در رسانه| «صداهراسی»؛‌ یادگار جنگ بر کالبد روان

در گذار از چهل روز شرایط پر اضطراب جنگی و مواجهه دائم با صدای جنگنده و انفجار، پدیده ای موسوم به«صداهراسی» سلامت روان افراد را تهدید می کند؛ مقوله ای که در شرایط پساجنگ و آتش بس نیز به مثابه بقایای یک سیاهچاله عمیق در کالبد ذهن افراد جامانده است.

به گزارش روابط عمومی اداره کل بهزیستی اصفهان به نقل از ایرنا، عبور پرتکرار جنگنده های دشمن بر فراز شهرهای کشور، فعالیت پدافند برای مقابله با ریزپرنده های مهاجم و صدای مهیب اصابت بمب و موشک در کنار فریاد و شیون مردم بخت برگشته ای که بی خبر از همه جا ناگهان هدف حملات دشمن قرار گرفتند تنها چند قاب سهمگین از تجربه جنگ چهل روزه است که حالا با وجود سپری شدن آن دوره، به شکل خاصی از آسیب روانی پدیدار شده است که کارشناسان این حوزه از آن به صداهراسی تعبیر می کنند.

ترس از صداها یا به تعبیر روانشناسان صداهراسی، یکی از ده ها آسیب های جنگ است که سلامت روان افراد را تهدید می کند.

به دنبال این تجربه تلخ، افراد بسیاری در حالی که خطر واقعی و جدی وجود ندارد ناگهان دچار واهمه از برخی صداها می شوند و با شنیدن آن ها ترس و استرس مضاعف آن ها را فرا می گیرد، پدیده ای که مختص این روزها نیست، بلکه بسیاری از افراد از همان ابتدای جنگ چهل روزه تاکنون با آن دست و پنجه نرم می کنند.

صداهراسی؛‌ یادگار جنگ بر کالبد روان

اکنون در میانه آتش بس شکننده و در حالی که هنوز سایه جنگ سنگین است داستانک های بسیاری نقل می شود که یک سر آن به مقوله صداهراسی باز می گردد؛ افراد در محافل و جمع های خودمانی از ترسی که به طور ناگهانی در دل شب به جانشان افتاده می گویند اما کمی بعد متوجه شده اند صدایی که تصور کردند ممکن است ناشی از عبور جنگنده باشد مربوط به‌ چیزهای دیگر بوده است.

بارها تلقی افراد از وزش باد، رعد و برق، عبور شتابان موتورسیکلت یا خودروها، باز و بسته شدن درب پارکینگ، صدای یخچال، کشیده شدن اجسام ساکنان طبقه بالا روی زمین، باز و بسته شدن درب و پنجره و یا حتی روشن شدن وسایل سرمایشی یا گرمایشی این بوده که جنگنده ای در حال پرواز است؛ جالب آن که همزمان با این تصور همچنان در انتظار شنیدن صدای انفجار بعد از عبور جنگنده بسر می برند اما کمی بعد متوجه می شوند که این موضوع چیزی بیش از یک تصویر در خیال و ذهن آن ها نبوده است.

صداهراسی؛‌ یادگار جنگ بر کالبد روان

بررسی ها حاکیست این چالش مرتبط با جنگ اخیر، مختص افراد خاصی نیست و ممکن است گروه های سنی مختلف را درگیر خود کند. پژوهش ها نشان می دهد افراد مجاور مکان های مورد حمله هوایی مستمر و شدید بیشتر متحمل این آسیب شده اند.

از طرفی افراد در معرض این آسیب با شیوه های مختلف با این مساله کنار می آیند.برخی بی تفاوت از کنار آن می گذرند و حتی ممکن است نگاه طنزآمیز به ماجرا داشته باشند اما برخی دیگر در مواجهه با صداهراسی و تکرار آن در موقعیت های مختلف شبانه روز، حجم ممتد و تکرارشونده ای از استرس و اضطراب را تجربه می کنند.

کارشناسان بر این باورند شدت این آسیب گاهی به اندازه ای است که از سطح پیامدهای فردی فراتر رفته و مشکلات ثانویه ای را برای افراد درگیر با آن پدید می آورد. پُر واضح است آنچه در این میان اهمیت دارد این است که واهمه از انگ‌ اجتماعی نباید سد راه تشخیص و درمان این موضوع قرار بگیرد.

در همین پیوند ایرنا در گفت و گو با نگار کریمیان دکترای روانشناسی بالینی و روان درمانگر مداخله در بحران و تروما در اصفهان به واکاوی این‌پدیده پرداخته است:

«صداهراسی»؛‌ یادگار جنگ بر کالبد روان

ایرنا: تعریف شما از این پدیده آشنا اما غریب چیست؟

در هفته‌های گذشته، بسیاری از هم‌وطنان تجربه شنیدن مکرر صدای آژیر، پرواز جنگنده‌ها و انفجارها را پشت سر گذاشته‌اند؛ صداهایی ناگهانی، بلند و تهدیدکننده که برای مغز، معادل «خطر فوری» تفسیر می‌شوند. با وجود اینکه اکنون فضای عمومی به طور تقریبی به سمت آرامش حرکت کرده است و همچنان افراد زیادی در مواجهه با کوچک‌ترین صدا دچار پرش، ترس، تپش قلب و تنش می‌شوند. این حالت، در علم روان‌شناسی تحت عنوان «صداهراسی» یا Phonophobia شناخته می‌شود.

