بخش مهمی از این موضوع، مدیون تجربههای ارزشمندم در «دفتر آسیبهای اجتماعی» بود. قرار گرفتن در معرض آموزشهای علمی و ساختار منضبط این مجموعه، به من یاد داده بود که چگونه به مسائل نگاهی تحلیلی و چارچوبمند داشته باشم. همین پشتوانه، در کنار روابط عمومی قوی و سالها فعالیت اجتماعی که در شهرستان بهار داشتم، به من جرئت داد که این مسئولیت را بپذیرم. میدانستم که روابط عمومی، فراتر از یک مهارت صرف، به یک نگاه دقیق و روشمند نیاز دارد؛ نگاهی که من در آن فضای تخصصی با آن آشنا شده بودم.
در روزهای اول، چالشها کم نبودند و باید قالبهای رسانهای را یاد میگرفتم؛ اما در همین مسیر، متوجه شدم که آن انضباط و ساختار علمی که آموخته بودم، چقدر در نظم دادن به امور روابط عمومی به کمکم میآید. من با نیازهای جامعه و ظرافتهای کار در این حوزه از نزدیک آشنا بودم و حالا با بهرهگیری از آن دانش، میتوانستم زبان گویای خانواده بزرگ بهزیستی باشم.
امروز، روابط عمومی برای من ترکیبی از «تجربیات علمی»، «ارتباطات اجتماعی» و «همت خستگیناپذیر» است. حالا دیگر آن ابهام اولیه جای خود را به مسیری روشن داده و به خوبی درک میکنم که این جایگاه، دقیقاً همان نقطهای است که میتوانم با تکیه بر آموختههای تخصصی گذشتهام، تصویری دقیق و اثرگذار از خدمات سازمان در شهرستان بهار ارائه دهم.
فائزه شکرایی
رابط حوزه روابط عمومی بهزیستی بهار












نظر شما