روزی که به «خانه تلاش» آمد، امید در نگاهش کمرنگ بود؛ گویی بخشی از باورش به فردا را در مسیر زندگی جا گذاشته بود. اما اینجا، پیش از هر چیز، با لبخند از او استقبال شد؛ با آغوشی از اعتماد و همراهی. کارشناسان خانه تلاش، قدمبهقدم در کنارش ایستادند؛ یاور او و خانوادهاش شدند و مسیر تغییر را از جایی آغاز کردند که شاید کمتر کسی به آن توجه کرده بود: از خودِ او و توانمندیهایش. استعدادهایش دیده شد، انگیزهاش جان گرفت و اعتمادبهنفسش دوباره جوانه زد. در این مسیر، قرار نبود تنها حرفهای بیاموزد؛ قرار بود توانستن را تجربه کند، عمل کردن را بیاموزد و خودش سازنده مسیر زندگیاش باشد.
امروز، او دیگر همان آدم روزهای نخست نیست؛امید در نگاهش نشسته، توانمندی در قدمهایش جریان دارد و زندگی، برایش رنگ و معنایی تازه گرفته است. این تغییر، قصه یک نفر نیست؛روایت یک تلاش جمعی است؛ حاصل همراهی، باور و دلسوزی تیم خانه تلاش؛ تیمی که باور دارد گاهی کافی است کسی کنار انسان بایستد تا او دوباره ایستادن را به یاد بیاورد.
️ارسالی از:حانیه هنری_مددکارخانه تلاشِ مجتمع حمایتی الزهرا(س)
روایتی از یک همدلی و امید
کد مطلب 208363












نظر شما