تلاقی دریا، جنگل، مردم و امید (سفرنامه مازندران)

سیدجواد حسینی

ابتدای این هفته سفری به استان سرسبز مازندران و شهرهای ساری، بابلسر، فریدونکنار، محمودآباد و سرخرود داشتم؛ این سفر نه تنها مأموریتی اداری، بلکه فرصتی برای بررسی دوباره ظرفیت‌های انسانی و اجتماعی استانی بود که همواره در تاریخ و فرهنگ ایران، جایگاهی ممتاز داشته است.
مازندران، سرزمین دریا و جنگل، کوه و شالیزار، استانی است که طبیعت در آن سخاوتمندانه جلوه‌گری می‌کند؛ از آبی بیکران دریای خزر تا سبزی آرام‌بخش جنگل‌های هیرکانی و شکوه کوهستان‌ های البرز.
این استان نه‌ تنها به لحاظ جغرافیایی ممتاز است، بلکه به سبب فرهنگ غنی، مردمانی نجیب و پرتلاش و پیشینه‌ای ریشه‌دار، از سرمایه اجتماعی ارزشمندی برخوردار است.
در این سفر، از لطف و همراهی آقای "یونسی" استاندار پرتلاش استان، معاون سیاسی، اجتماعی استانداری آقای “سوادکوهی”،  فرمانده سپاه کربلایی استان "سردار موحد"، فرمانداران محترم و ائمه جمعه گرانقدر بهره‌مند شدم. همچنین از همراهی و دغدغه‌مندی نمایندگان شریف مردم در مجلس شورای اسلامی، برادر پرتلاش و دلسوز جناب آقای دکتر “بابایی کارنامی” ریاست محترم کمیسیون اجتماعی مجلس و نیز آقایان دکتر “فاطمی” و دکتر “نتاج” نمایندگان مردم بابل، دکتر “عمران عباسی” نماینده قائم‌شهر، دکتر “فیاضی” نماینده محمودآباد و نور و دکتر “باقرزاده” نماینده بابلسر و فریدون‌کنار، صمیمانه سپاسگزارم. حضور مؤثر و نگاه توسعه‌ محور ایشان سرمایه‌ای ارزشمند برای پیشرفت استان است.
در کنار این همراهی‌ها، نقش مدیرکل پرتلاش و پرانگیزه استان سرکار خانم “رحمانی” و همکاران گرانقدر ایشان نیز شایسته قدردانی ویژه است.
انسجام، دغدغه‌ مندی و رویکرد مسئله‌ محور مجموعه، فرصت مغتنمی برای توسعه متوازن و پایدار این دیار فراهم کرده است.
در این سفر، نشست‌های متعددی در حوزه مسائل اجتماعی و توسعه‌ای استان برگزار شد.
محورهایی چون محله‌محوری و تقویت مشارکت‌های مردمی، اجرای طرح «سلام»، اشتغال و مسکن مددجویان، توانمندسازی سالمندان، تسهیل ازدواج و آموزش جامعه هدف و نیز کنترل و کاهش آسیب‌های اجتماعی مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
خوشبختانه در تمامی این حوزه‌ها تصمیمات مهم و تسهیل‌کننده اتخاذ شد که می‌تواند افق روشنی پیش‌روی استان بگشاید.