ایرنا: چرا این وضعیت در افراد ایجاد می شود؟

صداهراسی به ترس یا اضطراب شدید و غیرمتناسب نسبت به صداهای بلند یا ناگهانی گفته می‌شود. این وضعیت معمولاً زمانی شکل می‌گیرد که مغز تجربه‌ای تهدیدکننده را با یک «صدای خاص» یا «شدت خاص» جفت می‌کند. در نتیجه، حتی زمانی که خطر واقعی وجود ندارد، فرد با کوچک‌ترین صدا در حالت آماده‌باش کامل قرار می گیرد.

ایرنا: پیامدهای روانی و ذهنی مواجهه با صداهای شدید و تهدیدکننده (صدای جنگنده و انفجارهای نزدیک) چیست؟

شنیدن مکرر صداهای شبیه جنگنده، انفجار یا آژیر، به‌ویژه اگر طولانی‌مدت یا ناگهانی باشند، می‌تواند افزایش تحریک‌پذیری و پرش از صدا، اختلال خواب یا کابوس، افکار مزاحم و یادآوری ناخواسته لحظات پرتنش، واکنش‌های جسمانی مثل تپش قلب و تعریق، اضطراب فراگیر و بی‌قراری و گوش‌به‌زنگی شدید (Hypervigilance) را به دنبال داشته باشد. نکته مهم اینکه در شرایطی مانند تنش‌های اخیر، این واکنش‌ها به دلیل فعال شدن«سیستم هشدار مغز» کاملاً قابل انتظارند.

«صداهراسی»؛‌ یادگار جنگ بر کالبد روان

ایرنا: با وجود شرایط آتش بس و آگاهی افراد نسبت به اینکه جنگ دوره سکوت خود را سپری می کند آیا صداهراسی طبیعی است؟

بله؛ این کاملاً طبیعی است.مغز انسان پس از تجربه تهدید، به‌طور طبیعی مدتی در حالت «آماده‌باش» باقی می‌ماند تا از تکرار خطر جلوگیری کند. حتی اگر شرایط واقعی آرام شده باشد، مغز هنوز با کوچک‌ترین صدا احتمال خطر می‌دهد. این حالت به طور معمول چند هفته تا چند ماه ادامه دارد و در بیشتر موارد به‌مرور کاهش می‌یابد، به‌خصوص اگر فرد در محیطی امن زندگی کند و حمایت عاطفی دریافت کند.

ایرنا: آیا صداهراسی با پُرنَشنوایی (Hyperacusis) ارتباط دارد؟

این دو با یکدیگر تفاوت دارند اما می‌توانند همراه شوند. پرشنوایی همان حساسیت فیزیولوژیک و بالای گوش به شدت صداها است. گوش صدا را بلندتر و ناراحت‌کننده‌تر حس می‌کند. صداهراسی اما ترس یا اضطراب روانی در برابر صداهاست.

در برخی افراد، ترس باعث می‌شود مغز ورودی‌های صوتی را بزرگ‌نمایی کند؛ در برخی دیگر، پرشنوایی باعث شکل‌گیری ترس می‌شود. بنابراین ترکیب این دو ممکن است ولی یکی لزوماً باعث دیگری نمی‌شود.

ایرنا: آیا صداهراسی با استرس مرتبط است؟

بله، این دو کاملا به یکدیگر مرتبط هستند.صداهراسی اغلب نتیجه استرس شدید، تجربه‌های تهدیدکننده، نگرانی مزمن یا قرار گرفتن طولانی‌مدت در معرض صدای بلند است. زمانی که سیستم عصبی بیش از حد فعال است، کوچک‌ترین صدا می‌تواند مانند یک زنگ خطر عمل کند.

ایرنا: صداهراسی بیشتر در چه افرادی دیده می‌شود؟

بر اساس مطالعات بالینی، احتمال بروز صدا هراسی درکودکانی که در دوره رشد، احساس ناامنی کرده‌اند و یا افرادی که اخبار یا صداهای تهدیدکننده را زیاد دنبال می‌کنند بیشتر است. همچنین افرادی با سابقه اضطراب، حملات پانیک یا PTSD، سالمندان یا افرادی که در تنهایی اضطراب بیشتری تجربه می‌کنند بیش از افراد دیگر از این مساله رنج می برند. صداهراسی در کسانی که پیش تر در شرایط بحران یا محیط‌های خطرناک بوده‌اند نیز بیش از دیگران است.

