مدیرکل بهزیستی فارس:
با اجرای طرحهای «میزبان»، آمار کودکان مراکز شبانهروزی بهزیستی فارس به صفر رسید
زمان انتظار فرزندخواندگی را از دو تا سه سال به حدود ۱۳ ماه کاهش دادهایم
مردم فارس برای پذیرش کودکان معلول و بیمار سنگتمام گذاشتند
فاطمه مقدم – شهر مردم
گزارش امروز، داستان قلبهای گشادهای است که در خانهشان را بر روی کودکانی غریبه باز کردهاند. در هیاهوی جنگ و تورم، در سراسر کشور عزیزمان اتفاقی ساده اما بزرگ در حال رخ دادن است؛ اتفاقی که چند سال پیش کلید خورد، در روزهای جنگ گل کرد و حالا همچنان توسط مردم مهربان ایران دنبال میشود.
سازمان بهزیستی کشور نزدیک به سه سال است که طرح «میزبان» را به امید جایگزینی گرمای خانواده بهجای دیوارهای سرد مراکز شبانهروزی نگهداری کودکان بیسرپرست، به جریان انداخته است؛ این شیوهی مراقبت پس از پشتسر گذاشتن ارزیابیهای دقیق از ۳۱ استان، اکنون خود را برای ارائه به «مرجع ملی کنوانسیون حقوق کودک» آماده میبیند.
طرحهای سرپرستی موقتی که آمده است تا بهجای دیوارهای سرد، گرمای خانه و گرمای دستی که وقتی روی سر فرزند کشیده میشود، دنیا را آرام و ترسها را بیرنگ میکند، به کودکان بیسرپرست هدیه دهد؛ حتی اگر این سهم، تنها چند ماه باشد! بهزیستی میگوید این طرح، میانبری است برای نجات کودکی که ممکن است پشت صفهای طولانی فرزندخواندگی بماند و بیآنکه فرصت بیابد، طعم خانوادهی طبیعی را بچشد؛ این سرپرستیهای موقت مشقی است از معنی خانواده برای این کودکان که میخواهند خود در آینده خانواده تشکیل دهند.
از سوی دیگر، این یک طرح که به زنان مجرد هم امکان پذیرش سرپرستی موقت کودکان را میدهد، دو سر برد است؛ چرا که زن جوانی که این کودکان را به فرزندی موقت میگیرد، مشق مادری میکند و همزمان دنیای بزرگتر از خودش را کشف میکند و میفهمد که خوشبخت بودن، فقط به دنبال رویاهای خود دویدن نیست و گاه جستجوی لبخند دیگری میتواند اوج خوشبختی باشد!
سرپرستی موقت دو طرح دارد: «خانواده امین» و «خانواده میزبان». هر دو طرح بر فراهم کردن محیطی گرمتر از مراکز نگهداری برای کودکان میچرخند و در جزئیات مسیر، تفاوتهایی با هم دارند.
«خانواده امین» در واقع پلی میان میزبانی و فرزندخواندگی دائم است که در این مدل، خانوادههایی که شرایط فرزندخواندگی دارند (مانند سابقه زندگی مشترک، سلامت جسم و روان و تمکن مالی)، برای نگهداری از کودک داوطلب میشوند، مهمترین ویژگی خانواده امین، صدور حکم قضایی برای حضور کودک در خانه است و در این روش، اگرچه کودک به خانواده میپیوندد، اما برخلاف فرزندخواندگی دائم، الزامی برای انتقال اموال به نام کودک وجود ندارد.
در مقابل، «طرح میزبان» با نگاهی منعطفتر و تسهیلشده، برای نگهداریهای کوتاهمدت طراحی شده است که در اینجا، هدف اصلی نه یک پیوند همیشگی، بلکه نجات کودک از «ایزوله بودن» در مراکز شبانهروزی است، بههمیندلیل شرایط پذیرش، مانند وضعیت تأهل یا میزان تمکن مالی، سختگیری کمتری دارد و حتی زنان مجرد نیز با گذراندن دورههای تخصصی، شانس میزبانی دارند؛ نکته کلیدی اینجاست که در طرح میزبان، نیازی به حکم قضایی نیست و سازمان بهزیستی مستقیماً با نظارتهای دقیق و تخصصی، کودک را به خانه میفرستد، در این طرح، نام و هویت کودک تغییر نمیکند و میزبانی ماهیتی موقت (معمولاً ۳ تا ۶ ماه با قابلیت تمدید) دارد.
