به گزارش روابط عمومی و امور بینالملل سازمان بهزیستی کشور، سید جواد حسینی در یادداشتی نوشت:
دیروز و امروز به مناسبت «روز روانشناس و مشاور» در دو مراسم گرامیداشت این روز که یکی در سازمان بهزیستی کشور به میزبانی همکارانم در معاونت سلامت اجتماعی و دیگری در هتل استقلال به میزبانی سازمان نظام روانشناسی برگزار شد، حضور یافتم. در این دو برنامه، متولیان دولتی حوزه مشاوره و خدمات روانشناختی، استادان و صاحب نظران این حوزه، دانشجویان، روانشناسان و مشاوران فعال در بخشهای دولتی و غیردولتی حضور داشتند.
به عنوان خدمتگزار در روانشناسانه ترین دستگاه و نهاد دولتی کشور، ضمن گرامیداشت این روز و قدردانی از تلاشهای تخصصی و بیوقفه روانشناسان، مشاوران و همچنین مددکاران اجتماعی در ایام جنگ رمضان، تأکید کردم روز«روانشناس و مشاور» فرصتی است برای توجه دوباره به نقش بنیادین و حرفهای روانشناسی در تمامی ابعاد زندگی فردی و اجتماعی انسانها.
علم و حرفه روانشناسی تنها به درمان اختلالات و بیماریهای روانی محدود نمیشود؛ بلکه رویکردهای علمی این حوزه میتواند به ارتقای کیفیت زندگی، توانمندسازی و بازتوانی اجتماعی، افزایش تابآوری فردی و جمعی، تحکیم بنیان خانواده، بهبود روابط انسانی و ارتقای سلامت روان آحاد جامعه بویژه کودکان و نوجوانان، سالمندان و گروههای خاص، کمک کند.
در ادبیات جهانی نیز موضوعاتی همچون «روانشناسی و مواجهه با بلایا»، «روانشناسی و عدالت اجتماعی»، «مذاکره برای صلح و حقوق بشر»، «اهمیت آموزش زنان و دختران»، «حقوق بشر در میان گروههای آسیبپذیر»، «روانشناسی و خشونت»، «مشارکت روانشناسی در تحقق اهداف توسعه پایدار»، «کاهش نابرابریهای سلامت در داخل کشورها و میان کشورها» و «گذار از آسیبپذیری به تابآوری» از محورهای مهم این حوزه به شمار میآیند.
سازمان بهزیستی کشور با حضور قریب به ۱۶هزار روانشناس در ساختار خود، روانشناسانه ترین سازمان دولتی و عمومی کشور محسوب میشود. علاوه بر این، قریب ۲۵۰۰مرکز «مثبت زندگی» با حضور روانشناسان مجرب در سطح محلات خدمات روانشناختی ارائه میکنند.
همچنین بیش از ۲۳هزار مرکز و مؤسسه غیردولتی با مجوز سازمان بهزیستی و با بهرهگیری از ظرفیت ۱۱۰ هزار نیروی تخصصی شامل، روانشناس، مددکار اجتماعی، مشاور و متخصصان علوم اجتماعی فعالیت دارند.
در کنار این ظرفیتها، قریب ۱۱هزار گروه تسهیلگر داوطلب در محلات و مناطق عمدتاً کمبرخوردار فعالاند که خدمات آنان با مشارکت بیش از ۱۲۰ هزار داوطلب متخصص در حوزههای روانشناسی، مشاوره و مددکاری اجتماعی برای ارتقای بهزیستی اجتماعی، پیشگیری از بدزیستی و گسترش به زیستی ارائه میشود.
تصور غالب جامعه این است که سازمان بهزیستی صرفاً به جامعه هدف خاصی مانند افراد دارای معلولیت، سالمندان، کودکان بیسرپرست یا بدسرپرست و زنان سرپرست خانوار میپردازد؛ در حالی که خدمات این سازمان همه جمعیت کشور را بعنوان «جامعه هدف عام» در بر میگیرد. برای نمونه، برنامههایی همچون غربالگریهای همگانی، خدمات تخصصی و مداخلهای اورژانس اجتماعی۱۲۳، مشاوره تلفنی ۱۴۸۰، برنامههای پیشگیرانه و توانمندسازی برای عموم مردم ارائه میشود.
با توجه به سرعت و عمق دگرگونیهای اجتماعی و پیشبینی ناپذیری تحولات، نیاز به خدمات حرفهای سلامت روان و علوم شناختی و رفتاری بیش از گذشته احساس میشود. با این حال در حوزه سلامت روانی و اجتماعی با دو نوع تأخر مواجه هستیم:
نخست؛ تأخر ساختاری و اداری
بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، حدود ۷۰ تا ۷۵درصد سلامت عمومی به عوامل روانی و اجتماعی وابسته است، اما ساختارها، شبکه خدمات، نیروی انسانی و اعتبارات این حوزه متناسب با این سهم توسعه نیافتهاند.
