد.

متاسفانه خشونت علیه زنان و دختران از جمله موضوعاتی است که نادیده گرفته می شود  و یا اینکه معمولاً گزارش نمی شود این می تواند به دلیل ترس از فرد آزارگر و یا ترس از قضاوت های ناعادلانه دیگران باشد. دیدگاهای مختلف بیولوژیک، روان شناختی و اجتماعی از جنبه های متفاوتی دلایل خشونت علیه زنان را تبیین کرده اند.

در دیدگاه روان شناختی معتقدند خشونت یک رفتار آموخته شده است که از دوران کودکی نشات می گیرد و فردی که در کودکی مورد خشونت قرارگرفته باشد یا دست به خشونت میزند و یا اینکه نقش قربانی را می پذیرد. و با همین روند چرخه خشونت در نسل های بعدی ادامه پیدا می کند.گرچه این پارادایم به تنهایی نمی تواند توجیه کننده خشونت و همسر آزاری باشد.اگر چه زنان هم ممکن است خشونت داشته باشند اما مطالعات نشان داده اند خشونت مردان نسبت به زنان عواقب منفی بیشتری دارد.

شاید مهم ترین تفاوت خشونت در مرد و زن را این گونه بدانیم که مردان اغلب خشونت را وسیله ای برای کنترل همسرخود می دانند در حالی که زنان در اغلب موارد از خشونت به عنوان وسیله ای برای ابراز درماندگی ، استیصال و یا دفاع از خود یا هر دو استفاده می کنند. در دیدگاه اجتماعی معتقدند در جوامعی که مردها در حال از دست دادن توانایی و یا نقش خود در کنترل زنان و حمایت مالی از آنها هستند خشونت خانگی رایج تر است.


خشونت معمولاً در یک چرخه 3 مرحله ای ایجاد می شود (قصد کردن، انجام دادن خشونت و مرحله جبران آن)ویژگی هایی همچون توانایی زنان، سن، امکان دسترسی به امکانات، طبقه اجتماعی و .. می تواند در میزان خشونتی که بر زنان اعمال می شود موثر باشد.

همچنین سن پایین و اعتماد به نفس کم از ویژگی های مردانی است که دست به خشونت میزنند.خشونت به هر شکلی که باشد می تواند منجربه بروز عوارضی شود.افسردگی یکی از مهم ترین عوارض خشونت بر علیه زنان است.اختلال استرس پس از سانحه(PTSD) نیز در این زنان شایع است.زنانی که قربانی خشونت می شوند علایم افسردگی، اضطراب، رفتارهای آسیب زننده به خود مانند اقدام به خودکشی، گرایش به مصرف مواد مخدر، مشکلاتی در روابط خود همانند اعتماد کردن به دیگران نشان می دهند.

شاید بتوان گفت مهم ترین اقدام در این حوزه (پیشگیری از خشونت باشد) پیشگیری از خشونت که می بایست از سالهای اول کودکی و با آموزش های کاربردی همچون مهارت های زندگی، آموخته شود. این آموزش ها می بایست در سطح خانواده و مدارس آغاز شود اینکه ما بتوانیم راههای صحیح ارتباط موثر و مدیریت خشم را به کودکمان تزریق کنیم، اینکه با الگو قرار دادن خودمان برای کودک بدون قلدری و زورگویی از حقوق و خواسته های خودمان دفاع کنیم، اینکه از برخی اصطلاحات نا بجا همچون ضعیفه، ناقص العقل خواندن زنان و تحقیرهای از این دست ، دست بکشیم، اینکه تسلط بر دیگران و به بازی گرفتن و تمسخر زنان را نشانه ای از زرنگی و برتری ندانیم،کار بزرگی در پیشگیری از خشونت کرده ایم..مداخلات قانونی، روان شناختی و اجتماعی از جمله اقداماتی است که برای زنان در معرض خشونت  انجام می شود. به نظر میرسد با اقدامات پیشگیرانه و مداخلات تخصصی و فوری می توانیم زنجیره خشونت علیه زنان را قطع کنیم.

نویسنده: آسیه ملک دار

کد خبر 26366

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 8 =

دسترسی سریع به سامانه های الکترونیک