"خراسان شمالی"روایتی از همدلی‌های اصیل در سرزمین دامنه‌های سبز

دیدن‌ها و شنیدن‌ها در "سملقان" و "مانه" تلنگری بود بر اینکه توسعه‌ خدمات اجتماعی باید همگام با ساختارهای جدید، با نگاهی عدالت‌ محور پیگیری شود.

به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل سازمان بهزیستی کشور نهمین روز از خرداد ماه، راهی دیاری شدیم که خاکش با طراوت دامنه‌های رشته‌ کوه البرز و روحیه مقاوم مردمانش گره خورده است؛ خراسان شمالی سرزمینی که در تلاقی اقوام و فرهنگ‌ها، جلوه‌ای زنده از رنگین‌ کمانِ "ایرانِ" متحد است.
در بدو ورود به بجنورد با محبت پرمهر معاونین استاندار، فرماندار بجنورد و مدیران کل بهزیستی آموزش و پرورش، تعاون، کار و رفاه اجتماعی، کمیته امداد امام خمینی(ره) و مدیرکل دفتر امور اجتماعی و فرهنگی استانداری روبرو شدیم.عزمِ جدی مسئولان استان برای همراهی در مسیر تحول و ارتقاء شاخص های سلامت و رفاه اجتماعی مشهود بود.

گام نخست سفر در شهرستان اسفراین و در _"خانه کودکان و نوجوانان امام حسن (ع)"_ برداشته شد؛ جایی که در گفت‌وگو با مددکارانِ خستگی‌ ناپذیر مثل همه مراکز بهزیستی، دیدم که خدمت نه یک وظیفه اداری، که پیمانی اخلاقی است.

پس از گفتگو با فرزندانمان در اسفراین، راهی دو شهرستانِ نسبتأ تازه تأسیسِ "سملقان" و "مانه" شدیم. در دو جلسه شورای اداری و شورای اجتماعی و شنیدن دغدغه های دلسوزانه‌ فرمانداران، ائمه جمعه، نمایندگان و مسئولین محلی روایتی دیگر از _"شوق خدمت"_ را دیدیم.یکی از اهداف سفرهای استانی شنیدنِ بی‌ واسطه‌ و مشاهده میدانی مطالباتِ مردم در مناطقِ نوپا و کمتر برخوردار است؛ در این سفر نیز به خوبی محقق شد.

چرا که دیدن ها و شنیدن های در "سملقان" و "مانه" تلنگری بود بر اینکه توسعه‌ خدمات اجتماعی باید همگام با ساختارهای جدید، با نگاهی عدالت‌ محور پیگیری شود.حضور در جلسه "شورای اداری استان در سالن اجتماعات استانداری با حضور استاندار و معاونین, فرمانداران، مدیران کل، فرماندهان نظامی و انتظامی و...، نقطه عطف این سفر بود.

در آنجا تأکید کردم؛ ملت ایران در روزهای سخت، بار دیگر انسجام و ایثار بی‌ بدیل خود را به نمایش گذاشتند؛ که جذبِ ۱۷هزار میلیارد ریال مشارکت مردمی در ایام جنگ چهل روزه برای جامعه هدف بهزیستی، یکی از نشانه های این انسجام، ایثار و اعتماد ملی است و ما این سرمایه اجتماعی را نه فقط یک عدد، که پشتوانه‌ای برای توسعه فعالیت‌های محله‌ محور و تقویتِ سلامت اجتماعی می‌دانیم.از تئوری خلاقیت سازنده و اثر ققنوس در خصوص فرصت های جنگ سخن گفتم.

این مفهوم که "جوزف شومپیتر" آن را «تخریب خلاق» می‌نامد، بیانگر آن است که در شرایط اضطرار، ساختارهای کهنه چنان درهم می‌شکنند که راه برای نوآوری‌های رادیکال باز می‌شود و دولت‌ها ناگزیر می‌شوند بروکراسی‌های دست‌ و پاگیر را به نفع «بقا» کنار بگذارند.برخی سازمان‌های از این مسیر برای بازسازی مشروعیت خود استفاده می کنند و یا بر منزلت خود در جامعه می افزایند.از سوی دیگر تجارب جهانی گواهی می‌دهند پیشرفت‌های شگرفی همچون موتورهای جت، انرژی هسته‌ای، صنایع بسته‌بندی و حتی زیرساخت اینترنت، محصول شتاب‌ دهنده‌های نظامی بوده‌اند.