شباهت هر دو طرح در این است که خانوادهها باید از فیلترهای اخلاقی، سلامت و آموزشی بهزیستی عبور کنند تا اطمینان حاصل شود که کودک در «پناهگاه امن» قرار میگیرد، اما آیا «موقت» بودن، دلبستگی را بیمعنی میکند؟ آیا میشود پناهگاه بود، مادر بود هرچند موقت و موقع رفتن، قلب نلرزد؟ در این گزارش، نه به سراغ بخشنامههای خشک اداری، که به سراغ قصههای واقعی این میزبانان و کارشناسان رفتهایم تا ببینیم در این «آغوشهای گذرا»، چه حقیقتی از عشق و مسئولیت جاری است.
واگذاری ۱۰۷ کودک به خانوادههای فارس در قالب طرح میزبان
مدیرکل بهزیستی فارس در گفتوگو با «شهر مردم»، با اشاره به اینکه از ابتدای شروع طرح «میزبان» در سال ۱۴۰۲ تاکنون، ۱۰۷ کودک به خانوادهها واگذار شدهاند، گفت: این طرح فرزندخواندگی موقت در استان فارس با استقبال بسیار زیادی روبهرو شده است؛ بهطوریکه اکنون تعداد کودکان تحت پوشش بهزیستی در استان که در مراکز شبانهروزی نگهداری میشدند به صفر رسیده و تعداد متقاضیان فرزندخواندگی در شهرستانهای استان نیز بسیار زیاد است.
حمید گودرزی در ادامه افزود: در این طرح، از کودکان معلول و بیمار استقبال بسیار زیادی میشود بهطوریکه حتی موردی از کودک مبتلا به اچآیوی (HIV) با پذیرش بسیار خوب خانوادهی میزبان، بهصورت موقت به آنها سپرده شد؛ جالب اینکه خانوادههایی که پیش از این کودکان سالم را به سرپرستی موقت گرفته بودند، اکنون خودشان متقاضی سرپرستی کودکان معلول یا بیمار هستند.
وی در ادامه با اشاره به اینکه ۴۸۱ کودک بیسرپرست، فاقد سرپرست مؤثر یا مجهولالهویه تحت نظر بهزیستی نگهداری میشوند، افزود: حضور کودکان در خانوادههای میزبان و امین، بهصورت موقت و از سه تا شش ماه و گاه تا یک سال است و در این مدت، کارشناسان ما بهطور مستمر وضعیت کودکان را از نظر روانی، جسمی و رفاهی رسیدگی و بررسی میکنند.
گودرزی با اشاره به اینکه از میان سه طرح «فرزندخواندگی، خانواده امین و خانواده میزبان»، طرح فرزندخواندگی در فارس با اقبال بسیار زیادی روبهرو است، خاطرنشان کرد: در طرحهای سرپرستی موقت همچون خانواده امین و میزبان، انتخاب سرپرست در فارس رویهی ویژهای دارد؛ برای مثال در طرح میزبان، امور با هماهنگی «مراکز شوق زندگی» انجام میشود؛ سختگیرانهترین مرحله در ارزیابی خانوادههای متقاضی این طرح، بررسی صلاحیت اخلاقی و روانی آنهاست که توسط مؤسسات خانوادهمحور انجام میگیرد.
وی افزود: در این ارزیابیها مواردی همچون گواهی عدم اعتیاد، بررسی سوابق جسمی، روانی، فردی و اجتماعی متقاضی و غیره مدنظر قرار میگیرد و دشواری کار در گذراندن همین مراحل و سپری کردن دورههای مشاوره است، حتی اکنون مواردی نظیر سطح تحصیلات نیز در این بررسیها لحاظ میشود.
