۱۴ آبان ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۱

فصل تازه‌ای در مسیر تحول؛ بهزیستی مازندران در افق دانش و فناوری

تحول، پیش از آنکه تغییر ابزارها باشد، تغییر در نگاه ما به ماموریت، مسئولیت و آینده است
فصل تازه‌ای در مسیر تحول؛ بهزیستی مازندران در افق دانش و فناوری

به قلم رقیه رحمانی مدیرکل بهزیستی مازندران

سازمان بهزیستی، سازمانی با ماموریتی عمیقا انسانی و اجتماعی است؛ مجموعه‌ای که هر تصمیم، هر برنامه و هر خدمتی در آن، با بخشی از زندگی انسان‌ها پیوند خورده است. از همین رو، سخن گفتن از تحول در بهزیستی، صرفا سخن گفتن از فناوری، سامانه‌ها و ساختارهای اداری نیست؛ بلکه سخن از چگونگی ارتقای کیفیت زندگی انسان‌هایی است که به خدمات این سازمان چشم امید دارند.

امروز جهان با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. فناوری‌های نوین، به‌ویژه هوش مصنوعی، مرزهای تازه‌ای در مدیریت، برنامه‌ریزی، تحلیل اطلاعات و ارائه خدمات گشوده‌اند. در چنین شرایطی، سازمانی با گستردگی ماموریت‌های بهزیستی نمی‌تواند نسبت به این تحولات بی‌تفاوت بماند. ما ناگزیر از بازاندیشی در شیوه‌های گذشته، بازمهندسی فرآیندها و بهره‌گیری هوشمندانه از ظرفیت‌های جدید هستیم؛ نه برای همراهی صرف با موج فناوری، بلکه برای پاسخ‌گویی دقیق‌تر، سریع‌تر و اثربخش‌تر به نیازهای جامعه هدف.

سفر مدیران ارشد سازمان بهزیستی کشور به مازندران، در همین افق معنایی فراتر از یک برنامه اداری و آموزشی پیدا کرد. حضور مدیران حوزه توسعه مدیریت و منابع، برنامه‌ریزی و هوشمندسازی، فرصتی فراهم آورد تا درباره آینده سازمان، ضرورت‌های تحول و نسبت میان دانش، فناوری و خدمت اجتماعی گفتگو کنیم. برگزاری دوره تخصصی هوش مصنوعی نیز گامی در مسیر ارتقای توانمندی مدیران و کارشناسان بود؛ گامی که باید از کلاس آموزش فراتر برود و به ایده، تجربه و تغییر در محیط واقعی کار تبدیل شود.

اما یک نکته اساسی وجود دارد: هوش مصنوعی به‌تنهایی سازمان را متحول نمی‌کند. فناوری زمانی اثرگذار خواهد بود که فرآیندهای ناکارآمد اصلاح شوند، داده‌ها با دقت و مسئولیت‌پذیری مدیریت شوند، امنیت و محرمانگی اطلاعات جامعه هدف مورد توجه قرار گیرد و نیروی انسانی برای پذیرش و به‌کارگیری تغییر آماده باشد. نمی‌توان روش‌های قدیمی را بدون بازنگری به سامانه‌های جدید منتقل کرد و انتظار بهره‌وری متفاوت داشت. تحول واقعی، از بازنگری در اندیشه و فرآیند آغاز می‌شود.

در این میان، سرمایه انسانی مهم‌ترین پشتوانه بهزیستی است. تجربه مدیران و کارشناسان باسابقه، در کنار دانش، انگیزه و خلاقیت نیروهای جوان، ظرفیتی است که باید بیش از گذشته دیده و به کار گرفته شود. ایده‌های نو نباید محدود به ستادها و جلسات مدیریتی بمانند؛ گاهی دقیق‌ترین راهکارها از دل تجربه یک مددکار، کارشناس یا مدیر شهرستانی بیرون می‌آیند؛ از همان نقطه‌ای که مسئله هر روز با آن مواجه است. سازمان تحول‌گرا، سازمانی است که صدای میدان را می‌شنود و به ایده‌های برخاسته از تجربه احترام می‌گذارد.

برای بهزیستی مازندران، این نگاه اهمیت دوچندان دارد. گستردگی جغرافیایی استان، تنوع نیازهای اجتماعی در ۲۲ شهرستان، پراکندگی مراکز و تفاوت مسائل محلی، ضرورت حرکت به سوی مدیریت مسئله‌محور و مبتنی بر داده را آشکار می‌کند. فناوری می‌تواند به ما کمک کند تا نیازها را دقیق‌تر بشناسیم، گروه‌های اولویت‌دار را بهتر شناسایی کنیم، منابع را هدفمندتر تخصیص دهیم و خدمات را متناسب با شرایط هر منطقه طراحی کنیم. در کنار آن، رویکرد محله‌محوری و مشارکت مردم، خیرین، داوطلبان و گروه‌های مردمی می‌تواند پیوند میان خدمات تخصصی و زندگی روزمره شهروندان را عمیق‌تر کند.

در کنار این مباحث، لحظاتی از این سفر یادآور جوهره اصلی مأموریت بهزیستی بود؛ حضور دختر توانمند دارای معلولیت در آیین استقبال و ادای احترام به شهدای دانش‌آموز میناب. این دو تصویر، هر یک به زبانی متفاوت، از کرامت، توانمندی، مسئولیت و انسانیت سخن می‌گفتند. برای ما که ماموریت‌مان حمایت از انسان و پاسداشت شأن و حقوق اوست، این مفاهیم باید همواره قطب‌نمای تصمیم‌ها و اقداماتمان باشند.

به باور من، آینده بهزیستی نه در انتخاب میان انسان و فناوری، بلکه در پیوند هوشمندانه این دو رقم خواهد خورد. فناوری باید در خدمت کرامت انسانی باشد، داده باید به تصمیم درست منجر شود، آموزش باید به مهارت تبدیل شود و برنامه‌ریزی باید در زندگی مردم اثر بگذارد.

روایت این سفر، روایت آغاز یا پایان یک برنامه نیست؛ یادآوری یک ضرورت است: برای بهتر خدمت کردن، باید پیوسته آموخت، تغییر کرد و از ظرفیت‌های تازه بهره گرفت. 

از دانش تا تحول، مسیر بلندی پیش روی ماست؛ مسیری که مقصد آن، بهزیستی اثربخش‌تر و زندگی شایسته‌تر برای جامعه هدف است.

کد مطلب 218656

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 12 =

خدمات الکترونیک پرکاربرد