بزرگترین فرصتی که جنگ‌ها ایجاد می‌کنند، تمرکز بی‌سابقه منابع مالی و انسانی برای حل مسائل پیچیده‌ای است که در شرایط عادی ممکن بود دهه‌ها زمان ببرد، مانند نیاز مبرم به رمزگشایی پیام‌ها و محاسبات دقیق توپخانه‌ای دشمن در جنگ جهانی دوم که منجر به ساخت اولین کامپیوترهای الکترونیکی"انیاک"و"کولوسوس"شد که بعدأ از حوزه‌ی نظامی خارج و پایه‌های صنعت کامپیوتر را بنا نهادند یا پروژه"منهتن"که هدفش ساخت سلاح اتمی بود، دانش فیزیک هسته‌ای را به سرعت پیش برد و زیربنای نیروگاه‌های برق هسته‌ای و کاربردهای پزشکی مانند رادیوتراپی را شکل داد.
در کنار این جهش‌های تکنولوژیک، گاه جنگ‌ها با وجود هزینه‌های سنگین، باعث فروریختن ساختارهای فرسوده و بسترسازی برای نظام‌های اقتصادی کارآمدتر می‌شوند.

به عنوان مثال ویرانی‌های گسترده اروپا پس از جنگ جهانی دوم، فرصتی برای طراحی مجدد سیستم‌های اقتصادی در قالب طرح مارشال ایجاد کرد که نه تنها به بازسازی زیرساخت‌ها کمک کرد، بلکه بازارهای صادراتی آمریکا را تثبیت و پایه همکاری‌های اقتصادی اتحادیه اروپا را بنا نهاد.
یا ژاپن پس از شکست سنگین در جنگ جهانی دوم، با تحول در ساختار صنعتی و مدیریتی و بهره‌گیری از سیستم‌هایی نظیر"کایزن"از یک کشور ویران به دومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل شد.از سوی دیگر، فشارهای ناشی از جنگ، ساختارهای سنتی جامعه را که مانع مشارکت گروه‌های خاص بودند درهم می‌شکند؛ در طول جنگ جهانی اول و دوم به دلیل حضور مردان در جبهه‌های نبرد، زنان وارد کارخانه‌ها و عرصه‌های مدیریتی شدند و این ضرورت ثابت کرد که آنان مانند مردان توانایی اداره جامعه را دارند؛ تحولی که یکی از دلایل اصلی اعطای حق رأی به زنان در بسیاری از کشورهای غربی در دهه‌ ۲۰شد.
_در ایران نیز، بر اثر تحریم‌های همه‌جانبه تسلیحاتی، کشور با جهش علمی و فنی در صنایع پهپادی و موشکی، بازدارندگی کشور را برای دهه‌های آینده تثبیت کرد؛ بگونه‌ای که ثمرات آن در تقابل‌ راهبردی اخیر در جنگ‌های دوازده‌ و چهل‌ روزه علیه ایران، بوضوح دیده شد.
این نبردهای کوتاه اما سرنوشت‌ساز نشان داد قدرت دفاعی ایران به تراز تازه‌ای از بازدارندگی رسیده است؛ تراز و اقتداری که توانست بزرگ‌ترین قدرت‌های تسلیحاتی و اتمی دنیا و در رأس آن‌ها آمریکا را به بازاندیشی در محاسبات، پذیرش انعطاف و حرکت به سمت گفت‌وگو و مذاکره وا دارد.
آنچه در این نبردها رخ داد، در حقیقت تجلی همان اقتداری بود که از دل محدودیت‌ها، فشارها و الزام‌های جنگی و با اتکا به دانش بومی و سازمان‌دهی ملی متولد شد.این پدیده که در اقتصاد از آن به «اثر ققنوس» یاد می‌شود، به توانایی جوامع ویران‌ شده برای بازسازی جهشی اشاره دارد.

در ادامه با اشاره به اهمیت"سرمایه اجتماعی"گفتم: بازسازی صرفاً به معنای ترمیمِ خرابی های فیزیکی نیست؛ بازسازی واقعی، بازسازی اعتماد، همبستگی و "سرمایه اجتماعی" است.در دوران بحران و خصوصا جنگ، ضرورت بقا, دیوارهای بلند بوروکراسی را فرو می‌ریزد و ارتباطی مستقیم‌ تر میان مردم و حاکمیت شکل می‌گیرد.مانند مشارکت و حضور مردم در جنگ رمضان و پس از آن، که یکی از طولانی‌ترین گردهمایی‌های خیابانی تاریخ در حمایت از نیروهای مسلح را رقم زد؛ که نمونه‌ای روشن از بازتولید سرمایه اجتماعی است.