این در حالی است که حوزه سلامت جسمی از زیرساختها و منابع گستردهتری برخوردار است.
دوم؛ تأخر علمی
هرچند در حوزه زیستی پیشرفتهای چشمگیری حاصل شده است، اما در برخی حوزهها مانند سالمندی، با وجود وجود رشته سالمندی در ۱۸گروه دانشگاهی، همچنان با کمبود روانشناسان متخصص مواجه هستیم. به همین دلیل آموزش مشاوران سالمندی در ۳۵۰۰ مرکز مشاوره در دستور کار قرار گرفته است. کمبود متخصص در حوزههایی مانند اتیسم و ناشنوایی نیز از دیگر چالشهاست.
در همین راستا، سازمان بهزیستی کشور بعنوان نهاد اجرایی آماده است با همکاری نزدیکتر با سازمان نظام روانشناسی، مراکز علمی و دانشگاهی و صاحبنظران این حوزه، گامهای مؤثرتری برای رفع این نواقص بردارد.
از جمله سیاستهای مهم سازمان در این حوزه، تدوین و اجرای «سیاست رتبهبندی مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی» است که با هدف ارتقای کیفیت خدمات، افزایش شفافیت حرفهای و ایجاد نظام ارزیابی عملکرد مراکز مشاوره دنبال میشود.
همچنین با تصویب «آییننامه ساماندهی مشاوره و راهنمایی» در آبانماه در هیئت دولت، گام مهمی در جهت ساماندهی نظام صدور مجوز، تعیین صلاحیتهای حرفهای و تقویت نظام نظارت بر ارائه خدمات مشاوره و روانشناختی برداشته شده است.
در کنار این اقدامات، ساماندهی و توسعه «مشاورههای آنلاین» نیز بطور جدی در دستور کار قرار دارد تا از یک سو دسترسی عمومی مردم به خدمات روانشناختی گسترش یابد و از سوی دیگر از آشفتگی و فعالیتهای غیرحرفهای در این حوزه جلوگیری شود.
در حوزه توسعه خدمات نیز برنامهریزی شده است که در سال جدید حداقل یکصد مرکز مشاوره در کشور راهاندازی شود. همچنین میزان «یاریبرگ مشاوره» از ۴۰میلیارد تومان در سال ۱۴۰۴ به ۱۰۰میلیارد تومان در سال جدید افزایش خواهد یافت تا دسترسی اقشار مختلف جامعه به خدمات مشاورهای تسهیل شود.
ایجاد و تقویت مراکز تخصصی مشاوره در حوزههای مختلف نیز از دیگر محورهای مورد توجه در برنامههای توسعهای سازمان است.
در ادامه با توجه به شرایط خاص کشور و جنگ تحمیلی سوم، این مناسبت را فرصت مناسبی دانستم تا به نقش روانشناسی در ساختار مأموریتهای سازمان بهزیستی و اهمیت آن در مداخلات بحرانها و بلایا، بهویژه در شرایط جنگ و درگیریهای انسانی اشاره کنم.
روانشناسان در سازمان بهزیستی نقشهای متعددی بر عهده دارند؛ از جمله ارزیابی و تشخیص اختلالات روانی و اجتماعی، ارائه مداخلات درمانی تخصصی، توانمندسازی روانی ـ اجتماعی، ارتقای مهارتهای زندگی و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی بر پایه شواهد علمی.
سازمان بهزیستی طی سالهای گذشته با توسعه مراکز مشاوره، راهاندازی خط ملی مشاوره ۱۴۸۰، تقویت اورژانس اجتماعی۱۲۳، گسترش فعالیتهای اجتماعمحور و بهرهگیری از فناوریهای نوین، نقش خدمات روانشناختی را در مأموریتهای خود پررنگتر کرده است.
مطابق استانداردهای جهانی از جمله WHO، UNHCR و IASC، سلامت روان یکی از ارکان اساسی مدیریت بحران به شمار میرود.
جنگ و درگیریهای نظامی میتوانند منجر به اختلالاتی مانند استرس پس از سانحه، اضطراب، افسردگی و مشکلات رفتاری در کودکان و بزرگسالان شوند؛ در حالی که جوامع برخوردار از شبکه مؤثر خدمات سلامت روان، تابآوری اجتماعی بالاتری دارند.
ایران نیز از جمله کشورهای حادثهخیز جهان محسوب میشود و مداخله در بحرانهای روانشناختی پس از بلایا یکی از رویکردهای مهم برای کاهش پیامدهای روانی این حوادث است.
به همین منظور، سازمان بهزیستی از سال ۱۳۸۶ برنامه «مداخلات و حمایتهای روانی ـ اجتماعی در بحران (محب)» را در سراسر کشور اجرا کرده است.