«صداهراسی»؛‌ یادگار جنگ بر کالبد روان

ایرنا: درمان روانشناختی این مساله چیست و آن را از کجا باید شروع کرد؟

در درمان روان‌شناختی صدا هراسی، نخست باید به مغز آموزش داده شود که خطر تمام شده است.‌سپس با قرار گرفتن تدریجی و کنترل‌شده در معرض صداهای معمولی، سیستم هشدار مغز دوباره تنظیم می‌شود. این فرایند باید از صداهای ملایم(مثل صدای باران) آغاز و به‌تدریج شدت آن افزایش یابد.

ایرنا: چگونه می توانیم صداهراسی را با آرام سازی سیستم عصبی کنترل کنیم؟

در مقوله تنظیم تنفس و آرام‌سازی هدف این است که سیستم عصبی از حالت «هشدار» خارج شود و دوباره به وضعیت آرام و ایمن برگردد. هنگام ترس از صدا، بدن وارد حالت جنگ یا گریز می‌شود؛ ضربان قلب بالا می‌رود، تنفس کوتاه و سریع می‌شود و مغز صدا را تهدید تلقی می‌کند. یکی از مؤثرترین راه‌ها برای شکستن این چرخه، تنفس آهسته و عمیق است. یک روش ساده این است که چهار ثانیه آرام نفس بکشید، شش ثانیه نفس را بیرون دهید و این چرخه را یک دقیقه تکرار کنید. بازدم طولانی‌تر به مغز سیگنال می‌دهد که خطر تمام شده و سیستم عصبی پاراسمپاتیک (سیستم آرام‌ساز بدن) فعال می‌شود. در کنار آن می‌توان از تکنیک‌های آرام‌سازی مانند شل‌کردن عضلات، کشش‌های ملایم یا گذاشتن دست روی قفسه سینه استفاده کرد.

این تمرین‌ها اگر روزی چند بار انجام شوند، واکنش بدن به صداهای ناگهانی را به شکل محسوسی کاهش می‌دهند و به مرور احساس کنترل بیشتری ایجاد می‌کنند.به طور کلی، این تمرین سیستم عصبی را از حالت «جنگ یا گریز» به «آرامش» برمی‌گرداند.

ایرنا: راهکارهای دیگری که برای درمان و کنترل صداهرسی می دانید چیست؟

به عنوان‌مثال دنبال‌کردن اخبار صوتی تهدیدکننده باید متوقف شود زیرا زیاده‌روی در شنیدن صداهای مشابه یا مرور اخبار، واکنش مغز را تثبیت می‌کند. ایجاد صدای زمینه‌ای ملایم پیشنهاد می شود؛ صدای پنکه، موسیقی آرام یا حضور در طبیعت می‌تواند واکنش به صداهای ناگهانی را کاهش دهد. گفتگو با روان‌درمانگر نیز بسیار کمک کننده خواهد بود.

بنابراین وقتی افراد برای مدتی طولانی در معرض اخبار تهدید و بمباران قرار می‌گیرند، سیستم عصبی آن ها وارد فاز «گوش‌بزنگی» می‌شود. در این حالت، مغز به صورت خودکار هر صدای بلندی را به عنوان یک تهدید حیاتی طبقه‌بندی می‌کند.

«صداهراسی»؛‌ یادگار جنگ بر کالبد روان

ایرنا: در موارد متوسط تا شدید صداهراسی چه باید کرد؟

در این مواقع درمان شناختی‌رفتاری(CBT)، حساسیت‌زدایی تدریجی، درمان مبتنی بر تروما مثل EMDR، مایندفولنس و آموزش تنظیم هیجان پیشنهاد می شود. فعالیت بدنی منظم آدرنالین و هورمون‌های استرس را کاهش داده و واکنش‌پذیری مغز را پایین می‌آورد. ارتباط اجتماعی و صحبت با نزدیکان و احساس شنیده‌شدن در بهبود واکنش‌های ترس‌آمیز نقش مهمی دارد.

ایرنا: به عنوان روان‌درمانگر چه توصیه ای برای افراد در ارتباط با این‌چالش دارید؟

در شرایط فعلی جامعه و زندگی در سایه جنگ‌صداهراسی یک واکنش غیرعادی نیست، بلکه پاسخ طبیعی مغز به تجربه‌های تهدیدکننده اخیر است. برای بسیاری از افراد، این واکنش‌ها با گذشت زمان و ایجاد احساس امنیت کاهش می‌یابد. اما اگر ترس به زندگی روزمره آسیب رساند، مراجعه به روان‌درمانگر و استفاده از تکنیک‌های درمانی به‌صورت جدی توصیه می‌شود.

«صداهراسی»؛‌ یادگار جنگ بر کالبد روان

به گزارش ایرنا، جنگ اخیر علاوه بر خسارت ها و آسیب های آشکار، سیاهچاله های عمیقی بر سلامت روان افراد بر جا گذاشته که صداهراسی یکی از آن‌هاست.

کارشناسان، صداهراسی را ابزار نوعی جنگ روانی قلمداد کرده اند که‌در نهایت به فرسودگی ذهنی و برخی بیماری های دیگر منتهی خواهد شد.

کد خبر 181807

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 0 =

خدمات الکترونیک پرکاربرد