گودرزی با اشاره به اینکه روانشناسان و کارشناسان ما در طرحهای سرپرستی موقت همچون «میزبان»، بهصورت هفتگی بر وضعیت کودک نظارت مستمر دارند تا از امنیت جسمی و روانی او اطمینان کامل حاصل شود، ادامه داد: نکتهی دیگر اینکه در طرحهای فرزندخواندگی نیز، کودک ابتدا به مدت ۶ ماه بهصورت موقت به سرپرستان سپرده و پس از آن، تصمیم نهایی برای واگذاری دائم گرفته میشود که این مرحله، شرایط بسیار دشوارتر و سختگیرانهتری دارد.
وی با اشاره به اینکه روانکاوها و کارشناسان ما در طرحهای سرپرستی موقت، چون «میزبان»، نظارت مستمر و هفتگی بر وضعیت کودک دارند تا از امنیت جسمی و روانی او اطمینان کامل داشته باشیم، توضیح داد: نکته دیگر اینکه در طرحهای فرزندخواندگی نیز، کودک به مدت ۶ ماه بهصورت موقت به سرپرستها سپرده میشود و پس از آن دربارهی واگذاری دائمی تصمیمگیری میشود؛ واگذاریای که شرایط سختگیرانهتری دارد.
تقاضا برای نوزادان دختر بیشتر از پسر است
مدیرکل بهزیستی فارس در خصوص راهکارهای کاهش آسیب جدایی کودک از خانواده میزبان گفت: این موضوع در پروتکلهای سرپرستی موقت پیشبینی شده است و فرآیند جدایی با مشاورههای گامبهگام انجام میشود تا کودک بتواند بهراحتی از خانواده موقت جدا و در صورت امکان به خانواده دائمی سپرده شود.
گودرزی با اشاره به اینکه در استان فارس تمایل به پذیرش دختران بیشتر از پسران است، اظهار کرد: عمده مردم متقاضی کودکان شیرخوار و دختر هستند؛ از اینرو، طرحهای میزبان و امین بیشتر برای کودکان بالای پنج سال است که از فرزندخواندگی جاماندهاند تا بتوانند حضور در خانوادهای واقعی را تجربه کنند؛ هرچند متقاضی فرزندخواندگی دائم برای این رده سنی نیز وجود دارد.
وی با بیان اینکه مردم از پذیرش موقت کودکان دارای معلولیت یا بیماری بسیار استقبال میکنند، ابرزا کرد: بسیاری معتقدند مراقبت از این کودکان خیر و برکت به زندگیشان میآورد؛ برخی حتی بهطور خاص بهدنبال پذیرش کودکان بیمار یا معلول هستند تا در این مدت برای بهبود و درمان آنها گامهای مؤثری بردارند.
مدیرکل بهزیستی فارس تعداد خانوادههایی که در فرآیند پذیرش ردصلاحیت شدهاند را قابلتوجه خواند و تأکید کرد: بهدلیل آسیبپذیر بودن این کودکان، بررسی دقیق شرایط متقاضیان و اطمینان از برخورداری آنها از تمام صلاحیتهای لازم، اهمیت بسیار زیادی دارد.
گودرزی به این سؤال که در عمل کودکی که چند بار بین «مرکز و خانواده میزبان یا خانواده دیگر» جابهجا شود، آیا این رفتوآمدها به دلبستگی و سلامت روان او آسیب نمیزند؟ پاسخ داد: بهقول دکتر الوند، مدیرکل توانمندسازی کودکان و نوجوانان بهزیستی، حتی اگر کودک فقط یک روز در یک خانوادهی واقعی حضور داشته باشد، باز هم این وضعیت بهتر از آن است که مدت طولانی در یک مرکز شبانهروزی زندگی کند؛ چون از این طریق یکی از اصلیترین کارکردهای خانواده، انتقال عواطف و مفاهیم عاطفی است را در مییابد؛ از سویی ما در انتقال بچهها در مراکز خودمان نیز اجباری داریم، چرا که هر بازهی سنی (زیر سه سال، سه تا شش سال، شش تا ۱۲ سال و بالای ۱۲ سال) در یک مرکز نگهداری میشود و کودکان با رشد سنی ناچار به جابهجایی به مراکز دیگر ما هستند و روی ای
ن طرح سالها روانشناسان خبره کار کردهاند و بهطور کل این طرح منافع عالی کودک مورد توجه و تأکید است.
