به گزارش روابط عمومی و امور بینالملل سازمان بهزیستی کشور، سیدجواد حسینی رئیس سازمان بهزیستی کشور در یادداشتی نوشت:
بلافاصله پس از اتمام سفر استانی به خطه صبور خوزستان و مراجعت به تهران، همگام با سیل خروشان و اقیانوس بیکران مردم قدرشناس ایران اسلامی، با چشمان اشکبار در مصلای امام خمینی (ره) حاضر شدم تا با پیکر مطهر رهبر شهید، حضرت آیتالله خامنهای (ره) وداع کنم. حضور در آن اتمسفر آکنده از حزن و حماسه، مجالی فراهم آورد تا ابعاد عمیق فکری و دکترین رفاهی آن رهبر فرزانه را در ذهن مرور کنم؛ اندیشمندی که نه تنها یک رهبر سیاسی و مذهبی، بلکه معمار نوین نظریه رفاه اسلامی و عدالت کرامتمحور در عصر حاضر بودند.
رهبر شهید در تمامی ادوار رهبری خویش، با یک رویکرد تمدنی و پویای اسلامی به عدالت اجتماعی، مرزهای سنتی این مفهوم را درنوردیدند. ایشان مفهوم عدالت را از سطح تقلیلگرایانه توزیع صرف منابع و ثروت که در الگوهای رفاهی سنتی دیده میشود، به عرصه توسعه انسانی، فرصتآفرینی برابر و قابلیتسازی فردی ارتقا دادند. از منظر تحلیل رفاهی، این رویکرد انطباق وثیقی با نظریه رویکرد قابلیت دارد که عدالت را در توانمند ساختن انسانها برای تحقق بخشیدن به ظرفیتهای بالقوهشان تعریف میکند. ایشان عدالت را نه صدقه، بلکه بسترسازی برای شکوفایی کرامت ذاتی انسانها میدانستند.
در نگاه ژرف رهبر شهیدمان، سازمان بهزیستی کشور صرفاً یک نهاد خدماتی ثانویه نبود؛ بلکه این سازمان جلوهگاه عملیاتی و بازوی اجرایی اصول بنیادی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، بهویژه بندهای مربوط به حقوق عامه در اصول بیست و یکم، بیست و نهم و چهل و سوم، و مجرای تحقق عدالت ترمیمی و جبرانی است. ایشان بهزیستی را مأمن و پناهگاه کسانی میدانستند که به دلیل محدودیتهای زیستی مانند معلولیت، آسیبهای ساختاری و محرومیتها یا ناملایمات اجتماعی، در معرض طرد اجتماعی قرار گرفتهاند.
رهبر شهید فرزانه انقلاب در دیدار ماندگار بیست و سوم تیرماه ۱۳۸۳ با جمعی از مدیران و کارگزاران بهزیستی کشور، با صراحتی تکاندهنده مرزهای جامعه انسانی و الهی را ترسیم کرده و فرمودند: «جامعهای که در آن معلولان احساس حقارت یا سرباری کنند، از شاخصهای انسانی و الهی فاصله گرفته است.» این گزاره راهبردی، نشاندهنده عمق باور ایشان به الگوی اجتماعی معلولیت در برابر الگوی پزشکی سنتی است؛ الگویی که ریشه محرومیت معلول را نه در نقص جسمانی او، بلکه در موانع و نگرشهای ساختاری جامعه جستجو میکند.
در تحلیل گفتمان بیانات و رهنمودهای آن فقیه بصیر در حوزه رفاه و تامین اجتماعی، چهار اصل راهبردی و ساختارساز قابل استخراج است که نقشه راه ما در دوره جدید مدیریت بهزیستی خواهد بود.
نخستین اصل، نهادینهسازی پیشگیری پیشدستانه به جای تسکین انفعالی است. یکی از نقدهای همیشگی علمی به سیستمهای رفاهی، تمرکز بر اقدامات پسینی و تسکینی است. معظمله بارها هشدار دادند که گسترش ساختارهای درمانی و حمایتی پسینی نظیر اورژانسهای اجتماعی، مراکز ترک اعتیاد و مراکز شبانهروزی نگهداری کودکان آسیبدیده، هرچند در کوتاهمدت لازم و حیاتی هستند، اما اگر مبتنی بر پیشگیری فعال، کنترل و مداخله در عوامل خطر ساختاری و توانمندسازی خانوادهمحور نباشند، سیستم رفاهی را در یک چرخه فرسایشی و بازتولیدکننده آسیب گرفتار میکنند.
مأموریت بنیادین ما در سازمان بهزیستی بر اساس این دکترین، حرکت به سمت پیشگیری سطح اول، مداخلات زودهنگام رفاهی و خشکاندن ریشههای آسیبزا نظیر فقر مفرط، ناامیدی اجتماعی و تضعیف نهاد خانواده است.
اصل دوم، توجه به مناسبسازی به مثابه یک مطالبه تمدنی و حق شهروندی است. از دیدگاه رهبر شهید، مناسبسازی معابر، مبلمان شهری، حملونقل عمومی و بسترهای ارتباطاتی و فناوری اطلاعات برای توانخواهان، یک اقدام تزیینی، اخلاقی یا از روی دلسوزی نیست؛ بلکه یک مطالبه تمدنی، حق قانونی شهروندی و پیشنیاز حیاتی برای مشارکت فعال آنان در چرخههای اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی کشور است.