افزون بر آن، مشارکت سازمان‌یافته مردم از جمله فعالیت ۳۰هزار داوطلب در شبکه بهزیستی نیز نمود درخشانی از مقاومت مدنی بود؛ مقاومتی که مفهوم کمک را از یک کنش خیر فردی به یک فرهنگ اجتماعی پایدار و نوعی حکمرانی مشارکتی تبدیل کرد.در ادامه‌ سفر چهارمین"مجمع خیرین حامی معلولان و مددجویان کشور"در بجنورد متولد شد.دیدنِ عزمِ خیرین در پنج محورِ _اشتغال، ازدواج، مسکن، توانمندسازی و آموزش_ ثابت کرد خراسان شمالی با وجودِ مردمان توانمند، محروم نیست. آقای "شاه‌حسینی" رئیس مجمع خیرین معلولین و مددجویان کشور و مدیرعامل پرتلاش مجمع" آقای زارعی" نشان دادند چگونه می‌توان با توسعه شعب شهرستانی، بارِ سنگین محرومیت را از دوشِ نحیف مددجویان برداشت.

وقتی آقای رستمی معاون سیاسی استاندار گفت: استان با وجودِ محدودیت‌های اقتصادی در مسیر نهضت عدالت آموزشی پیشتاز است؛ گفتم: این ثمره شیرین همان همدلی است که از آن می‌گوییم.رویداد دیگری نیز در بجنورد رقم خورد که معنایی فراتر از امور اداری داشت؛ راه‌اندازی دومین "پارلمان مشورتی دانش‌آموزی بهزیستی کشور".

همان‌گونه که پیش تر گفته ام، پارلمان مشورتی دانش آموزی، ساختاری نمادین نیست، بلکه "مشارکتی واقعی، پیشگیرانه و علمی" است تا نسل آینده مسیر توانمندسازی پایدار را از همین امروز تمرین کند.در مسیر این سفر، حضورِ نمایندگان محترم استان در مجلس شورای اسلامی، بویژه آقای دکتر شهریاری که با پیگیری‌های خستگی‌ ناپذیر همواره یار و مددکارِ حوزه‌یِ اجتماعی هستند و برادر ارجمندم آقای نوری استاندار ساعی و دغدغه مند که محور تعاملات استان است و نقش بسزایی در پیش برد امور ایفا می کند؛ قوت قلبی برای ما در اجرای برنامه‌های توسعه‌ محور بودند.

در دیداری که با همکاران بهزیستی استان داشتم بر این حقیقتِ بنیادی تأکید کردم؛ _«ارتقای کیفیت خدمات به مددجویان، مستلزم سلامت روان و رضایت شغلیِ خودِ همکاران است.»_ که برای تحقق این مهم بی وقفه در تلاش و تعامل با قانون گذاران و تصمیم گیران هستیم.
در سفر به "خراسان شمالی" مرور کردم اگر "گفت‌وگو" را گسترش بدهیم، اگر به جوانان میدان بدهیم و اگر دستِ توانمند خیرین را به دستِ مددکاران‌ گره بزنیم و اگر لایه های مختلف یاری رسان(مدیران و مسئولان, کارآفرینان، خیرین و...)همدلی را ملاک عمل قرار بدهند هیچ بحرانی نمی‌تواند "سرو بلند مقاومت ایران" را خم کند.

در مسیر بازگشت به تهران در این اندیشه ام؛ "خراسان شمالی" برای من روایتی زنده از ایرانِ امیدوار است؛ ایرانی که با تکیه بر اصالتِ فرهنگی و همبستگیِ اجتماعی‌ دیرینه اش نه تنها در برابر چالش‌ها قد خم نمی‌کند، بلکه با گام‌هایی استوار بسوی آینده‌ای روشن‌ تر در حرکت است.
و اینکه پایانِ سفرخراسان شمالی آغازِ تعهدی تازه است؛ تعهدی برای آنکه صدای مردم، هرگز در هیاهوی ساختارها گم نشود.
 

کد خبر 184410

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =