به گزارش روابطعمومی واموربینالملل سازمان بهزیستی کشور؛متن پیام به این شرح است:
رسمیت زبان اشاره ایرانی؛ گامی برای عدالت ارتباطی
گاهی برای شنیدن، گوش کافی نیست؛ باید نگاه کرد، فهمید و پذیرفت که انسانها برای گفتوگو با جهان، تنها یک زبان و یک شیوه ارتباط ندارند.
دستهایی که به حرکت درمیآیند، نگاههایی که به یکدیگر میرسند و نشانههایی که در سکوت معنا مییابند، جهانی سرشار از ارتباط و فهم میآفرینند. ناشنوایی پایان ارتباط نیست بلکه شیوهای دیگر برای ارتباط با جهان است. جامعه ناشنوایان نیز با زبان، فرهنگ، توانمندیها و تجربه زیسته خود، بخشی ارزشمند از تنوع انسانی و سرمایه اجتماعی جامعه ایران را شکل میدهد.
هفته جهانی ناشنوایان، فرصتی است تا از «شنیدن صدای سکوت» فراتر برویم و با رویکردی عدالت محور و مشارکتگرا برای به رسمیت شناختن حق ارتباط، زبان، انتخاب و مشارکت برابر ناشنوایان، گامهایی استوارتر برداریم.
شعار امسال، «رسمیت زبان اشاره ایرانی؛ گامی برای عدالت ارتباطی»، ما را به یکی از بنیادیترین حقوق جامعه ناشنوایان دلالت می کند ؛ اینکه ارتباط، صرفا وسیلهای برای انتقال پیام نیست، بلکه حقی انسانی و زمینهساز بهرهمندی از بسیاری حقوق دیگر است.عدالت ارتباطی زمانی محقق میشود که هیچ فردی به دلیل تفاوت در شیوه ارتباط، از دسترسی به اطلاعات، آموزش، خدمات، فرصتهای اجتماعی و فرهنگی یا بیان آزادانه خواستهها، دیدگاهها و توانمندیهای خود محروم نماند.
رویکردهای نوین در حوزه ناشنوایی از نگاه صرفا حمایتی و پزشکی فراتر رفته و بیش از پیش بر حقوق انسانی، استقلال، دسترسپذیری و مشارکت اجتماعی تاکید دارند. قانون حمایت از حقوق معلولان و کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت نیز بر این اصل بنیادین استوارند که افراد ناشنوا و کمشنوا باید همچون سایر شهروندان، از فرصتهای برابر برای دسترسی به آموزش، اشتغال، اطلاعات، خدمات عمومی، فرهنگ و مشارکت اجتماعی برخوردار باشند.
در این میان، زبان اشاره ایرانی صرفا یک ابزار ارتباطی نیست؛ زبان، هویت و بخشی از فرهنگ جامعه ناشنوایان ایران است. به رسمیت شناختن جایگاه این زبان، توسعه آموزش و کاربرد آن، گسترش خدمات مترجمان حرفهای زبان اشاره و فراهم ساختن دسترسی ارتباطی در محیطهای آموزشی، درمانی، اداری، قضایی، فرهنگی و رسانهای، از گامهای اساسی در مسیر تحقق عدالت ارتباطی، فرصتهای برابر و حقوق شهروندی ناشنوایان است.
سازمان بهزیستی کشور نیز در مسیر تحول رویکردهای خود، حرکت از حمایت صرف به سوی توانمندسازی، فرصتآفرینی، استقلال و مشارکت اجتماعی را دنبال میکند. توسعه خدمات توانبخشی، شناسایی و مداخله بهنگام، بهرهگیری از فناوریهای نوین کمک شنوایی و ارتباطی، حمایت از آموزش و اشتغال و توجه جدی به زبان اشاره، زمانی به نتیجه مطلوب خواهد رسید که حاصل آن، افزایش استقلال، ارتقای کیفیت زندگی و حضور موثر و برابر ناشنوایان در متن جامعه باشد.
با این حال، ساختن جامعهای فراگیر و دسترسپذیر، مسئولیت یک دستگاه به تنهایی نیست. تحقق این هدف، نیازمند همافزایی و مسئولیتپذیری دستگاههای اجرایی، نهادهای قانونگذار و نظارتی، دانشگاهها، رسانهها، بخش خصوصی و سازمانهای مردمنهاد است؛ و در این میان، مشارکت خود ناشنوایان در سیاستگذاری و تصمیمگیری، ضرورتی انکارناپذیر است.
هیچ سیاستی درباره جامعه ناشنوایان، بدون حضور و مشارکت خود آنان، نمیتواند تصویری کامل از نیازها، ظرفیتها، تجربهها و خواستههای این جامعه ارائه دهد. شنیدن دیدگاه ناشنوایان و فراهم کردن امکان مشارکت موثر آنان در تصمیمهایی که بر زندگی و آیندهشان اثر میگذارد، بخشی جداییناپذیر از رویکردی حقمدار و مشارکتمحور است.
از این رو، هفته جهانی ناشنوایان را باید فراتر از یک مناسبت تقویمی نگریست؛ فرصتی برای بازاندیشی در این پرسش بنیادین که تا چه اندازه توانستهایم فاصله میان «حق» در قوانین و «واقعیت» در زندگی روزمره ناشنوایان را کاهش دهیم.
آرمان ما، جامعهای است که در آن کودک ناشنوا برای آموختن، جوان ناشنوا برای اشتغال، شهروند ناشنوا برای دریافت خدمات و هنرمند، ورزشکار، پژوهشگر و کارآفرین ناشنوا برای شکوفایی استعدادهای خود، پشت هیچ مانع ارتباطی و اجتماعی باقی نماند. جامعهای که در آن تفاوت در شیوه ارتباط، به محدودیت در فرصتها و حقوق منجر نشود و دسترسی برابر، بخشی طبیعی و جداییناپذیر از زندگی اجتماعی همه شهروندان باشد.
در هفته جهانی ناشنوایان، ضمن ادای احترام به جامعه فرهیخته، توانمند و گرانقدر ناشنوایان و کمشنوایان کشور و خانوادههای بزرگوار ایشان، امیدوارم با همدلی و همراهی همه دستگاهها و نهادهای مسئول و با مشارکت فعال تشکلها و خود جامعه ناشنوایان، گامهای استوارتری برای ساختن جامعهای دسترسپذیرتر، فراگیرتر و برخوردار از فرصتهای برابر برداریم؛ جامعهای که در آن عدالت ارتباطی، نه صرفا یک آرمان، بلکه تجربهای ملموس و جاری در زندگی روزمره هر شهروند باشد.
دسترسپذیری، امتیاز نیست؛ حق است.
زبان اشاره، ابزار جانبی ارتباط نیست؛ زبان و بخشی از هویت و فرهنگ است.
و ناشنوایان، گروه دریافتکننده خدمات نیستند؛ شهروندانی صاحب حق و شریک در ساختن جامعهای فراگیرند.
دکتر سیدجواد حسینی
معاون وزیر و رئیس سازمان بهزیستی کشور
نظر شما