مدیرکل بهزیستی فارس با تأکید بر تخصص بالای روانشناسان و روانکاوان این مجموعه خاطرنشان کرد: ما با پیگیریهای مستمر وضعیت کودکان تحت سرپرستی موقت، به خانوادهها و کودکان آموزش میدهیم تا آمادگی لازم برای جدایی احتمالی را داشته باشند.
مردم صبورانه دوره انتظار فرزندخواندگی را طی کنند
گودرزی با اشاره به وجود متقاضیان زیاد فرزندخواندگی، به خانوادهها توصیه کرد صبوری را چاشنی کار خود کنند.
وی افزود: همانطور که تولد فرزند حداقل ۹ ماه انتظار میطلبد، در روند پذیرش فرزندخوانده نیز خانوادهها باید به دورهی انتظار برای طی شدن روالهای قانونی تن بدهند؛ متأسفانه برخی خانوادهها صبوری لازم را ندارند و بهمحض تقاضا، با متوسل شدن به مسئولین استانی و بیان اینکه اتاق کودک و وسایلش آماده است، خواهش و تمنا میکنند تا فرزند بدون طی شدن مراحل قانونی به آنها واگذار شود؛ این فشارها کار را برای ما دشوار میکند.
گودرزی با تأکید بر اینکه این دورهی انتظار، فرصتی برای بررسیهای کارشناسی است، بیان کرد: مردم باید بدانند که هدف اصلی این دوره، ارزیابی دقیق صلاحیتهاست و گاهی خانوادهها در همین مدت انتظار رد صلاحیت میشوند؛ با این حال، ما تلاش کردهایم دورهی انتظار برای فرزندخواندگی را از دو تا سه سال به حدود ۱۳ ماه کاهش دهیم.
گودرزی در پایان خاطرنشان کرد: ما در ۶ ماه گذشته تعداد کمیتههای فرزندخواندگی را افزایش دادهایم تا سنجش شرایط والدین و فرآیند واگذاری با سرعت و دقت بیشتری انجام شود؛ چرا که طی شدن صحیح این روند، نفع خانواده، کودک و سازمان بهزیستی را در رسیدن به اهداف تعیینشده به همراه دارد.
روایتی شیرین از پیوند میان یک پدر شیرازی و دخترخواندهاش
فراتر از آمارها و صحبتهای رسمی مسئولان، حقیقت این طرحها را باید از زبان افرادی شنید که آغوششان را برای غریبهای کوچک گشودهاند. در ادامه، پای صحبت پدری شیرازی نشستهایم که با انتخاب مسیر «میزبانی»، معنای تازهای از عشق و مسئولیت را در زندگیاش تجربه کرده و این میهمان کوچک چنان جای خود را در قلب او و همسرش باز کرده است که حالا میروند تا میهمان کوچک را فرزند همیشگیشان کنند.
یک سرپرست کودک در شیراز در گفتوگو با «شهر مردم»، با اشاره به اینکه فرزندی را در طرح «میزبان» به سرپرستی موقت پذیرفته است و حالا قصد دارد این سرپرستی را به دائم تبدیل کند، گفت: زمانی که کودک برای اولینبار وارد خانه ما شد، بزرگترین نگرانی که من و همسرم داشتیم، ارتباط برقرار کردن کودک با محیط خانه و ما بود.