ایشان برای تبیین این موضوع، با نگاه فقهی و تمدنی خود معیار بسیار دقیقی ارائه داده و فرمودند: «شهری که یک ویلچرنشین نتواند بدون کمک، نماز جماعتش را در مسجد محل بخواند، در تراز تمدن اسلامی نیست.» این بیانات بهوضوح نشان میدهد که دسترسپذیری در نگاه ایشان، شاخص سنجش توسعهیافتگی و تمدنسازی اسلامی است.
اصل سوم، اشتغال و کارآفرینی به عنوان رکن عزتمندی و استقلال مددجویان است. در مکتب رفاهی رهبر فقید انقلاب، پرداخت مستمریهای حمایتی هرچند یک تکلیف قانونی و حداقلی برای دولتهاست، اما بههیچوجه غایت کارآمدی سیستم نیست. دغدغه همیشگی ایشان، خروج جامعه هدف، بهویژه جوانان دارای معلولیت و زنان سرپرست خانوار، از چرخه وابستگی معیشتی و ورود آنان به چرخه تولید ملی و استقلال اقتصادی بود.
این امر مستلزم بازطراحی نظام مهارتآموزی متناسب با نیازهای نوین بازار کار، تخصیص هوشمندانه سهم کارآفرینی اجتماعی و حمایت قاطع از تسهیلات اشتغالزایی است تا کرامت انسانی جامعه هدف در سایه کارآمدی و استقلال مالی حفظ شود.
اصل چهارم، اتخاذ رویکرد حقوقمحور و توانافزا در قبال معلولیت است. آن فقیه بصیر همواره جامعه و رسانهها را از سقوط به ورطه نگاههای ترحمآمیز، صدقهایو تضعیفکننده عزت نفس معلولان برحذر داشته و بر رویکرد حقوقمحور تاکید میکردند. ایشان تنوع در خلقت الهی را زیبایی جهان آفرینش دانسته و معلولیت را تفاوتی تلقی میکردند که در صورت تلفیق با مدیریت توانبخشی جامع و هوشمندانه، میتواند زمینهساز بروز خلاقیتهای بیبدیل و سرمایه انسانی عظیمی برای کشور باشد.
یکی از استراتژیکترین بیانات رهبر شهید در حوزه آسیبهای اجتماعی، در جلسه تاریخی شورای اجتماعی کشور در تاریخ بیست و سوم فروردین ۱۳۹۵ ایراد شد. ایشان با بیانی هشداردهنده فرمودند: «آسیبهای اجتماعی مثل موریانه پایههای جامعه را میخورند. سازمان بهزیستی باید قرارگاه عملیاتی مقابله با این آسیبها باشد، نه صرفاً یک دستگاه خدماترسان منفعل.
پیشگیری را از محله و مسجد و مدرسه شروع کنید، نه از بیمارستان و زندان و کمپ.» این فرمان تاریخی، بنیان استراتژی جدید ماست که بر سه پایه استوار است: نخست؛ خروج سازمان از موضع انفعال خدماتی و تبدیل آن به قرارگاه فعال و سیاستگذار میدانی.
دوم؛ تغییر جغرافیا و کانون تمرکز مداخلات از بخشهای انتهایی زنجیره مانند زندان، کمپ و بیمارستان به هستههای اولیه جامعه یعنی محلهمحوری، مسجدمحوری و مدرسهمحوری بر پایه مددکاری اجتماعی جامعهمحور.
سوم؛ تحقق مداخله پیشدستانه؛ به گونهای که درهای حمایتی و مددکاری بهزیستی باید پیش از ورود دستگاههای انتظامی و قضایی، به روی افراد در معرض خطر گشوده شود.
اینجانب به عنوان خدمتگزار کوچک جامعه هدف بزرگ سازمان بهزیستی کشور، در محضر پیکر مطهر آن رهبر آسمانی و شهید والامقام پیمان میبندم که گفتمان عدالتخواهانه، علممحور و کرامتبنیان ایشان را با تمام توان در رگهای اجرایی سازمان جاری سازم.
ما خود را وارثان امین و مجریان وفادار نگاه ژرف رهبری میدانیم که در طول دوران زعامت خود، حداقل در هشت دیدار اختصاصی و تفصیلی با مدیران، مددکاران و جامعه هدف سازمان بهزیستی کشور از سال ۱۳۶۸ تا ۱۴۰۱ و دهها پیام و دستورالعمل دیگر، هر بار افقی نو، علمی و انسانی را پیش روی رفاه و سلامت اجتماعی کشور گشودند؛ رهبری بزرگوار که کلیدواژه کرامت انسانی شالوده و منظومه فکری بیاناتشان را تشکیل میداد.
امید است که در سایه الطاف الهی، با استعانت از روح پرفتوح آن شهید بزرگوار و تحت رهنمودهای حکیمانه جانشین خلف ایشان، پرچم عدالت، رفاه اجتماعی و کرامت انسانی را تا اهتزاز کامل بر بام جهان و تحقق دولت کریمه مهدوی (عج) همواره برافراشته نگاه داریم.
نظر شما