در این چارچوب، آگاهسازی عمومی، آموزش متخصصان، آمادگی برای مواجهه با بحرانها و کمک به بهبود وضعیت روانی ـ اجتماعی بازماندگان از جمله اهداف اصلی این برنامه است.
در سالهای اخیر نیز مجموعهای از برنامهها برای گسترش خدمات سلامت روان و افزایش تابآوری اجتماعی اجرا شده است؛ از جمله ارائه خدمات مشاوره حضوری در بیش از ۳۵۰۰مرکز مشاوره، ارائه خدمات تلفنی از طریق سامانه۱۴۸۰ و اورژانس اجتماعی۱۲۳، آموزش مهارتهای زندگی، برنامههای آموزشی خانواده، اجرای طرحهای آموزش پیش از ازدواج، مشاورههای مرتبط با طلاق در سامانه تصمیم، مداخلات بحران در قالب طرح محب و غربالگری سلامت روان کودکان.
مجموع این اقدامات نشاندهنده حضور فعال و علمی سازمان بهزیستی در عرصه سلامت روان کشور است.
هدف نهایی آن است که افراد جامعه، بویژه گروههای آسیبپذیر، در مواجهه با دشواریها احساس حمایت کنند و با تکیه بر توانمندیهای فردی و اجتماعی خود از پیامدهای منفی روانی و اجتماعی بحرانها مصون بمانند.
روانشناسی در سازمان بهزیستی امروز تنها ابزار درمان نیست، بلکه سازوکاری برای پیشگیری، تقویت تابآوری و شکوفایی اجتماعی محسوب میشود.
به باور من، سرمایهگذاری در سلامت روان در واقع سرمایهگذاری برای امنیت انسانی، انسجام اجتماعی و آینده پایدار کشور خواهد بود.
امیدوارم با استمرار هم افزایی، دانش محوری و توسعه خدمات سلامت روان، بتوانیم گامی مؤثرتر در ساختن جامعهای سالم، پویا و تابآور برداریم.
در انتهای هر دو جلسه دیروز و امروز، حیفم آمد بدون ورود به موضوع مهم «جنگ رمضان» و نقش برجسته و موثر "روانشناسان" و خدمات روانشناختی و مشاوره در بحران ها بویژه جنگ ها، از جلسه خارج شوم!
به همین دلیل با اشاره به کتاب «امید در تاریکی» "ربکا سولینت" نویسنده آمریکایی، گفتم: "سولینت" این کتاب را زمانی نوشته است که "جورج بوش" به کویت حمله و "صدام" را از آن کشور خارج کرد و بعدتر هم رژیم بعث عراق را ساقط کرد؛ درست زمانی که دکترین نظم نوین جهانی و مدیریت متمرکز آمریکا در سرتاسر جهان، برای وابستگی مکانیکی به وابستگی ارگانیکی کشورها به آمریکا شکل گرفت.
در یادداشت "نظم نوین جهانی آمریکا، ترامپ و جنگ رمضان" که ۱۶فروردین در خبرگزاری _جمهوری اسلامی منتشر شد، مفصل به این موضوع پرداختهتم.
نکته مهمی که "سولینت" به آن اشاره دارد «دورهگردهای دوست پرطمطراق» است که طرف مقابل را در صحبت و گفتار، قدرتمندتر از آنچه هست نشان می دهند. مانند تصویری که برخی کشورها از قدرت آمریکا و رژیم اشغالگر اسرائیل تا پیش از "جنگ رمضان"در اذهان جهانیان ساخته بودند.
به باور من، باید در این چرخه تغییر ایجاد کرد تا امید در دلها ایجاد شود؛ اتفاقی که مردم ایران، شدنی بودن آن را در همین جنگ "چهل روزه" نشان دادند.
یادمان نرود که "فوکویاما" پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، هنگام طرح نظریه «پایان تاریخ» گفت: _«جهان تک قطبی شده و این پایان تاریخ است.»_
اما امروز همین "آقای فکویاما" با حرکتی که از مردم ایران در جنگ چند روز پیش دیده، میگوید:«باید در نظریه پایان تاریخ تجدیدنظر کنم!»
چرا ایشان این حرف را میزند؟! چون ایران هم اکنون در برابر قویترین نیروهای تسلیحاتی و اتمی تمام تاریخ بشریت(آمریکا و اسرائیل)، قدرتمند و سرافراز ایستاده است.
اینجا است که بعنوان یک ایرانی، با افتخار می گویم: آنچه در این چهل و چند روز در میدان و خیابان دیده شد، غلبه بر بزرگنمایی از قدرت دشمن بود.
قدرتی پوشالی که«دورهگردهای دوست پرطمطراق» برای آنها(آمریکا ورژیم اشغالگر اسرائیل) ایجادکرده بودند. _پس اجازه بدهید بگویم: "ایران قهرمان"، بادکنک قدرتی که«دورهگردهای دوست پرطمطراق»برای آمریکا و اسرائیل باد کرده بودند، ترکاند.
نظر شما