این پدر در ادامه افزود: کودک ما یک دختر سهونیمساله بود که در روزهای اول دائماً به در خانه نگاه میکرد و با محیط خانه ما سازگاری نداشت؛ چرا که در مرکز در محیط ایزولهای زندگی کرده بود و با همان محیط انس داشت، مثلاً اصلاً نمیدانست پله چیست و حتی این بچهی سهسالونیمه هنوز پوشک میشد و چون با مراقب بزرگ شده بود، کمی استرس و کمی هم وابستگی غیرایمن داشت و به ما اعتماد نمیکرد و ما را قبول نداشت؛ آشنا شدن او با خانه ما برایمان بحرانی بود که توانستیم با محبت از آن بهخوبی گذر کنیم.
وی در ادامه با اشاره به اینکه کودک زمانی که از محیط امن و قانونمند مراکز نگهداری بهزیستی به خانه میآید، تازه مزه آزادی را میچشد، بیان کرد: بچه در خانه دست به خطر و ریسک میزند و محیط برایش ناشناخته است؛ چرا که در مراکز بچهها تحت قوانینی نگهداری میشوند و اجازه بدوبدو یا بازیهای پرریسک را به بچه نمیدهند، بنابراین این آزادی برای بچه تازگی دارد.
این پدر به این سؤال که لحظهای که حس کردید کودک واقعاً شما را بهعنوان پناهگاه امن خودش پذیرفته، چه حسی داشتید؟ پاسخ داد: این حس اصلاً قابلتوصیف نیست و نمیتوانم به زبان بیانش کنم.
او با اشاره به اینکه این بچه دو سالی است که پیش ما مانده است و ما درخواست فرزندخواندگی او را دادهایم، در پاسخ به سؤال دربارهی شیرینترین خاطرهاش از یک روز عادی با دخترش چنین گفت: یکبار من به یک مسافرت کوتاه رفته بودم و دخترم با وجود اینکه بیش از سه سال سن داشت، هنوز نمیتوانست درست حرف بزند؛ اما وقتی از سفر برگشتم، یکباره دیدم صحبت میکند، زبانش راه افتاده است و ارتباط میگیرد، آن لحظه اشک همهمان درآمد.
این پدر ادامه داد: تصور کنید یک خانه خالی را که زن و شوهری در آن زندگی میکنند و صبح که بیدار میشوی، کودکی شیرینزبان به شما سلام میکند، صبحانه میخواهد، یا در محیط دونفره دو آدم بزرگسال، یک بچهی کنجکاو اضافه میشود.
او بزرگترین درسی که این کودک در همین مدت کوتاه به او و همسرش داده است را اینگونه توصیف کرد: در جامعه امروز، بسیاری از آدمها نگران از دست دادن داراییشان هستند؛ اما باید بدانند که کسب
مال، بسیار راحتتر از رسیدن به پیوندهای احساسی با این درجه از عمق است، ما در روز اول، این مسیر را با چشم باز و عقل سلیم انتخاب کردیم و میدانستیم که بچه خرج دارد، بیماری دارد و غیره و بسیار خرسندیم؛ چرا که لذت این تجربه، درست در دل همین دردسرهاست.
گزارش «شهر مردم» از فرزندخواندگیهای موقت، روایت عبور از پیله تنهایی به پروانگی در خانواده است؛ وقتی آمار کودکان مراکز بهزیستی فارس به «صفر» میرسد، یعنی مردم فارس باز هم گل کاشتهاند و مثل تجربههای پیشینی چون سیل فرودین ۹۸ که مهربانی آنها تمام مردم این سرزمین را سرشار از احساسات کرد، باز هم سهم خود را از مهربانی ادا کرکردند. حالا که حتی کودکان بیمار و معلول نیز در خانههایی گرم، میان دعای خیر و دستهای نوازشگر قد میکشند، میتوان امیدوار بود که فردای این سرزمین، از آن کودکانی است که طعم تعلق را چشیدهاند. این نه فقط یک موفقیت مدیریتی، که یک پیروزی انسانی است؛ پیروزی کسانی که فهمیدند خوشبختی، دویدن به دنبال رویاهای شخصی نیست، بلکه گاهی ایستادن و دست کودکی را گرفتن است که تمام دنیایش در نگاه شما خلاصه میشود.












نظر شما