یکی از مهم‌ ترین محورهای گفت‌وگو، مسئله سالمندی بود؛ مازندران از جمله استان‌هایی است که با پدیده «پیرشدن جمعیت» مواجه است؛ پدیده‌ای که اگرچه چالش‌هایی به همراه دارد، اما در صورت برنامه‌ریزی صحیح می‌تواند به فرصت تبدیل شود.
با توجه به شرایط مطلوب آب‌ و هوایی، طبیعت آرام‌ و ظرفیت‌های اقامتی و درمانی استان، بر ایده ایجاد _«دهکده سلامت اجتماعی سالمندان»_ تأکید شد؛ الگویی که می‌تواند مازندران را به قطب خدمات جامع سالمندی در شمال کشور تبدیل کند.
همچنین بر توسعه «اقتصاد آبی» بر محور دریا و «اقتصاد سبز» بر محور جنگل تأکید شد؛ دو ظرفیتی که اگر به‌ درستی فعال شوند، می‌توانند اشتغال پایدار ایجاد کرده و زمینه فراگیرسازی دسترس‌ پذیری و پایداری شغلی، بویژه برای سالمندان و سایر گروه‌های اجتماعی را فراهم نمایند.
پیوند میان محیط زیست، گردشگری، خدمات اجتماعی و اشتغال، می‌تواند الگوی نوینی از توسعه انسانی را در استان رقم بزند. 
همه می دانیم _اقتصاد آبی و اقتصاد سبز_ در ذیل مفهوم بنیادین توسعه پایدار جای می‌گیرند؛ مفاهیمی که پیوند میان منابع طبیعی و رفاه انسانی را برجسته می‌سازند.
این پیوند، افق تازه‌ای از فرصت‌های زیستی و معیشتی را پیش روی جوامع انسانی می‌گشاید و امکان بهره‌مندی گروه‌های مختلف اجتماعی از مواهب طبیعت را برای اشتغال و زندگی شرافتمندانه فراهم می‌کند.
در میان این گروه‌ها، افراد دارای معلولیت جایگاه ویژه‌ای دارند؛ انسان‌هایی که بیش از هر چیز نیازمند فراهم شدن بسترهای توانمندسازی شغلی هستند تا از چرخه حمایت‌های صرف خارج شده و به چرخه فعال منابع انسانی و تولید اقتصادی بپیوندند. توانمندسازی شغلی این گروه نه تنها یک ضرورت اجتماعی، بلکه بخشی از عدالت توسعه‌ای است.
ایران با برخورداری از حدود ۵۸۰۰ کیلومتر نوار ساحلی در شمال و جنوب، از ظرفیت‌های کم‌نظیری در حوزه اقتصاد دریامحور برخوردار است؛ ظرفیتی که هنوز بخش اندکی از آن در مسیر توسعه اقتصادی و اشتغال به کار گرفته شده است.
در حالی که همین پهنه‌های آبی می‌توانند فرصت‌های گسترده‌ای برای اشتغال حمایتی و پایدار، از جمله برای افراد دارای معلولیت، فراهم آورند.
اقتصاد آبی تنها به شیلات و ناوبری محدود نمی‌شود؛ بلکه حوزه‌هایی چون حمل‌ونقل دریایی، گردشگری ساحلی و دریایی، انرژی‌های تجدیدپذیر دریایی، آبزی‌پروری، بیوتکنولوژی دریایی، هواشناسی و اقیانوس‌شناسی و حتی معدن‌کاری دریایی را نیز دربر می‌گیرد...

هر یک از این حوزه‌ها در حکم صنایع مادر هستند که در پایین‌ دست خود زنجیره‌ای از فعالیت‌ها و مشاغل را شکل می‌دهند و بدین ترتیب، بنیان‌های اشتغال پایدار را تقویت می‌کنند.
در چنین منظومه‌ای، ایجاد فرصت‌های شغلی محلی مبتنی بر "اقتصاد آبی" می‌تواند افق‌های تازه‌ای برای توانمندسازی افراد دارای معلولیت بگشاید؛ به گونه‌ای که در بخش‌هایی مانند شیلات، گردشگری دریایی و ساحلی، مدیریت تخلیه و بارگیری در بنادر، مشارکت در احداث و نگهداری نیروگاه‌های تجدیدپذیر دریایی و نیز حوزه‌های هواشناسی و مطالعات اقیانوسی، امکان مشارکت طیف‌های مختلفی از افراد دارای معلولیت، از افراد دارای معلولیت جسمی‌ و حرکتی تا ناشنوایان، نابینایان و حتی افراد طیف اوتیسم، فراهم شود.
بی‌تردید چنین نگاهی، توسعه را از یک مفهوم صرفاً اقتصادی فراتر برده و آن را به عرصه‌ای انسانی‌تر و فراگیرتر تبدیل می‌کند؛ جایی که طبیعت، اقتصاد و کرامت انسانی در کنار یکدیگر معنا پیدا می‌کنند.
بی‌تردید مازندران از ظرفیت بالای گردشگر پذیری برخوردار است. سالانه میلیون‌ها مسافر از سراسر کشور برای بهره‌مندی از طبیعت، دریا، جنگل، آب‌وهوا و فرهنگ بومی به این استان سفر می‌کنند. این ظرفیت عظیم توریستی، در کنار فرصت‌های اقتصادی، نیازمند مدیریت هوشمندانه است؛ چرا که فشار بر زیرساخت‌ها، چالش‌های زیست‌محیطی، پسماند، ترافیک و تغییر کاربری اراضی از جمله محدودیت‌هایی است که توسعه نامتوازن می‌تواند بر استان تحمیل کند. از این رو، نگاه ما به گردشگری باید نگاهی پایدار، مبتنی بر حفظ منابع طبیعی و تقویت اقتصاد محلی باشد.
در کنار ظرفیت‌های طبیعی، سرمایه انسانی استان نیز چشمگیر است. نیروی کار جوان، دانشگاه‌ها، فعالان اجتماعی، شبکه‌های محلی و روحیه همبستگی اجتماعی، بستری مناسب برای اجرای برنامه‌های محله‌محور و مشارکت‌جویانه فراهم کرده است.
با این حال، چالش‌هایی همچون بیکاری برخی گروه‌ها، مهاجرت، آسیب‌های اجتماعی نوپدید و فشارهای اقتصادی، ضرورت برنامه‌ریزی دقیق‌تر و هم‌افزایی بیشتر میان دستگاه‌ها را یادآور می‌شود.
آنچه در این سفر بیش از همه دلگرم‌ کننده بود، اراده مشترک مدیران، نمایندگان و فعالان محلی برای حرکت به سوی توسعه‌ای انسانی، اجتماعی و پایدار بود؛ توسعه‌ای که در آن، سلامت روان، انسجام اجتماعی، اشتغال پایدار، مسکن مناسب و کرامت انسانی در کانون توجه قرار دارد.
مازندران تنها یک مقصد گردشگری نیست؛ ظرفیتی ملی برای الگوی توسعه متوازن است.
_اگر "اقتصاد آبی و سبز" با سیاست‌های اجتماعی توانمندساز پیوند بخورد، اگر گردشگری با حفظ محیط زیست و ارتقای کیفیت زندگی ساکنان همراه شود و اگر برنامه‌ریزی برای سالمندی فعال و پویا بصورت جدی دنبال گردد، این استان می‌تواند به نمونه‌ای موفق از هم‌نشینی طبیعت، اقتصاد و رفاه اجتماعی تبدیل شود._
این سفر برای من یادآور این حقیقت بود که توسعه، پیش از آنکه در اسناد و برنامه‌ها شکل بگیرد، در اراده‌ها و باورها متولد می‌شود.
در مازندران، این اراده و باور را دیدم؛ در چهره مدیران، در گفت‌وگوهای صمیمی نشست‌ها و در امیدی که در میان مردم جریان دارد.
*با امید به آنکه با هم‌افزایی، دانش‌ محوری و بهره‌گیری از ظرفیت‌های بی‌بدیل این خطه، آینده‌ای روشن‌تر برای مردم شریف مازندران رقم بخورد؛ آینده‌ای که در آن دریا و کوه، طبیعت و انسان، اقتصاد و اجتماع، در تعادلی پایدار به هم پیوند خورده باشند.*
 

کد خبر 179881

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =

خدمات الکترونیک پرکاربرد